عقب نشيني شوروي از افغانستان

زمان: ۹ رجب ۱۴۰۹ ه برابر ۱۵ فوریه ۱۹۸۹ م

از هنگامی که «محمد داود» در سال ۱۳۷۳ ه برابر ۱۹۵۳ م به نخست وزیری افغانستان رسید،‌راه را برای ورود اندیشه کمونیسم به افغانستان بازگذاشت چرا که آرایش و ساختار سازمانها و پیمانهای جهانی در آن برهه زمانی بستر مناسبی برای گسترش کمونیسم فراهم کرده بود. از این رو تشکیل پیمان بغداد در سال ۱۳۷۴ ه راه را برای نفوذ شوروی در افغانستان هموار کرد. و چنین شد که کمونیست‌ها کودتاهایی را یکی پس از دیگری در آن کشور به راه انداختند و با وجود آنکه محمد داود و نور محمد ترکی و سایر کمونیست‌ها سرسپرده کمونیسم و شوروی بودند ولی روسیه کمونیست به این راضی نشده و می‌خواست که افغانستان نسخه دیگری درست همانند اتحاد جماهیر شوروی شود به عبارت دیگر کفر و الحاد و کمونیسم به طور کامل در افغانستان حکمفرما شود و لذا پس از اینکه چندین کودتای نظامی در آن کشور اتفاق افتاد که همه کودتاچیان کمونیست بودند بازهم در نهایت،‌شوروی در ۸ صفر سال۱۴۰۰ ه افغانستان را اشغال کرد و کمونیست‌ها به پشتوانه ارتش شوروی در همان سال به طرز هولناکی مردم مسلمان افغانستان را قتل عام کردند چنانکه صدها هزار مسلمان بی‌گناه کشته شدند.

قبل از پیدا شدن کمونیست‌ها مردم افغانستان زندگی ساده و آرامی داشتند و به شدت پایبند اسلام بودند. کوچکترین بی‌حرمتی به احکام شریعت را بر نمی‌تافتند و تحمل نمی‌کردند. از همین جهت زمانی که امان الله شاه افغانستان بیگانگان را در افغانستان بر سر کار آورد و امور کشور را به آن‌ها سپرد و در فکر پیاده کردن سکولاریسم و لامذهبی در افغانستان افتاد علیه وی قیام کردند. افغانان علی رغم ساده زیستی،‌دلاور و سرسخت هستند. آن‌ها این خصیصه‌ها را از طبیعت سرزمین خشن و طاقت فرسای خود که آکنده از کوهستان‌های مرتفع و یخبندان است گرفته‌اند. از این رو وقتی که شوروی‌ها افغانستان را اشغال کردند، ملت افغان علیه آن‌ها به پا خاست و گروه‌ها و احزاب جهادی متعددی برضد تجاوزات کمونیست‌ها به جهاد برخاستند. از شاخص ترین این احزاب، حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و حزب اسلامی به رهبری محمد یونس خالص و حزب اتحاد اسلامی به رهبری «سیاف» بودند. البته احزاب دیگری هم بودند که بعنوان جهادی شناخته می‌شدند ولی صبغه ملی گرایی آن‌ها پررنگ تر بود مانند جبهه آزادی بخش و حرکت انقلاب اسلامی. این احزاب از پشتیبانی گسترده مردم افغانستان و سایر مسلمانان جهان برخوردار شدند و داوطلبان جهاد از کشورهای عربی و سایر کشورهای اسلامی از سراسر جهان به افغانستان روی آوردند و آمدن شهید دکتر عبدالله عزام البته نقطه عطفی در تاریخ جهاد افغانستان با شوروی محسوب می‌شود. زیرا از آن پس فعالیت‌های جهادی سر و سامان گرفت و هماهنگ و منسجم شد؛وجهه جهانی پیدا کرد و چنان شد که حدیث جهاد افغانستان نقل محافل بین المللی شده و اعجاب و تحسین همه مردم را برانگیخت.

