نمایندگان قریش در خانه ابوطالب

ابن اسحاق می‌گوید: عده‌ای از اشراف قریش، نزد ابوطالب رفتند و گفتند: ای ابوطالب! بردرزاده ات، خدایان ما را دشنام می‌دهد، دین ما را نکوهش می‌کند و ما را بی خرد می‌خواند و پدرن ما را گمراه می‌داند؛ یا خودت جلویش را بگیر و یا بگذار ما جلوی او را بگیریم. زیرا تو نیز بردین ما هستی. پس بگذار تا تو را از شر او رها سازیم. ابوطالب با آن‌ها به نرمی برخورد کرد و با گفتاری ملایم پاسخشان را داد. لذا بازگشتند و بدین ترتیب رسول خدا ج به دعوتش ادامه داد. [۱۲۳]

[۱۲۳] سیره ابن هشام (۱/۲۶۵)