صفحه نخست آرشیو نوشته‌ها كتاب و كتابخانه

كتاب و كتابخانه

http://old.aqeedeh.com/news/271/ :لینک
شنبه، ۰۵ تیر (سرطان) ۱۳۸۹
كتاب و كتابخانه
نقش كتاب در انتقال علوم
كتاب، محصول تجربه‏هاي بشري و خلاقيت‏هاي ذهني و آموخته‏هاي دراز مدت انسان است. سهم كتاب در انتقال دانش‏ها گاهي به مراتب بيشتر و فراتر از ديگر ابزار آموزشي است. پديد آوردن آثار علمي و فرهنگ مكتوب از توصيه‏هاي مهم اولياي دين است و به گسترش دانش كمك مي‏كند و به عنوان يك ميراث فرهنگي براي نسل‏هاي آينده ماندگار مي‏شود.
كتاب وسيله‏اي است كه دانش بشري به مدد آن از تباه شدن مصون مي‏ماند و به آيندگان منتقل مي‏شود. از اين‏رو پيشوايان امت اسلامى توجه ويژه‏اي به فرهنگ مكتوب داشتند و همواره پيروان خويش را به حفظ دانش و نوشتن آن سفارش مي‏فرمودند.
توجّه اسلام به حفظ و گسترش ميراث علمي، جايگاه والاي دانش و كتاب را از ديدگاه اين دين مبين نشان مي‏دهد.
كتاب‏هاي ناسالم
بي‏ترديد، به همان اندازه كه مي‏توانيم از كتاب بهره بگيريم، ممكن است در معرض آفت‏ها و خطرهاي نوشته‏هاي سست و بيمار و مسموم و انحرافي هم قرار گيريم. راه دادن كتاب‏هاي ناسالم به مدرسه‏ها و خانه‏ها، در واقع مسموميت فكري و اخلاقي نسل ما را به دست خودمان فراهم مي‏آورد. بنابراين، نظارت بر چاپ كتاب و بررسي محتواي آن، در جامعه سلامت خواه و دورانديش ضروري است. آنان كه به سلامت انديشه و باورها و گرايش‏هاي افراد جامعه دل‏بستگي دارند، نمي‏پذيرند كه در عرضه آثار منتشر شده، حدّ و مرز و نظارت و محدوديتي نباشد.
كتاب و كتاب‏خانه
وقتي كتاب، حاصل انديشه‏ها و تجربه‏هاي اهل انديشه و معرفت باشد، كتابخانه نيز كانون همايش صاحب نظران و موزه پرطراوت و شاداب دانشمندان و صاحبان معارف خواهد بود. همان‏گونه كه در باغ و بوستان، خاطر انسان نشاط مي‏يابد، سير در بوستان كتاب نيز مشام جان را شاداب و معطر مي‏سازد. بي‏مناسبت نيست كه در روايات ما، از كتاب به عنوان بوستان دانشمندان ياد شده4 و همدم و سخن‏گويي شايسته به شمار آمده است.
 كسي كه قدم در كتابخانه مي‏گذارد، به گلگشت دل‏انگيز و مجمع دانشمندان و دانايان قدم نهاده است. طبيعي است كه در چنين محيطي، انسان احساس نشاط مي‏كند و روحش بالنده مي‏شود.
مطالعه و كتابخواني
وقتي جهل و بي‏خبري، جامعه‏اي را از پاي درآورد، يا شبهه‏ها ذهن جوانان را فلج كند، بدون شك يكي از مهم‏ترين كارهايي كه مي‏تواند آفت جهل را بزدايد، مطالعه است و آنچه مي‏تواند شبهه‏هاي ذهني را دفع كند و ايمان و اطمينان را به قلب‏ها باز آورد، كتاب‏خواني است. گرفتاران در چنبره پرسش‏ها و محاصره شدگان در ميان انبوه شبهه‏ها، مي‏توانند براي استمداد فكري به كتابخانه مراجعه كنند و از آن‏جا نيرو گيرند و به جنگ شبهه‏ها بروند و پاسخي در برابر القائات و شبهه‏افكني‏هاي ديگران بيابند.
آثار روحيِ انس گرفتن با كتاب
بي‏گمان، هيچ ذخيره و ميراثي سودمندتر و با ارزش‏تر از كتاب نيست؛ چرا كه كتاب، مايه آرامش روحي انسان است. كسي كه به كتاب‏ها تسلّي و آرامش بيابد، هرگز آرامش را از دست نخواهد داد.  كتاب همدمي است كه اندوه را مي‏زدايد و مطالعه كننده را از تنهايي در مي‏آورد و به او حكمت‏هاي جان‏پرور مي‏آموزد.
