نام نويسنده: علی اصغر بنابی

لینک: http://old.aqeedeh.com/author/72/
:مختصرى درباره اين نويسنده

زندگینامة عالم ربانی محیی الدین بنابی

علی اصغر محیی الدین فرزند ملا محمد علی بن ملا عبدالمحمد بن ملا تقی بنابی، واعظ، مفسر و قرآن شناس، مصلح برجستة آذربایجانی بنا به استناد سرگذشت نامة خودش به سال1324 ﮪ.ق در بناب به دنیا آمد. بنابی در کودکی پدرش را از دست داد. پدرش ملا محمد علی از علمای آن زمان بناب بوده و در مساجد محلة آقاجری و اولیاء و مسجد محلة پل سنگ به وعظ و ارشاد و امامت می پرداخت. محیی الدین در دوران کودکی و نوجوانی در مجالس درس بسیاری از بزرگان علم و ادب حضور یافته و از آنان در علوم متداول زمان اجازة کتبی یا شفاهی اخذ کرده است. وی در مکتب شیخ عباس قلی قرآن و گلستان و نصاب و ابواب و تاریخ معجم و جامع المقدمات را فرا گرفت و پس از فوت پدرش نزد شیخ غلامعلی تلمذ نمود و صمدیه و سیوطی و جامی را نزد او آموخت و نیز سیوطی را نزد ملا محمد تقی مقدس و شرایع را از میر یوسف فرا گرفت. وی پس آنگاه برای تحصیل به مراغه رفته و در مسجد جامع مراغه شرح اللمعة را نزد میرزا عبدالعلی تلمذ کرد. پس از مراغه بنابی به تبریز نقل مکان می کند و در مدرسة طالبیه به کسب علم و دانش پرداخته و در آنجا شرح اللمعة نزد میرزا صادق تهباسی و قوانین را نزد سید محمد مولانا و مطول را نزد حسینعلی واعظ و رسائل را نزد سید مرتضی خسروشاهی تلمذ می کند. وی تا قیام مردم تبریز در دورة رضاشاه در آن مدرسه می ماند و پس از شورش مردم مجددا به بناب بازگشته و دوسال در بناب مانده و در آن مدت تأهل اختیار می کند. بنابی پس از آن جهت تکمیل تحصیلات دینی خود راهی نجف می شود در آنجا با آیة الله شیخ عبدالله ممقانی صاحب تنقیح المقال ملاقات کرده و ایشان، بنابی را در مدرسة ایروانی نجف مستقر می سازد. بنابی در نجف کفایة الأصول را از میرزا أبو الحسن مشکینی و میرزا احمد اهری و مکاسب زا از سید هادی میلانی آموخت و در درس خارج آیة الله العظمی میرزا محمد حسین نائینی صاحب «تنبیه الأمه و تنزیه الملة » و آیة الله العظمی سید أبوالحسن اصفهانی و آیة الله شیخ عبدالله ممقانی حضور یافت و از آیة الله العظمی سید أبوالحسن اصفهانی اجازة اجتهاد دریافت داشت و پس از دو سال تحصیل در نجف به بناب بازگشت و مدت ده سال در بناب به تدریس و موعظه و اقامة نماز جمعه پرداخت. بنابی در این مدت سعی می کند برای تکمیل تحصیلات علمی خود راهی قم شود و لذا در قم در درسهای خارج آیة الله سید محمد تقی خوانساری و آیة الله صدر شرکت جسته که اینان مراجع تقلید وقت قم بودند.

بنابی پنج سال در قم ماند و در ایام رفتن رضاشاه از ایران بنابی در قم با وضع اسف باری به زندگی ادامه می دهد. وی در این ایام چهل سال داشت و پس از آن به وطن اصلی خود بناب بازگشت و در مسجد محلة مهر آباد مشغول تبلیغ و تفسیر قرآن شد و به اقامة نماز جمعه پرداخت که در آن زمان مخالفت هائی را از سوی عالم نمایان برانگیخت و موجب مشکلاتی برای بنابی گشت، زیرا برخی معتقد بودند نماز جمعه واجب نیست. بنابی در سرگذشت خود بارها از اهالی محلة مهر آباد بناب به عنوان حامیان حق طلب و متقی و دوستدار قرآن و اسلام معرفی کرده است.

