باب ۶٩: تخریب بیت و تجدید بناى آن

۸۴۱- حدیث: «عَائِشَةَ، قَالَتْ: قَالَ لِي رَسُولُ اللهِ ج: لَوْلاَ حَدَاثَةُ قَوْمِكِ بِالْكُفْرِ لَنَقَضْتُ الْبَيْتَ ثُمَّ لَبَنَيْتُهُ عَلَى أَسَاسِ إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ، فَإِنَّ قُرَيْشًا اسْتَقْصَرَتْ بِنَاءَهُ وَجَعَلَتْ لَهُ خَلْفًا» [۲۰٩].

یعنی: «عایشه گوید: پیغمبر ج به من گفت: چنانچه قوم شما (قریش) تازه مسلمان نمى‌بودند، کعبه را تخریب مى‌نمودم، و مجدّداً آن را بر اساس بناى ابراهیم قرار مى‌دادم، چون قریش در دوران جاهلیت که آن را تجدید بنا نمودند از پایه‌هایى که ابراهیم کعبه را بر آن‌ها بنا نموده بود عقب نشینى کردند و یک درب براى آن قرار دادند».

(یعنى رسول خدا به خاطر اینکه کسانى که تازه مسلمان شده‌اند مرتد نشوند از تجدید بناى کعبه خوددارى کرد و الّا آرزو داشت که کعبه را تجدیدبنا کند و دو درب در آن قرار دهد).

۸۴۲- حدیث: «عَائِشَةَ، زَوْجِ النَّبِيِّ ج، أَنَّ رَسُولَ اللهِ ج قَالَ لَهَا: أَلَمْ تَرَىْ أَنَّ قَوْمَكِ لَمَّا بَنَوُا الْكَعْبَةَ اقْتَصَرُوا عَنْ قَوَاعِدِ إِبْرَاهيمَ فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ أَلاَ تَرُدُّهَا عَلَى قَوَاعِدِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: «لَوْلاَ حِدْثَانُ قَوْمِكِ بِالْكفْرِ لَفَعَلْتُ».

فَقَالَ عَبْدُ اللهِس (هُوَ ابْنُ عُمَرَ): لَئِنْ كَانَتْ عَائِشَةُ سَمِعَتْ هذَا مِنْ رَسُولِ اللهِ ج مَا أُرَى رَسُولَ اللهِ ج تَرَكَ اسْتِلاَمَ الرُّكْنَيْنِ اللَّذَيْنِ يَلِيَانِ الْحِجْرَ إِلاَّ أَنَّ الْبَيْتَ لَمْ يُتَمَّمْ عَلَى قَوَاعِدِ إِبْرَاهِيمَ» [۲۱۰].

یعنی: «عایشه گوید: پیغمبر ج به او گفت: «مگر نمى‌دانى که قومت (قریش) وقتى که کعبه را تجدید بنا کردند از پایه‌هایى که ابراهیم بنا نموده بود کوتاه‌تر آمدند و عقب‌نشینى کردند؟» گفتم: پس چرا آن را براساس پایه‌هاى ابراهیم بر نمى‌گردانى؟ گفت: اگر به خاطر تازه مسلمان بودن قومت نمى‌بود این کار را مى‌کردم».

عبدالله بن عمرس گوید: یقیناً عایشه این را از پیغمبر ج شنیده است، و به همین دلیل است که من عقیده دارم، پیغمبر ج که استلام دو رکن شامى را ترک مى‌کرد به خاطر این بود که بیت الله بر پایه‌هاى ابراهیم بنا نشده است».

[۲۰٩] أخرجه البخاري في: ۲۵ كتاب الحج: ۴۲ باب فضل مكة وبنيانها. [۲۱۰] أخرجه البخاري في: ۲۵ كتاب الحج: ۴۲ باب فضل مكة وبنيانها.