بردباري كتابدار در برخورد با كودكان
در كتابخانه‏هايي كه در مدرسه‏ها، مسجدها و روستاها تأسيس مي‏شود، نحوه برخورد متوليان كتابخانه با مراجعه‏كنندگان بسيار مهم است. مراجعه‏كنندگان به كتابخانه‏ها، گاهي كودكان و نوجوانانند و گاهي بزرگ‏ترها و حتي دانش‏آموختگان و اهل معرفت. نحوه برخورد با هريك از اين گروه‏ها متفاوت است و آيين مناسب خود را مي‏طلبد. اگر سر و كار كتابدار با كودكان است، حوصله و بردباري بيشتري لازم است تا هم بازيگوشي كودكان، زيان‏هايي به بار نياورد و هم آنان به كتابخانه و مطالعه رغبت كنند.
امين بودن كتابدار
يكي از وظايف اخلاقي كتابدار، امين بودن و متعهد بودن است. كتابدار، نسبت به كتاب‏ها بايد امين باشد و از ضايع شدن و مفقود شدن آنها ناراحت شود و خراب شدن كتاب‏ها او را رنج دهد و كتاب‏ها را مثل فرزندان خود بداند. او بايد در امانت دادن كتاب دقت و تعهد لازم را نشان دهد، تا با گم شدن و كم شدن كتاب‏ها مواجه نشود.
شناخت كافي از سلامت و صحت كتاب
يكي از مفيدترين اطلاعات براي كتابخوان، شناختن آثار خوب و جديد، شناخت نويسندگان متعهد و سالم و آگاهي از مؤسسات انتشاراتي متعهد است. نشان «استاندارد» به عنوان نشانه مرغوبيت كالا، نبايد تنها در فرآورده‏هاي خوراكي و مصرفي و كالاهاي خانگي و صنعتي مورد نظر باشد، بلكه آثار فرهنگي و فرآورده‏هاي علمي و فكري هم بايد مطابق استانداردهاي عقلاني و ديني و ارزشي تهيه شود تا جامعه را به فساد و تباهي و بيماري نكشد. روشن است كه خوانندگان آثار و خريداران كتاب و مشتريان مطبوعات و جرايد نيز بايد به اين علايم استاندارد توجه كنند و هر كتاب را نخرند و نخوانند و به هر نويسنده و ناشر، اطمينان صد در صد نكنند و تا شناخت كافي از سلامت و صحت كتاب خاصي پيدا نكرده‏اند، در روح و انديشه خود و فرزندانشان را به روي كالاهاي ناسالم و زيان‏بار فكري نگشايند.
علت عمده كتاب‏گريزي در جامعه
يكي از مشكلات و كاستي‏هاي جامعه ما گريز از كتاب و پايين بودن سطح فرهنگ مطالعه است. اين نقيصه، ريشه‏ها و علت‏هاي مختلفي مي‏تواند داشته باشد كه شايد در رأس آنها «عدم احساس ضرورت» است. تا وقتي انسان در وضعيت «نياز» قرار نگيرد، در پي رفع آن نخواهد افتاد. اگر در پاسخ شبهه‏هاي اعتقادي و پرسش‏هاي سياسي دربمانيم، يا در مجلس و محفلي كه از موضوع خاصي صحبت به ميان مي‏آيد، احساس كنيم در آن زمينه بي‏اطلاعيم و شرمسار شويم و احساس كنيم از چرخه زمان و گردونه پرشتاب مسايل علمي و فكري جامعه عقب مانده‏ايم، نسبت به خلأ و نياز آگاه مي‏شويم و اين مي‏تواند شوق به مطالعه و كتابخواني را در ما تقويت كند.
شناخت سير مطالعاتي
بدون شك تناسب محتوا و سبك كتاب، با مخاطبي كه آن را به دست مي‏گيرد و مي‏خواند، عامل مهمي براي برقراري رابطه و لذت بردن از خواندن است. كتاب دشوار، گاهي به جاي جاذبه، دافعه دارد و به جاي شوق‏آفريني، بيزار كننده مي‏شود. در اين‏جا هوشياري و دقت كسي كه كتاب را براي مخاطب، انتخاب مي‏كند، نقش عمده دارد. براي كودك و نوجوان مطالعه كننده، مراعات سلسله مراتب و سير تدريجي مطالعه نيز مؤثر است. نوجوانان به مطالعه داستان علاقه‏مندند. بهره‏گيري از اين علاقه و عرضه كتاب‏هاي قصه در مرحله نخست، عامل ايجاد علاقه به مطالعه است. وقتي نوجوان داستان‏هاي جذّاب خواند، با كتاب مأنوس مي‏شود و انس با كتاب و مطالعه، او را در مراحل بعدي به خواندن كتاب‏هاي متنوع علمي، تاريخي و اخلاقي مي‏كشاند. مربّي موفق و كتابدار پخته و هنرمند كسي است كه اين سير مطالعاتي را بشناسد و به كار گيرد.
