صفحه نخست عقاید (کلام) بازسازی باورها آیا ائمه علم غیب داشته‌اند؟

آیا ائمه علم غیب داشته‌اند؟

اختلاف نظر علمای برجسته اهل تشیع در دو جناح و گرایش (اصولی) و (اخباری) بر سر بسیاری از مسایل اعتقادی به ویژه صفات فوق بشری ائمه اختلاف تاریخی مشهوری است، تا جایی که شیخ صدوق در کتاب «من لا یحضره الفقیه» در شرح حدیث شماره ۱۰۳۱ ج۱ ص۳۶۰ حکم تندی را در باره (مفوضه) یعنی: کسانی که قایل به علم غیب و اداره تمامی امور جهان و ویژگی‌های فوق بشری برای ائمه بودند صادر می‌کند که ما از نقل آن خودداری میکنیم، او در نهایت راجع به رسول خدا و ائمه می‌گوید که «ایشان بشر و مخلوقند، نه خدا و معبود».

اما شیخ کلینی، شیخ مفید و شیخ طوسی ده‌ها داستان در باره معجزات و خوارق العادات و خبر از غیب‌دادن (نواب اربعه امام زمان) ذکر کرده‌اند، طوسی از (هبة الله) حفید العمری نقل می‌کند و می‌گوید: «معجزات امام به وسیله او (عمری) ظاهر شده، و او از غیب صحبت می‌کرد» [۲۶۲].

همچنین شیخ طوسی خبری را از «علی بن احمد دلال» نقل می‌کند و می‌گوید: «عمری ساعت مرگش را به او خبر داد و گفت: حرف عمری درست از آب درآمد، و این در آخر جمادی الاولی از سال ۳۰۵ هجری بود» [۲۶۳].

این ادعاها با اصول و عقاید ائمه شیعه و ائمه اهل البیت مغایرت دارند، اهل البیت همیشه علم به غیب خود را نفی می‌کردند، حتی با ادعای معجزه برای اثبات امامت‌شان مخالفت می‌کرند.

شیخ صدوق در کتاب (اکمال الدین) می‌گوید:

«امام علم غیب ندارد، اما او بنده صالحی است که از «قرآن و سنت» آگاه است، کسی که علم غیب را به امام نسبت دهد به پرورگار کفر ورزیده، و به نظر ما چنین کسی از اسلام خارج می‌باشد، زیرا «الغیب لا یعلمه الا الله» «جز خداوند کسی از نهانی‌ها خبر ندارد» اگر بشری آن را ادعا کند او کافر یا مشرک می‌باشد» [۲۶۴].

امام صادق می‌فرماید: «از مردمی که ادعا می‌کنند ما علم غیب داریم، تعجب می‌کنم! بخدا قسم! قصد تنبه فلان جاریه ام را داشتم، اما او فرار کرد و من نمی‌دانستم در کدام اطاق خانه مخفی شده است» [۲۶۵].

روزی ابوبصیر نزد امام صادق آمد و به وی گفت: عده‌ای می‌گویند: شما به اندازه تعداد دانه‌های باران عدد ستارگان آسمان، برگ‌های درختان و وزن آنچه در دریاهاست و عدد ذرات خاک علم دارید، امام فرمودن: «سبحان الله.. سبحان الله.. نه بخدا سوگند! کسی جز خدا اینها را نمی‌داند» [۲۶۶].

یحیی بن عبدالله از حضرت موسی کاظم سؤال می‌کند: جانم به قربانت! آنها ادعا می‌کنند که شما از غیب خبر دارید! امام فرمودند: سبحان الله، از این افترا! بخدا سوگند! از شنیدن چنین ادعاهایی موهای بدنم راست می‌شوند! به خدا سوگند! چنین چیزی از رسول خدا به ما نرسیده است» [۲۶۷].

حر عاملی روایت دیگری را نقل می‌کند و می‌گوید: «برخی از پیروان جاهل ما را آزار می‌دهند، آنهای که دینشان از بال پشه کم‌ارزشتر است.. من از آنها به خدا و رسول او پناه می‌برم! از کسانی که «علم غیب» را به ما نسبت دهند» [۲۶۸].

[۲۶۲] الغیبة- شیخ طوسی، ص۲۳۶. [۲۶۳] الغیبة- طوسی، ص۲۲۱. [۲۶۴] إكمال الدین- شیخ صدوق، ص۱۰۶ ، ۱۰۹، ۱۱۶. [۲۶۵] إثبات الهدات- حر عاملی، ج۳ ص۷۴۸. [۲۶۶] إثبات الهدات- حر عاملی، ج۳ ص۷۷۲. [۲۶۷] إثبات الهدات- حر عاملی، ج۳ ص۷۶۷ و المفید فی الأمالی ص۲۳. [۲۶۸] اثبات الهدات- حر عاملی، ج۳ ص۷۶۴.