محیی الدین بنابی چه در آثار و چه در سرگذشت نامة خود تصویری دقیق از اوضاع دینی روزگار خود ارائه می کند که اسف بار است: مردم سخت به شرک و خرافات و موهومات پایبندند، قرآن مهجور ماند، اسلام غریب افتاده و ملاهای اسلام نشناس با خرافات و شفاعتهای دروغین و آداب ورسوم غلط وبدعتها مردم را مشغول کرده اند، کسی نیست که مردم را بیدار کند و به آنان قرآن بیاموزد، نذر و قربانی برای غیر خدا رواج یافته و در بارة مراسم عاشورا می نویسد که بیشتر اعمال و آداب آن همچون قمه زنی و زنجیر زنی و سینه زنی بدعت بوده و خلاف اسلام است و در مورد علمانمایان آن دوره آنها را آلوده به عوام فریبی و مرید پروری و شهرت طلبی و مصلحت اندیشی دنیوی و ترس و وحشت از بیان حقایق قرآن می داند. نکته تأمل برانگیز در عصر بنابی سکوت اکثریت علماء و مجتهدین آن دوره نسبت به این آداب و اعمال بدعت آمیز است، و لذا زندگی فرهنگی ـ اجتماعی در مبارزه با بدعتها و خرافات با نخستین مجالس وعظ و تبلیغ آغاز می شود و بیشترین مایة شهرت وی نیز همین مجالس وعظ وی بود که تأثیرات آن به طور گسترده در بناب و شهرهای همجوار منعکس شده بود.

از کارهای مثبت و مؤثر ایشان در بناب تجدید ادای نماز های پنجگانه در اوقات پنجگانه (صبح، ظهر، عصر، مغرب، عشاء) به اتکای روایات صحیح در منابع شیعه و نامة 52 نهج البلاغه و حتی عبارت «أشهد أن علیا و لی الله » (با توضیح اینکه این شهادت به اجماع فقهای شیعه جزو اذان و اقامه نیست) که به فرمودة شیخ صدوق (ابن بابویه) در «من لا یحضره الفقیه» بدعت مفوضه (غلو کنندگان درحق علی علیه السلام) می باشد را در اذان و اقامه حذف کردند، و اذان ها را در پنج وقت به طور جداگانه ندا سر می دادند که هنوز هم این سنت حسنه در مسجد محلة مهر آباد پابر جاست.

آثار: بنابی پیش از آنکه یک نویسندة پرکار باشد یک واعظ و مجلس گوی تمام عیار بود ونوارهای ضبط شده از وی در اواخر عمر در زمینة اسلام شناسی و مبارزه با بدعتها و خرافات در میان مردم دست به دست می گردد و مورد استفادة خاص و عام است با این وصف وی آثار و تألیفاتی را زا خود بر جای نهاد که عمده ترین آنها بدین قرار است: 1- توضیح الاشتباه 2- جواب نسبتهای ناروا 3- جواب بهائی ها (نقد آراء و ادعاهای بهاءالدین و مذهب بهائی) 4- سرگذشت و زندگینامه ( به قلم خودش ) که در سال 1351 ﻫ.ق. تألیف شده است. 5- اسلام واقعی را دریابید (جلد اول)، این کتاب پیش از انقلاب ایران منتشر شد. 6- اسلام واقعی را دریابید (جلد دوم) 7- یادداشتهای پراکنده در مسائل دینی و فقهی به عربی و فارسی که نیاز به گرد آوری و تدوین دارد.

مرحوم محیی الدین بنابی پس از عمری مبارزه و جهاد در راه خدا در زمستان سال 1364 خورشیدی در تهران به سبب بیماری به جوار حق پیوست. (رفع الله درجته)