صفحه نخست حدیث و سنت ترجمه فارسی اللؤلؤ والمرجان فیما اتفق علیه الشیخان - جلد دوم باب ۴٩: مستحب است در آخر شب آن‌هایى که ضعیف هستند ...

باب ۴٩: مستحب است در آخر شب آن‌هایى که ضعیف هستند چه زن و چه غیر زن قبلاً از مزدلفه به سوى منى حرکت داده شوند، و کسانى که قوى هستند باقى بمانند تا در مزدلفه نماز صبح را بخوانند

۸۱۲- حدیث: «عَائِشَةَ، قَالَتْ: نَزَلْنَا الْمُزْدَلِفَةَ، فَاسْتَأْذَنَتِ النَّبِيَّ ج سَوْدَةُ أَنْ تَدْفَعَ قَبْلَ حَطْمَةِ النَّاسِ، وَكَانَتْ امْرَأَةً بَطِيئَةً، فَأَذِنَ لَهَا؛ فَدَفَعَتْ قَبْلَ حَطْمَةِ النَّاسِ، وَأَقَمْنَا حَتَّى أَصْبَحْنَا نَحْنُ، ثُمَّ دَفَعْنَا بِدَفْعِهِ؛ فَلأَنْ أَكُونَ اسْتَأْذَنْتُ رَسُولَ اللهِ ج كَمَا اسْتَأْذَنَتْ سَوْدَةُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ مَفْرُوحٍ بِهِ» [۱٧٧].

یعنی: «عایشه گوید: در مزدلفه پیاده شدیم، سوده از پیغمبر ج اجازه خواست که قبل از اینکه مردم به سوى منى هجوم ببرند به منى برود، چون به سختى مى‌توانست حرکت کند، پیغمبر ج به او اجازه داد، و قبل از حرکت خروشان مردم، او حرکت نمود. ولى ما تا صبح در مزدلفه باقى ماندیم، و بعداً همراه پیغمبر ج حرکت کردیم، و اگر من هم مانند سوده از پیغمبر ج اجازه مى‌گرفتم تا قبل از او حرکت کنم براى من خیلى بهتر بود».

۸۱۳- حدیث: «أَسْمَاءَ عَنْ عَبْدِ اللهِ مَوْلَى أَسْمَاءَ، عَنْ أَسْمَاءَ، أَنَّهَا نَزَلَتْ لَيْلَةَ جَمَعٍ عِنْدَ الْمُزْدَلِفَةِ، فَقَامَتْ تُصَلِّي، فَصَلَّتْ سَاعَةً ثُمَّ قَالَتْ: يَا بُنَيَّ هَلْ غَابَ الْقَمَرُ قُلْتُ: لاَ؛ فَصَلَّتْ سَاعَةً ثُمَّ قَالَتْ: هَلْ غَابَ الْقَمَرُ قُلْتُ: نَعَمْ قَالَتْ: فَارْتَحِلُوا؛ فَارْتَحَلْنَا، وَمَضَيْنَا حَتَّى رَمَتِ الْجَمْرَةَ، ثُمَّ رَجَعَتْ فَصَلَّتِ الصُّبْحَ فِي مَنْزِلِهَا فَقُلْتُ لَهَا يَا هَنْتَاهْ مَا أُرَانَا إِلاَّ قَدْ غَلَّسْنَا قَالَتْ: يَا بُنَيَّ إِنَّ رَسُولَ اللهِ ج أَذِنَ لِلظُّعُنِ» [۱٧۸].

یعنی: «عبدالله مولى اسماء گوید: که اسماء شب عید قربان در مزدلفه پیاده شد، شروع به نماز خواندن کرد، و یک ساعت نماز خواند، سپس گفت: پسرم! آیا ماه پنهان شده است؟ گفتم: خیر، دوباره مدّتى نماز خواند، سپس گفت: آیا ماه پنهان شده است؟ گفتم: بلى، گفت: حرکت کنید، حرکت کردیم و رفتیم تا اینکه شیطان بزرگ را رجم کردیم، بعد از آن برگشتیم و اسماء نماز صبحش را در منزلش خواند، به او گفتم: من عقیده دارم که قبل از وقت شرعى از مزدلفه خارج شدیم، اسماء گفت: اى پسرم! پیغمبر ج به زن‌هایش که در کجاوه بودند، اجازه داد»، (تا زودتر از دیگران به منى حرکت کنند).

۸۱۴- حدیث: «ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: أَنَا مِمَّنْ قَدَّمَ النَّبِيُّ ج لَيْلَةَ الْمُزْدَلِفَةِ فِي ضَعَفَةِ أَهْلِهِ» [۱٧٩].

یعنی: «ابن عباس گوید: من جزو کسانى بودم که پیغمبر ج آنان را در شب مزدلفه به عنوان افراد ضعیف خانواده‌اش قبل از دیگران به منى فرستاد».

«ياهنتاه: اى یا هذه، یعنى اى فلان زن».

۸۱۵- حدیث: «ابْنِ عُمَرَ، كَانَ يُقَدِّمُ ضَعَفَةَ أَهْلِهِ، فَيَقِفُونَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ بِالْمُزْدَلِفَةِ بِلَيْلٍ، فَيَذْكُرُونَ اللهَ مَا بَدَا لَهُمْ، ثُمَّ يَرْجِعُونَ قَبْلَ أَنْ يَقِفَ الإِمَامُ وَقَبْلَ أَنْ يَدْفَعَ، فَمِنْهُمْ مَنْ يَقْدَمُ مِنًى لِصَلاَةِ الْفَجْرِ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَقْدَمُ بَعْدَ ذلِكَ، فَإِذَا قَدِمُوا رَمَوُا الْجَمْرَةَ وَكَانَ ابْنُ عُمَرَ، يَقُولُ: أَرْخَصَ فِي أُولئِكَ رَسُولُ اللهِ ج» [۱۸۰].

یعنی: «ابن عمر افراد ضعیف خانواده‌اش را قبل از دیگران به منى مى‌فرستاد، به این صورت که عبدالله ابن عمر و خانواده‌اش در نزد مشعر الحرام در مزدلفه به هنگام شب مى‌ایستادند و هر اندازه که مى‌توانستند به ذکر خدا مشغول مى‌شدند، سپس از مشعرالحرام بر مى‌گشتند و قبل از اینکه امام و رهبر مسلمان (میر حاج) آماده شود و به طرف منى حرکت کند، بعضى از افراد خانواده به هنگام نماز صبح به منى مى‌رفتند، بعضى دیگر از آنان بعد از نماز صبح در مزدلفه به منى مى‌رفتند، و وقتى که به منى مى‌رسیدند شیطان بزرگ را رجم مى‌کردند، ابن عمر مى‌گفت: پیغمبر ج براى اینگونه افراد (ناتوان) اجازه مى‌داد که قبل از دیگران به منى بروند».

[۱٧٧] أخرجه البخاري في: ۲۵ كتاب الحج: ٩۸ باب من قدَّم ضعفة أهله بليل. [۱٧۸] أخرجه البخاري في: ۲۵ كتاب الحج: ٩۸ باب من قدم ضعفة أهله بليل. [۱٧٩] أخرجه البخاري في: ۲۵ كتاب الحج: ٩۸ باب من قدم ضعفة أهله بليل. [۱۸۰] أخرجه البخاري في: ۲۵ كتاب الحج: ٩۸ باب من قدم ضعفة أهله بليل.