صفحه نخست آرشیو نوشته‌ها کتابِ صهرین عثمان و علی رضی الله عنهما

کتابِ صهرین عثمان و علی رضی الله عنهما

http://old.aqeedeh.com/news/264/ :لینک
سه شنبه، ۱۴ اردیبهشت (ثور) ۱۳۸۹
کتابِ صهرین عثمان و علی رضی الله عنهما
عثمان و علی رضی الله عنهما دو تن از خلفای راشدین و هر دو داماد پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه وآله وسلم می باشند.
حکومت اسلام در شش ساله اول خلافت حضرت عثمان رضي الله عنه در اثر لیاقت و حسن تدبیر این خلیفه راشد چه در ایران و چه در جاهای دیگر کماکان قوی و مقتدر بود و خیلی خوب پیش می‌رفت. علاوه بر این که ایرانیان و رومیان متمرد را که می‌خواستند از اطاعت این حکومت سرباز زنند، سرکوب و آن‌ها را باز مجبور به اطاعت نمود و سر جایشان نشاند، بلکه علاوه بر این موفقیت مهم، به فتوحاتی اضافه بر آنچه که دو خلیفه قبل موفق شده بودند، دست یافت و باقیمانده خاک ایران و افغانستان و قسمت‌های جنوب شرقی و نواحی شمالی ایران و نیز مستعمرات شرقی دولت روم را گرفت و در قلمرو خود قرار داد.
 اراده و نقشه عثمان س این بود که، به خاک اصلی روم حمله و آن را تصرف کند؛ ولی فرصت این کار از دستش در رفت. زیرا در سال هفتم خلافتش در خود شبه الجزیره و در مراکز مهم آن فتنه از کمین‌گاه سر برآورد و به تدریج به راه افتاد. یعنی دشمنان دین و دولت اسلام که تظاهر به اسلام می‌کردند ولی در باطن دشمن سرسختِ اسلام بودند و در آتش حقد و کینه می‌سوختند، آوای تظلم و دادخواهی علیه عمال عثمان سر دادند. بعداً به خود عثمان تعرض کردند؛ آواز واعدالتاه سر دادند و تدریجاً به حدی افکار عمومی را علیه عثمان مشوب کردند که حتی اذهان صحابه کرام در مدینه نیز مکدر گردید و از کارگزاران و عمال عثمان بیزار شدند و از خود او رنجیدند.
این ماجرا زمینه مساعدی برای این دشمنان فراهم ساخت و به آن‌ها میدان و مجال داد تا آنچه را در دل ناپاک نهان می‌داشتند، طبق یک نقشه حساب شده عیان نمایند و به عمل درآورند. سرانجام نیز به مدینه مرکز خلافت و حکومت اسلام یورش بردند و خلیفه مسلمین عثمان بن عفان t را به قتل رسانیدند.
با شهادت حضرت عثمان، وحدت مسلمین [که رسول الله آن را به وجود آورد و ابوبکر و عمر آن را تقویت کردند و در حفظ آن کوشیدند] از بین رفت.
آری، شهادت حضرت عثمان همانطور که خود او در گرماگرم فتنه به فتنه‌انگیزان در مدینه فرموده بود، باعث بروز دشمنی‌های حاد و خون‌ریزی‌های زیادی در بین مسلمین گردید. از این رو دیگر خبر و اثری از جهاد با دشمن در خارج و فتح جدید و توسعه دایرة حکومت اسلامی نبود، تا آنگاه که معاویه پس از شهادت حضرت علی بن ابی طالب بی‌رقیب و یکه تاز گردید. قدرت‌های متفرقه را یک جا در دمشق به دست گرفت و همان دشمنان دوست‌نمای آشوب‌گر را شناسائی کرد و ماهرانه از بین برد. پس از فراغت از این کار شروع به جهاد نمود و به نواحی مجاور مرزهای غربی حکومت اسلام که هم‌پیمان با روم بودند حمله و آن‌ها را تصرف کرد.
