جنگ تن به تن

این، اولین قتلی بود که آتش جنگ، را شعله ور کرد؛ آنگاه سه نفر از جنگاوران قریش بیرون آمدند و مبارز طلبیدند. این سه جنگاور قریشی از یک خانواده بودند که عبارتند از: عتبه و برادرش شیبه فرزندان ربیعه و ولید بن عتبه. ازمیان سپاه مسلمان سه نفر از جوانان انصار به نام‌های عبدالله بن رواحهس و همچنین عوفس و معوذس فرزندان حارث- که مادرشان عفراء می‌باشد – بیرون‌ آمدند. مشرکان پرسیدند: کیستید؟

گفتند: گروهی از انصاریم. گفتند: هماوردانی گرامی هستید. اما ما را کاری با شما نیست، بلکه ما، با عموزادگانمان سر جنگ داریم و سپس یکی از آن‌ها فریاد زد: ای محمد! هماوردان ما را از قوم و قبیله خود ما بفرست. پیامبر ج فرمود: ای عبیده بن حارث و ای حمزه و ای علی! برخیزید.

آن سه نفر برخاستند و به میدان رفتند و چون نزدیک شدند، پرسیدند: کیستید؟ وقتی مبارزان مسلمان، خودشان را معرفی کردند،‌ قریشیان گفتند: آری؛ هماوردانی گرامی هستید.

عبیده بن حارثس که از دو نفر دیگر مُسن‌تر بود، با عتبه به جنگ برخاست و حمزهس با شیبه و علیس نیز با ولید بن عتبه. حمزهس و علیس به هماوردان خود مهلت ندادند [۳۴۸] و آن‌ها را کشتند. اما عبیدهس و عبته به یکدیگر ضربه زدند و همدیگر را خون آلود کردند. حمزهس و علیس به عتبه حمله کردند و او را کشتند و عبیدهس را هم با خودشان به میان صفوف مجاهدان بردند در حالی که پایش قطع شده بود و بر همان حال بود تا اینکه چهار یا پنج روز پس از جنگ بدر، در منطقه‌ای به نام صفراء، در راه مدینه به شهادت رسید.

علیس سوگند یاد می‌کرد که این آیه، درباره این سه مبارز مسلمان یعنی علی، حمزه و عبیده نازل شده است: ﴿۞هَٰذَانِ خَصۡمَانِ ٱخۡتَصَمُواْ فِي رَبِّهِمۡۖ [الحج: ۱٩]. یعنی: «اینان، (یعنی گروه مؤمنان و گروه کافران) دو طرف درگیرند که درباره خدا به خصومت و کشمکش پرداخته‌اند».

[۳۴۸] این، قول ابن اسحاق است؛ در روایت احمد و ابوداود آمده که عبیده با ولید و علی با شیبه و حمزه با عتبه مبارزه کردند. مشکاه ج ۲ ص ۳۴۳