روس‌ها در بدو اشغال افغانستان فکر می‌کردند که در پناه برتری ماشین مهلک نظامی و تسلیحات ویرانگر و ممنوعه خودشان خواهند توانست در مدتی کوتاه و شاید هم ظرف چند روز هرگونه مقاومتی را سرکوب نمایند. زیرا شوروی در آن وقت قدرتمندترین ارتش دنیا و کشنده ترین تسلیحات نظامی را در اختیار داشت. اما به زودی این وهم و خیال دروغین به کابوسی وحشتناک برای شوروی‌ها تبدیل شد زیرا مجاهدین فقط بااتکابه یاری خداوند دربرابرشوروی ایبستادند. خسارات زیادی به ارتش شوروی و سربازان و تسلیحات آن‌ها وارد شد تا آنجا که بیش از ۵۰ هزار سرباز را از دست دادند و صدها میلیارد دولار زیان دیدند که این باعث شد عقلشان را از کف بدهند و دیوانه وار مردم بی‌گناه را بکشند. چنانکه هرگاه در عملیاتی مجاهدین به آن‌ها ضربه می‌زدند، ‌شوروی‌ها هم با بکارگیری گازهای شیمیایی و بمبهای مخرب ممنوعه، مردم بیگناه شهرها و روستاها را بمباران می‌کردند. و با این شیوه بسیاری از روستاها را برای همیشه از بین بردند.

دوران اشغال افغانستان بدون حصول هیچ نتیجه مادی یا معنوی برای شوروی‌ها ادامه می‌یافت و در مقابل هر روز بر عزت و شوکت مجاهدین افزوده می‌شد و ارزش و احترام آن‌ها بین مردم افزایش می‌یافت و بار دیگر جهاد اسلامی در قلوب مسلمانان جا باز کرد و یک بار دیگر بعد از آنکه به سبب گفتگوهای صلح اعراب با اسرائیل چراغ جهاد در چشم مسلمانان کم فروغ شده بود جهاد نور افشانی خود را آغاز کرد سرانجام روسیه که از پیروزی بر مجاهدین مایوس شده بود و علیرغم برتری امکانات نظامی و تسلیحات کشتار جمعی خود، متحمل خسارات فراوان شده بود، از اشغال افغانستان پشیمان شد ولی برای حفظ جایگاه و اعتبار خود در بین کشورهای پیشرفته و محافل بین المللی از عقب نشینی هم خود داری می‌کرد آن‌ها نگران بودند که با عقب نشینی از افغانستان در مقابل اردوگاه سرمایه داری غرب بی‌اعتبار خواهند شد. لذا روسها برای حل این معضل و خروج از باتلاق افغانستان و فرار از مقابل مجاهدین حیله ای اندیشیدند. از این رو آن‌ها بر آن شدند که معاهده ای بین افغانستان و پاکستان منعقد کنند تا به این ترتیب هم آبرومندانه از افغانستان عقب نشینی کنند و هم در مقابل مردم جهان حداقل در زمان کنونی بعنوان صلح طلب جلوه کنند. در همان زمان که گفتگوها در جریان بود روسیه با تمام توان بر مجاهدین فشار می‌آورد تا حداقل امتیازاتی از آن‌ها گرفته باشد ولی مجاهدین مانند کوههای مرتفع و شامخ ایستادگی کردند و سلاح خود را بر زمین نگذاشتند تا اینکه معاهده ژنو بین افغانستان و پاکستان و روسیه در ۲۹ شعبان ۱۴۰۸ ه به امضا رسید و نیروهای روسی از روز ۲۹ رمضان همان سال برابر ۱۵ مه ۱۹۸۸ عقب نشینی خود را آغاز کردند و در روز ۱۰ رجب ۱۴۰۹ ه برابر با ۱۵ فوریه ۱۹۸۹ م آخرین تانک شوروی از افغانستان خارج شد. تانکی که به دنبال خود پیامدهای شکستی را یدک می‌کشید که تاریخ عصر جدید مثل آن را ندیده بود این تانک پایان هشت سال اشغال و تجاوز ظالمانه و ویرانگر را می‌نوشت و البته این تانک شاهد زیباترین فصل کتاب جهاد اسلامی در قرن بیستم هم بود و هم اولین خط دفتر سقوط عن قریب اتحاد جماهیر شوروی را هم رقم زد چرا که فقط دو سال بعد آن ر‍ژیم سفاک فرو پاشید.

مترجم: ابویحیی

مصدر: سایت نوار اسلام

IslamTape.Com