حضرت علی کرم الله وجهه هنگامی به خلافت رسید که اوضاع جامعه مسلمین در اثر شهادت حضرت عثمان به حدی آشفته بود که امید هر امیدواری به یأس و ناامیدی مبدل می‌شد. زیرا همان دشمنان فتنه‌انگیز آشوب‌گری که عثمان خلیفه مسلمین را به قتل رسانده بودند و بیت المال مسلمین را غارت کرده بودند، به آرزوی خود رسیده و بر شهر مدینه مرکز حکومت اسلام کاملاً تسلط یافته بودند. قدرت در دست آن‌ها بود. مسلمین در ولایات و ایالات به دو فرقه منقسم شده بودند فرقه‌ای طرفدار عثمان و خواهان خون عثمان بودند و فرقه‌ای دیگر که از زمره همین دشمنان بودند بدخواه عثمان و بر ضد طرفداران عثمان بودند. این دو فرقه بر ضد یکدیگر در مقابل هم قرار گرفتند.
لذا دوره خلافت این شخص عظیم جهان اسلام، دوره پرآشوب تاریخ اسلام بود و تقریباً یکسره در کشمکش‌های سیاسی و جنگ‌های داخلی گذشت. نقشه‌های صحیح و خداپسندانه این خلیفه راشد که برای اصلاح امور مسلمین در نظر داشت، صورت نگرفت. نه جنگ‌ها و منازعات داخلی به او مجال داد تا آنچه می‌خواست و آنطور که در نظر داشت عمل کند و نه همراهان و طرفدارانش او را چنان که اراده داشت آزاد می‌گذاشتند تا به دلخواه خویش تصمیم بگیرد و اقدام کند و گرنه بی‌هیچ تردید مسیر اسلام غیر از آن هدف که شد و اوضاع مسلمین غیر از این بود که اکنون هست.
خیلی واضح است که حضرت علی در چنین اوضاع آشفته‌ای که گفتیم و با چنین مردم خودسری که شنیدیم، نمی‌توانست آنچنانکه در دل داشت، از عهده کار برآید تا آنچه را که برای اصلاح امور آشفته امت محمد r لازم بود، انجام دهد.
ناگفته نماند که بودند در بین همراهان حضرت علی مردم به حق مؤمنی از قبیل عمار بن یاسر و ضرار بن حمزه که مانند انصار انبیاء، مخلص و وفادار بودند؛ از دنیا بیزار و از علائق دنیا دل کنده بودند. مطیع مخلص حضرت علی بودند و او را بر جانِ خویش مقدم و اولی می‌دانستند.
شدت اخلاص و محبت آن‌ها نسبت به حضرت علی به حدی بود که وقتی از ضرار بن حمزه سؤال شد از شنیدن شهادت علی در چه حالی افتادی؟ گفت: مصیبتی دیدم مانند مصیبت و فاجعه مادری که فرزندش را جلو چشمش و در دامانش سر ببرند ولی این اشخاص در صفوف حضرت علی گروه کوچکی بودند که نمی‌توانست با آن‌ها مستقلاً کار کند.
حضرت علی چنانکه در نهج البلاغه آمده و در این کتاب نقل شده از توده طرفدارانش گله‌ها داشت. آن‌ها را روی منبر مسجد کوفه ملامت و سرزنش می‌فرمود.
برادران و خواهران عزیز! آنچه در این مقدمه در بارة عثمان و علی ب مختصر و فشرده بیان شده با مطالعه این کتاب، بیشتر در بارة آنان خواهید خواند. آنچه در این کتاب می‌خوانید از منابع تاریخی موثق و مورد اعتماد نقل شده اند. امید است انشاء الله این کتاب بسیاری از اشتباهات و شبهاتی را که در اذهان مسلمان قرار دارد رفع نماید.
این کتاب را می توانید با فشار بر روی اسم آن از کتابخانه عقیده داونلود نمایید.