باب ۱۱: نظر قیافه شناس براى ملحق نمودن طفل به کسى معتبر است

٩۲۴- حدیث: «عَائِشَةَ، قَالَتْ: دَخَلَ عَلَيَّ رَسُولُ اللهِ ج ذَاتَ يَوْمٍ وَهُوَ مَسْرُورٌ، فَقَالَ: يَا عَائِشَةُ أَلَمْ تَرَىْ أَنَّ مُجَزِّزًا الْمُدْلِجِيَّ دَخَلَ فَرَأَى أُسَامَةَ وَزَيْدًا، وَعَلَيْهِمَا قَطِيفَةٌ قَدْ غَطَّيَا رُؤوسَهُمَا، وَبَدَتْ أَقْدَامُهُمَا، فَقَالَ: إِنَّ هذِهِ الأَقْدَامَ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ» [۳۰۱].

یعنی: «عایشه گوید: روزى پیغمبر ج به منزل من آمد، دیدم که شاد و سرحال است، گفت: اى عایشه! مى‌دانى که مجزز مدلجى (اسم شخصى است) پیش من آمد، وقتى که اسامه و (پدرش) زید که سر خود را با پارچه‌اى پوشانیده بودند و تنها پاهاشان آشکار بود، نگاه کرد، گفت: این قدم‌ها از یکدیگر هستند (و از یک نسل مى‌باشند)».

[۳۰۱] أخرجه البخاري في: ۸۵ كتاب الفرائض: ۳۱ باب القائف.