باب ۲: حرام شدن نکاح افراد به وسیله شیر ناشى از نطفه مردى است که صاحب شیر و شوهر زن شیردهنده مى‌باشد

٩۱٧- حدیث: «عَائِشَةَ، قَالَتْ: اسْتَأْذَنَ عَلَيَّ أَفْلَحُ أَخُو أَبِي الْقُعَيْسِ بَعْدَمَا أُنْزِلَ الْحِجَابُ، فَقُلْتُ: لاَ آذَنُ لَهُ حَتَّى أَسْتَأْذِنَ فِيهِ النَّبِيَّ ج، فَإِنَّ أَخَاهُ أَبَا الْقُعَيْسِ لَيْسَ هُوَ أَرْضَعَنِي، وَلكِنْ أَرْضَعَتْنِي امْرَأَةُ أَبِي الْقُعَيْسِ فَدَخَلَ عَلَيَّ النَّبِيُّ ج، فَقُلْتُ لَهُ: يَا رَسُولَ اللهِ إِنَّ أَفْلَحَ أَخَا أَبِي الْقُعَيْسِ اسْتَأْذَنَ فَأَبَيْتُ أَنْ آذَنَ حَتَّى أَسْتَأْذِنَكَ فَقَالَ النَّبِيُّ ج: وَمَا مَنَعَكِ أَنْ تَأْذَنِينَ عَمُّكِ قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ إِنَّ الرَّجُلَ لَيْسَ هُوَ أَرْضَعَنِي، وَلكِنْ أَرْضَعَتْنِي امْرَأَةُ أَبِي الْقُعَيْسِ فَقَالَ: ائْذَنِي لَهُ، فَإِنَّهُ عَمُّكِ، تَرِبَتْ يَمِينُكِ» [۲٩۳].

یعنی: «عایشه گوید: افلح برادر ابو قعیس بعد از نزول آیه حجاب اجازه خواست پیش من بیاید، گفتم: من اجازه نمى‌دهم تا از پیغمبر ج سؤال نکنم، چون ابو قعیس که برادر افلح است خودش به من شیر نداده است، بلکه زنش به من شیر داده است، در این اثنا پیغمبر ج وارد منزل من شد، گفتم: اى رسول خدا! افلح برادر ابو قعیس اجازه وارد شدن به منزل من را خواست، به او اجازه ندادم، تا اینکه از شما کسب اجازه کنم، پیغمبر ج گفت: «چرا به او اجازه ندادى؟! او عموى شما است». گفتم: اى رسول خدا! ابو قعیس خودش به من شیر نداده است؟! (تا افلح عموى من شود) بلکه زن ابو قعیس به من شیر داده است، پیغمبر ج گفت: به او اجازه بده، به ناسلامتى او عموى شما است».

«تربت يمينك: عبارتى است که عرب در بعضى موارد آن را مى‌گویند ولى معنى اصلى را در نظر ندارند، چون معنى اصلى آن: فقیر و دستنگ و بدبخت شوید مى‌باشد، ولى الآن معادل کلمه (به ناسلامتى) در زبان فارسى است».

٩۱۸- حدیث: «عَائِشَةَ، قَالَتْ: اسْتَأْذَنَ عَلَيَّ أَفْلَحُ فَلَمْ آذَنْ لَهُ فَقَالَ: أَتَحْتَجِبِينَ مِنِّي وَأَنَا عَمُّكِ فَقُلْتُ: وَكَيْفَ ذلِكَ قَالَ: أَرْضَعَتْكِ امْرَأَةُ أَخِي بِلَبَنِ أَخِي فَقَالَتْ: سَأَلْتُ عَنْ ذلِكَ رَسُولَ اللهِ ج، فَقَالَ: صَدَقَ أَفْلَحُ، ائْذَنِي لَهُ» [۲٩۴].

یعنی: «عایشه گوید: افلح اجازه خواست به منزل من بیاید و به او اجازه ندادم، گفت: از من حجاب مى‌گیرى در حالى که من عموى شما هستم؟ گفتم: چطور شما عموى من هستى؟ گفت: زن برادرم شیر برادرم را به تو داده است. من هم در این باره از پیغمبر ج پرسیدم، پیغمبر ج گفت: افلح راست مى‌گوید به او اجازه بده».

[۲٩۳] أخرجه البخاري في: ۶۵ كتاب التفسير: ۳۳ سورة الأحزاب: ٩ باب قوله: ﴿إِن تُبۡدُواْ شَيۡ‍ًٔا أَوۡ تُخۡفُوهُ. [۲٩۴] أخرجه البخاري في: ۵۲ كتاب الشهادات: ٧ باب الشهادة على الأنساب والرضاع المستفيض.