نظم و برنامه‏ريزي در كتابخواني
بي‏ترديد، از مهم‏ترين عوامل مفيد ساختن كتابخواني، برخورداري از نظم و برنامه است. تخصيص وقت مناسب و منظم براي مطالعه، بسيار كارساز است. مطالعه نامنظم، ملال‏آور و ناپايدار است. در هر كاري از جمله مطالعه، كار اندك ولي پيوسته و منظم، بسيار ثمربخش‏تر از كار پرحجم، ولي مقطعي و گذراست. با برنامه‏ريزي منظم براي مطالعه، مشكل كمبود وقت كه خيلي‏ها آن را وسيله و بهانه فرار از مطالعه قرار مي‏دهند، حل مي‏شود. بسياري از بزرگان از همين رهگذر، در حركتي آرام امّا مستمر، توانسته‏اند كارهاي عظيم صورت دهند. بسياري از اثرهاي ماندگار و جاويدان، محصول همين‏گونه كار دراز مدت و با صبر و حوصله و خسته نشدن و شتاب نداشتن است.
خواندن بهترين‏ها
از آن‏جا كه امروزه دامنه علوم و موضوعات و كتاب‏ها گسترش يافته است، بنابراين بر كتابخوانان عزيز است كه فرصت و نيرو و مجال را به خواندن بهترين‏ها و لازم‏ترين‏ها اختصاص دهند. دانش، بيش از آن است كه بتوان بر آن احاطه يافت؛ پس از هر دانشي بهترين آن را برگيريد. عمل به اين سخن سبب مي‏شود تا مطالعه كنندگان و كتابخوانان ارجمند با مشكل كمبود وقت، كم‏تر مواجه شوند، به اهداف مطالعاتي بهتر دست يابند، و از هرز رفتن فرصت‏ها و صرف شدن سرمايه در پاي كارهاي بيهوده و مطالعات كم ارزش و بي‏ثمر، جلوگيري نمايند.
آفت كتابخواني
يكي از آفت‏هاي هركار برنامه‏دار، برخورد با حوادث و پيشامدها و كارهاي پيش‏بيني نشده است. به تعبير ديگر، با وجود برنامه مطالعاتي يا درسي، ممكن است كارهايي براي انسان پيش آيد كه، در آن برنامه وقفه يا اختلال پديد آورد و فرد را از رسيدن به هدف باز دارد. اراده و تصميم جدي، مي‏تواند انسان را بر اين موانع غلبه دهد. خود فرد است كه اگر بخواهد، مي‏تواند از برهم خوردن نظم مطالعاتي جلوگيري كند و مصمم و استوار، بر ادامه و استمرار كار، پافشاري كند. اگر بنا باشد مسايلي همچون بي‏حالي، آمدن مهمان، بيماري يكي از بستگان، برخورد با يك دوست صميمي، و خستگي از كار روزانه، و... روند مطالعه را مختل سازد، هرگز انسان به هدف‏هاي متعالي دست نخواهد يافت.
غذاي روح
مطالعه، غذاي روح و درمان بيماري‏هاي فكري است. كتاب، معلمي ساده و صميمي و هميشه در دسترس است كه بي‏ادعا و بدون تكلف و منّت، آنچه دارد در اختيار ما مي‏گذارد. مطالعه، با نيّت خالص، عبادتي بزرگ است. لحظه‏اي نشستن در كتابخانه، حضور در محضر انديشمندان قرون و فرزانگان زمان است. كتابخانه، معبد اهل علم و محراب پاكِ دانشجويي و علم‏آموزي است. هركه از كتاب و مطالعه بيگانه است، غريب و بي‏مونس است.
نقش كتاب و كتابخانه در بالندگي جوامع
كتاب و كتابخانه، مجموعه ارزشمندي را شكل مي‏دهد كه مي‏تواند در راه شكوفايي و بالندگي افراد و جوامع نقش سازنده‏اي ايفا نمايد. كتاب، يكي از راه‏هاي كسب دانايي و توانايي است كه آدمي را در فهم و درك راست از ناراست، مدد مي‏رساند. كليد گذر از زندان و محدوديت و ورود به دنيايي گسترده و ژرف، بهره‏وري از كتاب است. كتابخانه‏ها را مي‏توان نهادهايي ديرينه و تأثيرگذار دانست كه در فرآيندهاي آموزشي و پژوهشي، ايجاد و توسعه عادت به مطالعه، پايدارسازي همبستگي‏هاي اجتماعي، حفظ ارزش‏ها، احياي تفكر ديني، ايجاد اعتماد به نفس و استقلال فردي و اجتماعي، و حتي در فرآيندهاي اقتصادي نقش مهم و مؤثري دارند.
