نام نويسنده: روجي غارودي

لینک: http://old.aqeedeh.com/author/727/
:مختصرى درباره اين نويسنده

 

غارودي، الذي غاب عن ساحة النقاش الفكري مؤخراً، ولد في مدينة مرسيليا المتوسطية في السابع عشر من يوليو/تموز عام 1913، من عائلة متوسطة الدخل لأب يعمل محاسباً. إلا أن الشاب المشاكس الشيوعي الهوى سابقاً، الذي لطالما جذبته مسائل "الدين" بمفهومها الشامل، اختلف مع عائلته البروتستانتية، واعتنق الكاثوليكية ليهجرها فيما بعد إلى الإسلام في الثمانينيات، حيث وجد ضالته.

 

أما أشهر مؤلفاته التي قادته إلى خوض معارك في المحاكم الفرنسية، كتاب "الأساطير المؤسسة للسياسة الإسرائيلية"، فبسببه واجه غارودي تهمة التشكيك في ارتكاب جرائم ضد الإنسانية، بعدما أثار جدلاً واسعاً في فرنسا والعالم، واتهم بمعاداة السامية. في حين لاقى الكتاب ترحيبا واسعاً في العالمين العربي والإسلامي بعدما أدانته المحكمة الفرنسية عام 1998.
أحب الإسلام حتى اعتنقه
عرف عن غارودي دعوته للحوار بين المسيحية والشيوعية. وفي مسيرته الفكرية الطويلة، أخذ يقترب من الفكر الإسلامي، فأعلن إسلامه في جنيف عام 1982.

وقد صرح في كتابه "الإسلام دين المستقبل" الحائز على جائزة الملك فيصل
عام 1985" بأن الإسلام كان أكثر الأديان شمولية في استقباله للناس الذين يؤمنون بالتوحيد، وشكل قبوله لأتباع الديانات المختلفة في عقر داره أكبر دليل على تقبل تلك الثقافات والحضارات، والمثير للدهشة أنه في إطار توجهات الإسلام استطاع العرب آنذاك ليس فقط إعطاء إمكانية تعايش، بين الحضارات، بل أيضا إعطاء زخم قوي للإيمان الجديد من خلال الإسلام.

فقد تمكن المسلمون في ذلك الوقت من تقبل معظم الحضارات والثقافات الكبرى في الشرق وإفريقيا والغرب وكانت هذه قوة كبيرة وعظيمة لهم، وأعتقد أن هذا الانفتاح هو الذي جعل الإسلام قوياً ومنيعاً".

وكان غارودي الحاصل على الدكتوراه في الآداب، والمجاز في الفلسفة، التحق بصفوف الحزب الشيوعي الفرنسي عام 1933. وفي 1940 سجن ثلاثين شهراً في معسكر بالجزائر. وفي 1945، انضم إلى اللجنة المركزية للحزب، وفي 1956 إلى المكتب السياسي. كما انتخب نائباً في 1954 وخسر في 1951، وأعيد انتخابه في الجمعية الوطنية (1956-1958) ثم في مجلس الشيوخ (1959-1962). وبعدها تولى تدريس الفلسفة في ألبي (جنوب فرنسا) والجزائر العاصمة وباريس (1958-1959)، ثم أصبح محاضراً ثم أستاذاً أساسياً في الجامعة.

 

در سال ‏۱۹۱۳ در شهر مارسی به دنیا آمد. پس ازطی دوره دبیرستان، تحصیلات عالی خود را در رشته فلسفه تا اخذ درجه اگرگاسیون ادامه داد. سپس عضو کمیته مرکزی‏ حزب کمونیست فرانسه شد. در سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۵۱ به عضویت مجلس ‏موسسان، در ۱۹۵۶ به نمایندگی مجلس ملی فرانسه، و در ۱۹۵۹ به ‏سناتوری مجلس سنای فرانسه انتخاب گردید. در ۱۹۶۳ با نوشتن‏ رساله‌ای تحت عنوان فرضیه مادی‌گرایانهٔ شناخت (connaissance teorie materialiste la)، به اخذ درجه دکتری در فلسفه نائل ‏آمد. در ۱۹۵۹ به دانشیاری دانشگاه کلرمون فران (Clermont ferrand) و در ۱۹۶۵ به استادی فلسفه در دانشگاه ‏پوآتیه (Poitiers) منصوب گردید.

گارودی در طی جنگ جهانی دوم در شهر جلفهٔ الجزایر به عنوان اسیر جنگی ویشی فرانس زندانی بود؛ او عضو حزب کمونیست فرانسه بود و در کتاب الگوئی برای سوسیالیسم در فرانسه که در سال ۱۹۶۸ منتشر کرد، سعی کرد مارکسیسم را با مسیحیت کاتولیک آشتی دهد. حتی در کتاب مارکسیسم در قرن بیستم کوشید نشان دهد که مارکسیسم می‌تواند ارزشهای مذهبی را در خود جذب ‏کند.

او در سال ۱۹۶۸ در پی انتقاد از اشغال چکسلواکی توسط شوروی از حزب کمونیست اخراج شد. با این حال او مرکزی را به نام "مرکز مطالعات مارکسیستی" تاسیس کرد و به مدت ۱۰ سال آن را اداره نمود.

عضویت وی در برنامه گفتگوی مسیحیت – کمونیسم در دهه ۱۹۶۰ او را به مسایل دینی علاقه مند کرد و به تدریج در دهه ۱۰۷۰ متمایل به مذهب کاتولیک نمود. بعدها با اسلام آشنا شد و در ۱۹۸۲ در ژنو تغییر دین خود به اسلام را اعلام کرد تا به گفته خودش "گمشده خود را در آن بیابد". او در کتاب خود با عنوان "اسلام دین آینده" که جایزه ملک فیصل در سال ۱۹۸۵ را به خود اختصاص داد، گفته‌است که اسلام در پذیرش مردمی که به توحید ایمان دارند، بیشترین سعه صدر را داشته‌است. وی معتقد است که حضور پیروان دین‌های مختلف در محل پیدایش اسلام یعنی خاورمیانه، بزرگترین دلیلی است که برای سعه صدر اسلام در پذیرش فرهنگ‌ها و تمدن‌ها می‌توان عنوان کرد. او می‌گوید: نکته شگفت انگیز این است که در سایه تعالیم اسلامی، ملت‌های عرب امکان همزیستی میان تمدن‌های مختلف را فراهم کردند. به نوشته گارودی، مسلمانان در صدر اسلام توانستند تمدن‌ها و فرهنگ‌های بزرگی در آسیا، آفریقا و اروپا را به هم پیوند دهند و فرهنگ و تمدن خود را قوی و واکسینه کنند.