باب ۱: کسى که علاقه‌مند به نکاح است و هزینه آن را دارد مستحب است ازدواج کند. کسى که هزینه آن را ندارد مستحب است با روزه گرفتن نفس خود را کنترل نماید

۸۸۴- حدیث: «عَبْدِ اللهِ بْنِ مَسْعُودٍ عَنْ عَلْقَمَةَ، قَالَ: كُنْتُ مَعَ عَبْدِ اللهِ فَلَقِيَهُ عُثْمَانُ بِمِنًى، فَقَالَ: يَا أَبَا عَبْدِ الرَّحْمنِ إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً، فَخَلَيَا فَقَالَ عُثْمَانُ: هَلْ لَكَ يَا أَبَا عَبْدِ الرَّحْمنِ فِي أَنْ نُزَوِّجَكَ بِكْرًا تُذَكِّرُكَ مَا كُنْتَ تَعْهَدُ فَلَمَّا رَأَى عَبْدُ اللهِ أَنْ لَيْسَ لَهُ حَاجَةٌ إِلَى هذَا، أَشَارَ إِلَيَّ، فَقَالَ: يَا عَلْقَمَةُ فَانْتَهَيْتُ إِلَيْهِ وَهُوَ يَقُولُ: أَمَا لَئِنْ قُلْتَ ذَلِكَ، لَقَدْ قَالَ لَنَا النَّبِيُّ ج: يَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ مَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمُ الْبَاءَةَ فَلْيَتَزَوَّجْ، وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَعَلَيْهِ بِالْصَّوْمِ فَإِنَّهُ لَهُ وِجَاءٌ» [۲۵۴].

یعنی: «علقمه گوید: با عبدالله بن مسعود بودم، عثمان بن عفان در منى به او رسید و به او گفت: اى ابو عبدالرحمن! با شما کارى دارم، با هم خلوت کردند، عثمان گفت: اى ابو عبدالرحمن ! میل دارى که دوشیزه‌اى را به ازدواج شما درآوریم تا زمان گذشته (و جوانى) را به یاد شما بیاورد؟ وقتى که عبدالله دید که نیاز به ازدواج ندارد، به من اشاره کرد، و گفت: اى علقمه! بیا، من هم به نزد او رفتم (دیدم در جواب عثمان) مى‌گفت: اگر شما این را مى‌گویید، پیغمبر ج هم به ما مى‌گفت: اى جماعت جوانان! هر یک از شما که قدرت و هزینه ازدواج را دارد باید ازدواج کند، کسانى که استطاعت آن را ندارند، لازم است روزه باشند چون روزه باعث تضعیف نفس انسان مى‌باشد».

«باءة: هزینه و خرج نکاح. وجاء: کم‌کننده و ضعیف‌کننده شهوت و هواى نفس».

۸۸۵- حدیث: «أَنَسِ بْنِ مَالِكٍس، قَالَ: جَاءَ ثَلاَثَةُ رَهْطٍ إِلَى بُيوتِ أَزْوَاجِ النَّبِيِّ ج يَسْأَلُونَ عَنْ عِبَادَةِ النَّبِيِّ ج، فَلَمَّا أُخْبِرُوا كَأَنَّهُمْ تَقَالُّوهَا، فَقَالُوا: وَأَيْنَ نَحْنُ مِنَ النَّبِيِّ ج، قَدْ غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَمَا تَأَخَّرَ؛ قَالَ أَحَدُهُمْ: أَمَّا أَنَا فَإِنِّي أُصَلِّي اللَّيْلَ أَبَدًا؛ وَقَالَ آخَرُ: أَنَا أَصُومُ الدَّهْرَ وَلاَ أُفْطِرُ؛ وَقَالَ آخَرُ: أَنَا أَعْتَزِلُ النِّسَاءَ فَلاَ أَتَزَوَّجُ أَبَدًا.

فَجَاءَ رَسُولُ اللهِ ج، فَقَالَ: أَنْتُمُ الَّذِينَ قُلْتُمْ كَذَا وَكَذَا؛ أَمَا وَاللهِ إِنِّي لأَخْشَاكُمْ للهِ وَأَتْقَاكُمْ لَهُ، لكِنِّي أَصُومُ وَأُفْطِرُ، وَأُصَلِّي وَأَرْقُدُ، وَأَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ؛ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي» [۲۵۵].

یعنی: «انس بن مالکس گوید: سه گروه به خانه‌هاى زن‌هاى پیغمبر ج رفتند، تا درباره میزان عبادت پیغمبر ج از آنان سـؤال کنند، وقتى که زنان پیغمبر ج مقدار عبادت پیغمبر ج را به ایشان گفتند، چنین پیدا بود که این افراد این میزان عبادت را براى خود کم مى‌دیدند، بنابراین گفتند: ما کجا و پیغمبر خدا ج کجا؟! خداوند گناه اوّل و آخر او را بخشیده است، یکى از ایشان گفت: من همیشه تمام شب نماز مى‌خوانم، یکى دیگر گفت: من تمام سال بلافاصله روزه مى‌گیرم، وسومى گفت: من از زنان دورى مى‌کنم وبراى همیشه ترک‌ازدواج مى‌نمایم، در این اثنا پیغمبر ج آمد و گفت: «شما هستید که این سـخنان گفته‌اید؟! امّا (باید بدانید) قسم به‌خدامن از همه شما بیشتر از خدا مى‌ترسم و از همه شما پرهیزگارترم ولى با این حال، مدتى روزه مى‌شوم و مدتى هم روزه را نمى‌گیرم، شب‌ها هم مدتى نماز مى‌خوانم، و مدتى هم مى‌خوابم، با زنان هم ازدواج مى‌کنم، کسى که از شیوه رفتار و سنّت من دورى کند (و به آن عقیده نداشته باشد) از امّت من نیست».

۸۸۶- حدیث: «سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ، قَالَ رَدَّ رَسُولُ اللهِ ج، عَلَى عُثْمَانَ بْنِ مَظْعُونٍ التَّبتُّلَ، وَلَوْ أَذِنَ لَهُ لاَخْتَصَيْنَا» [۲۵۶].

یعنی: «سعدبن وقاص گوید: پیغمبر ج نظر عثمان بن مظعون راکه مى‌خواست به خاطر عبادت براى همیشه از ازدواج و نزدیکى با زنان دورى کند، رد کرد، چنانچه پیغمبر ج به او چنین اجازه‌اى را مى‌داد، ما هم خود را اخته مى‌کردیم».

«تبتّل: دورى از زنان به خاطر عبادت، ترک نمودن چیزى».

[۲۵۴] أخرجه البخاري في: ۶٧ كتاب النكاح: ۲ باب قول ج: من استطاع منكم الباءة فليتزوج. [۲۵۵] أخرجه البخاري في: ۶٧ كتاب النكاح: ۱ باب الترغيب في النكاح. [۲۵۶] أخرجه البخاري في: ۶٧ كتاب النكاح: ۸ باب ما يكره من التبتل والخصاء.