كتابخانه، حافظ ميراث‏هاي فرهنگي
كتابخانه‏ها، حافظان ميراث‏هاي فرهنگي و مالكيت‏هاي فكري، مكان‏هايي امن براي غني سازي اوقات فراغت و ابزاري براي ايجاد تعادل و گسترش عدالت به‏شمار مي‏روند. بر همين اساس است كه «كارلايل» كتابخانه را «دانشگاهي براي همه» مي‏نامد. برخي نيز كتابخانه عمومي را به «قلب جامعه» تشبيه كرده و زندگي افراد را بدان وابسته دانسته‏اند. در هر حال كتابخانه‏ها نمادهايي از ارزش‏هاي معنوي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي جامعه تلقي مي‏شوند. از اين‏رو كتابخانه‏ها بايد داراي كتاب‏ها و منابع و مواد ديداري و شنيداري مناسب، متنوع و مفيد باشند؛ چرا كه پربار بودن مجموعه كتابخانه، سبب اقبال هرچه بيشتر مردم به آن مراكز و رويكرد فعال آنان به امر مطالعه و گسترش فرهنگ كتاب مي‏شود.
خانواده، نقطه آغازين ايجاد عشق به كتابخواني
براي ايجاد علاقه به كتاب و كتابخواني، عوامل متعددي نقش دارند كه نخستين آنها «خانواده» است. در واقع نقطه آغازين ايجاد عشق و علاقه به كتاب و كتابخواني از خانواده آغاز مي‏گردد؛ زيرا طبق ديدگاه روان‏شناسان، شخصيت و هويت كودك در قدم اول در خانواده شكل مي‏گيرد. به طور طبيعي والدين علاقه‏مند به كتاب فرزنداني دوستدار مطالعه خواهند داشت و عكس آن نيز صادق است. تجربه نشان داده است كه فرزنداني كه در خانواده‏هاي اهل دانش بزرگ مي‏شوند، ميزان مطالعه و گرايش به كتابخواني در آنان نسبت به خانواده‏هايي كه تمايلي به كتاب و مطالعه ندارند بسيار بيشتر است. اكثر علما و دانشمندان در خانواده‏هايي رشد نموده‏اند كه والدين آنان اهل مطالعه و پژوهش بوده‏اند. زماني كه فرزندي مي‏بيند كه كتابخانه‏اي در خانه هست و پدر و مادر و همگي اعضاي خانواده، ساعاتي را به مطالعه اختصاص مي‏دهند، ديگر، حتي نياز به گفتن اين‏كه «بايد مطالعه كني» وجود ندارد.
نقش آموزش و پرورش در ترويج فرهنگ كتابخواني
آموزش و پرورش به عنوان بزرگ‏ترين مجموعه آموزشي كشور، مي‏تواند با بسترسازي بنيادين و برنامه‏ريزي دقيق و بلند مدت، علاقه به كتاب و كتابخواني را در بين نسل جوان و نوجوان تقويت نمايد. اگر در برنامه آموزشي كشورهاي پيش‏رفته تأمل كنيم متوجه مي‏شويم كه فرهنگ‏سازي براي مطالعه را از آموزش و پرورش آغاز مي‏نمايند. بنابراين ضروري به نظر مي‏رسد كه با بهره‏گيري از مشاوران و روان‏شناسان برجسته، فرهنگ مطالعه و كتاب‏خواني در شخصيت كودكان مستحكم و بنيادين گردد. مطمئن باشيم كه اگر زمينه ترويج فرهنگ كتاب‏خواني را در آموزش و پرورش ايجاد كنيم، ديري نمي‏پايد كه جامعه‏اي كتابخوان و توسعه يافته خواهيم داشت و ثمره آن پيشرفت همه‏جانبه كشور خواهد بود.
هديه فرهنگي
بدون شك پدر و مادر نقش مهمي در ترويج فرهنگ كتاب‏خواني در خانواده دارند. آنان براي اين‏كه حس كتاب‏خواني را در فرزندانشان تقويت نمايند، مي‏توانند از كتاب به عنوان اهرمي براي تشويق استفاده نمايند.
بسيار مناسب خواهد بود كه كتاب را به عنوان هديه‏اي معنوي در لابه‏لاي ديگر هدايا فراموش ننماييم و با اين عمل قدمي بسيار مهم در اعتلاي فرهنگ كتاب‏خوانيِ فرزندانمان برداريم.