ابو حنیفه و منصور

اهل موصل با خلیفه وقت منصور عهد شکنی کردند. این در حالی بود که قبلا منصور از آنان تعهد گرفته بود که اگر عهد شکنی کردند، خونشان حلال است.

منصور فقهای وقت را فرا خواند. در میان آنان امام ابو حنیفه نیز وجود داشت.

منصور گفت: مگر نه اینکه رسول خدا فرموده است: «المؤمنون عند شروطهم» «مسلمانان مسئول پیمان و تعهدات خویش هستند».

اهل موصل با من پیمان بسته‌اند که اگر علیه من شورش کنند، خون‌هایشان برای من حلال است. بر این اساس من ریختن خون آن‌ها را جایز می‌دانم.

از میان جمع یکی پاسخ داد: شما برای آنان اتمام حجت نموده اید و اینک دست شما بر آنان آزاد است. اگر آن‌ها را مورد عفو خویش قرار دهید که بهتر و اگر نه مستحق مجازات می‌باشند.

آنگاه منصور، رو به ابو حنیفه کرد و گفت: شیخ! نظر شما چیست؟ مگر جز این است که ما در خلافت پیامبر و خانه امن به سر می‌بریم؟

ابو حنیفه: آن‌ها تعهد چیزی را به شما داده‌اند که مالک آن نبوده‌اند. و شما نیز بر آنان شرطی را گذاشته اید که حق آن را نداشته اید.

زیرا ریختن خون مسلمان جز در سه مورد جایز نیست [۱۲].

پس منصور بقیه مسلمانان را مرخص نمود و ابو حنیفه را نزد خود طلبید و گفت: شیخ، سخن حق همین بود که شما گفتید اکنون به شهر و دیارت بر گرد ولی از دادن چنین فتواهایی که به ضرر خلیفه ات تمام شود پرهیز کن زیرا دست شورشیان را باز می‌گذاری.

[۱۲] هدف امام از این حدیث پیامبر بود که می‌فرماید: ریختن خون مسلمان حلال نیست مگر در سه مورد: ۱- زنا ۲- ارتداد ۳- قتل (مناقب ابن جوزی ج ۲ و ۱۷).