باب ۱: وصیت به یک سوم مال

۱۰۵۳- حدیث: «سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍس، قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللهِ ج يَعُودُنِي عَامَ حَجَّةِ الْوَدَاعِ، مِنْ وَجَعٍ اشْتَدَّ بِي، فَقُلْتُ: إِنِّي قَدْ بَلَغَ بِي مِنَ الْوَجَعِ وَأَنَا ذُو مَالٍ، وَلاَ يَرِثُنِي إِلاَّ ابْنَةٌ، أَفَأَتَصَدَّقُ بِثُلُثَيْ مَالِي قَالَ: لاَ فَقُلْتُ: بِالشَّطْرِ فَقَالَ: لاَ ثُمَّ قَالَ: الثُّلُثُ، وَالثُّلُثُ كَبِيرٌ أَوْ كَثِيرٌ، إنَّكَ أَنْ تَذَرَ وَرَثَتَكَ أَغْنِيَاءَ خَيْرٌ مِنْ أَنْ تَذَرَهُمْ عَالَةً يَتَكَفَّفُونَ النَّاسَ، وَإِنَّكَ لَنْ تُنْفِقَ نَفَقَةً تَبْتَغِي بِهَا وَجْهَ اللهِ إِلاَّ أُجِرْتَ بِهَا حَتَّى مَا تَجْعَلُ فِي فِي امْرَأَتِكَ فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ أُخَلَّفُ بَعْدَ أَصْحَابِي قَالَ: إِنَّكَ لَنْ تُخَلَّفَ فَتَعْمَلَ عَمَلاً صَالِحًا إِلاَّ ازْدَدْتَ بِهِ دَرَجَةً وَرِفْعَةً، ثُمَّ لَعَلَّكَ أَنْ تُخَلَّفَ حَتَّى يَنْتَفِعَ بِكَ أَقْوَامٌ وَيُضَرَّ بِكَ آخَرُونَ، اللَّهُمَّ أَمْضِ لأَصْحَابِي هِجْرَتَهُمْ وَلاَ تَرُدَّهُمْ عَلَى أَعْقَابِهِمْ، لكِنَ الْبَائِسُ سَعْدُ ابْنُ خَوْلَةَ، يَرْثِي لَهُ رَسُولُ اللهِ ج أَنْ مَاتَ بِمَكَّةَ» [۴۳٩].

یعنی: «سعد بن وقاصس گوید: در سال حجة الوداع که به شدّت مریض بودم، پیغمبر ج از من عیادت کرد، (به پیغمبر ج ) گفتم: من که بسیار مریضم و ثروتمند هم هستم، وارثم تنها یک دختر است، آیا دو سوم ثروتم را از طریق وصیت به صدقه و احسان ببخشم؟ گفت: «خیر»، گفتم: نصف آن را ببخشم؟ گفت: «خیر»، سپس گفت: «یک سوم آن را وصیت به خیر و احسان بکن هر چند یک‌سوم هم بسیار وسنگین است، شما اگر ورثه‌ات را بى‌نیاز وثروتمند به‌جا بگذارى بهتر از آن است که فقیر باشند و از مردم توقع نمایند، در مقابل هر خرج و هزینه‌اى که به خاطر رضاى خدا انجام مى‌دهى، اجر و پاداش دریافت مى‌دارى حتى براى لقمه‌اى که به همسرت مى‌دهى اگر به نیت رضاى خدا باشد (اجر و پاداش دارى)». سعد گوید: به پیغمبر ج گفتم: اى رسول خدا! آیا من که (به واسطه مرضم در مکه مى‌مانم و با شما به مدینه بر نمى‌گردم) از لحاظ ثواب از رفقایم باز مى‌مانم؟ پیغمبر ج گفت: «شما اگر در مکه هم بمانى هر عمل خیرى را که انجام دهى خداوند درجه‌اى را به درجات شما مى‌افزاید»، (یعنى باقى ماندن در مکه بعد از فتح آن از اجر و پاداش مهاجرین، به مدینه را کم نمى‌کند) سپس گفت: «امیدوارم که فعلاً زنده باشى تا جماعتى از وجود شما استفاده نمایند و جماعتى هم به وسیله شما سرکوب و بدبخت شوند»، (این یکى از معجزات پیغمبر ج است چون سعد تا فتح عراق و ایران زنده ماند، عدّه‌اى به وسیله او به سعادت دین و دنیا رسیدند، عدّه‌اى هم به وسیله او بدبخت دین و دنیا شدند). پیغمبرج گفت: «خداوندا! اجر و ثواب هجرت اصحابم را ثابت و بر دوام بنما، ایشان را بر ایمان و اعتقادشان محکم و استوار کن»، (راوى گوید:) بیچاره سعد بن خوله که پیغمبر ج بسیار برایش ناراحت بود، (چون از مکه به مدینه مهاجرت نکرد) و در مکه مرد».

۱۰۵۴- حدیث: «ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: لَوْ غَضَّ النَّاسُ إِلَى الرُّبُعِ؛ لأَنَّ رَسُولَ اللهِ ج، قَالَ: الثُّلُثُ، وَالثُّلُثُ كَثِيرٌ أَوْ كَبِيرٌ» [۴۴۰].

یعنی: «ابن عباسب گوید: کاش مردم به جاى یک سوم به یک چهارم ثروت خود وصیت مى‌کردند، چون پیغمبر ج گفت: وصیت باید به یک سوم ثروت باشد (یعنى نباید بیشتر از آن باشد) هر چند یک سوم هم زیاد است (یعنى وصیت اگر کمتر از یک سوم باشد بهتر است)».

[۴۳٩] أخرجه البخاري في: ۲۳ كتاب الجنائز: ۳٧ باب رثي النبي ج سعد بن خولة. [۴۴۰] أخرجه البخاري في: ۵۵ كتاب الوصايا: ۳ باب الوصية بالثلث.