صفحه نخست آرشیو نوشته‌ها نامه ای سر گشاده به نویسندگان ومترجمان و ناشران محترم...

نامه ای سر گشاده به نویسندگان ومترجمان و ناشران محترم...

http://old.aqeedeh.com/news/277/ :لینک
يکشنبه، ۰۳ مرداد (اسد) ۱۳۸۹
شاید بسیاری از مردم نمی دانند که کار یک نویسنده مسلمان، یا یک ناشر، و حتی یک کتابفروش با هدف هرگز از کار یک مجاهدی که جان بر کف نهاده در جبهه حق علیه باطل با خون سرخ خود بر کالبد پستیها وکفر خط قرمز می کشد، کمتر نیست...
کتاب اسلامی سدهای کفر و شرک را در هم می کوبد. و بر عقلهای مرده و گمراه روح توحید می دمد، و در صحنه زندگی مردانی می پروراند که بار سنگین جامعه را بر دوش می کشند، و تا لحظاتی پیش چون جسد مرده ای سربار جامعه بودند.
و آنچه در اینجا می توان گفت اینست که هرگز قلم نمی تواند در کنار شمشیر فخر بفروشد مگر آنگاه که چون شمشیر صادق و بی ریا باشد! ودر کارش جز رضایت پروردگار یکتا و رسیدن بدو هیچ نخواهد.
حال بگذارید سخنم را با مثالی چند واضحتر سازم:
به کتاب "أربعین نووی" و"ریاض الصالحین" امام نووی توجه کن. این دو کتاب از نظر کار علمی و پژوهشی هیچ ارزشی ندارند! کتاب أربعین عبارت است از چهل حدیث که ایشان از کتابهای آماده حدیث گلچین کرده اند. واحادیث پیامبر اکرم همه اشت گل است و با ارزش، و چون این کار از یک دانش آموز ابتدائی هم بر می آید! وما امثال این گلچینها در کتابخانه اسلامی صدها کتاب داریم! وکتاب "ریاض الصالحین" هم گلچینی است از احادیث پیامبر اکرم علیه الصلاة والسلام چون کتاب أربعین البته با حجمی بزرگتر!
در حقیقت امام نووی با این دو کتابش ـ از نظر علمی و پژوهشی ـ هیچ به کتابخانه اسلامی اضافه نکرده اند! نه در راه بدست آوردن حدیث رنجهای بخاری ومسلم وسایر علماء حدیث را متحمل شده اند و نه هیچ زحمت دیگری! تنها کتابهای آن بزرگان را بدست گرفته گلچینی اختیار نموده...
حال پرسشی که خود را مطرح می سازد اینست که:
پس چرا این دو کتاب ـ وسایر کتابهای این مؤلف ـ آنچنان مورد قبول خاص وعام گشته است؟ تا جایی که بیشتر جوانان مسلمان امروزی أربعین نووی در جیب دارند. وتقریبا هیچ خانه ای از کتاب ریاض الصالحین خالی نیست؟!
تنها تبریر و تفسیری که برای این موفقیت بزرگ این دو کتاب می بینم همان اخلاص وصداقت و بی ریایی مؤلف و یا بعبارت درستر گرد آورنده این دو کتاب است.
کتاب "تحفه اثنا عشریه" نوشته امام توحید شاه عبد العزیز فرزند ارشد مجدد قرن دوازدهم امام شاه ولی الله دهلوی کتابی است در باب خود بی مانند. که متأسفانه تا کنون به عربی برگردانده نشده است.
این کتاب در زبان فارسی و بین فارسی خوانان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. ومصدر بسیار مهمی است برای تصحیح مفاهیم غلط در جامعه فارسی زبانان امروزی.
این کتاب می تواند ـ البته اگر به عربی ترجمه شود ـ در جهان اسلام انقلابی به پا کند. و مختصری از آن به عربی بر گردانده شده است. چیزی که همیشه مرا به حیرت می انداخت این بود که چرا این مختصر جایگاهی که شایسته آن است را در کتابخانه اسلامی پیدا نکرده است؟!
مثلا چرا در بحثهای علمی و پژوهشی آن جایگاهی که شایسته آن است را بدست نیاورده؟ چرا از عربی به زبانهای دیگر دنیا ترجمه نگشته، و ... و خیلی چراهای دیگر...
چندی پیش خواستم جواب این سؤالاتی که ذهنم را مشغول داشته بود را بیابم. وقتی مقدمه مترجم را مطالعه نمودم و دیدم که چطور کتاب به این ارزشمندی را به یک حاکم سیاسی روز اهدا نموده و چگونه آن حاکم را مدح و ستایش کرده، دریافتم که کارش از کجا لنگ می زند!!
کار کتاب اسلامی چون بخشی از خدمت به قرآن و تصویری است از زنده بودن قرآن و حفاظت از مرام آن، یعنی کاری است در راستای آنچه خداوند متعال بر عهده گرفته " انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون" ـ الحجر/9 ـ اگر چنانچه ذره ای هم از معیارهای اخلاص وصداقت، امانت و حق شناسی، پرهیزگاری و تقوا، کم بیاورد هرگز موفق نخواهد شد.
و اگر بویی از ریا و خود خواهی، و از تجارت و جشع و طمع، و از مکر و حیله، و... در آن باشد هرگز میوه اش به ثمر نخواهد رسید.
اینجاست که جای دارد هر انسان عاقلی که در این راستا گام می نهد؛ اولا احساس کند که در چه سنگر مهمی ایستاده است. سپس چشمانش را به سعادت اخروی بدوزد، و هرگز اجازه ندهد شیطان او را از این قله شامخ و بلند انسان سازی ذره ای بلغزاند، که لغزیدن از این جایگاه جز مرگ و نابودی در دره های تنگ و تاریک هیچ به ارمغان نخواهد آورد.