پاسخ:

اولاً: در مورد واژه «اهل» باید گفت: اصولاً در قرآن (اهل) به جمعی گفته می‌شود که در اموری باهم نقاط مشترکی داشته باشند؛ همچون «اهل کتاب» که در داشتن کتاب اشتراک دارند، یا «اهل اسلام» که در اسلام، اشتراک عقیده دارند [۲۰۱]. بنابراین، واژه اهل در مصادیق مختلف به کار رفته، اعم از همسران پیامبر ص، افراد خانواده و کسانی که مشترکات عقیدتی دارند، باید به قبل و بعد آیه نگریست تا معنی مورد نظر «اهل» را در آنها یافت.

در آیه تطهیر، بنابر قرینه «یا نساء النبی» در آغاز مطلب، و ضمایر جمع مؤنث تا انتهای آیه‌ها و خود آیه معلوم می‌شود: مراد از واژه «اهل» همان زنان پیامبر ص می‌باشند؛ همانگونه که خداوند متعال می‌فرماید:

﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسۡتُنَّ كَأَحَدٖ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيۡتُنَّۚ فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا ٣٢ وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا ٣٣ وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا ٣٤ [الأحزاب: ۳۲-۳۴].

«ای زنان پیامبر! شما مثل هیچ‌یک از زنان دیگر نیستید، اگر می‌خواهید متقی و پرهیزکار باشید، صدا را (به گونه‌ای هوس‌انگیز) نرم و نازک نکنید (و با ناز و کرشمه سخن نگویید!) نکند که بیماردلان چشم طمع به شما بدوزند، بلکه به صورت شایسته و برازنده سخن بگویید، و در خانه‌های خود بمانید (و جز برای انجام کارهایی که خدا به آنها اجازه داده، از خانه‌هایتان بیرون نروید) و همچون جاهلیت پیشین در میان مردم ظاهر نشوید و خودنمایی و آرایش نکنید! (و خود را در معرض تماشای مردم قرار ندهید!)، نماز را به پا دارید، زکارت را بپردازید و از خدا و رسولش اطاعت نمایید! زیرا قطعاً خداوند می‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت (پیامبر) دور کند و شما را پاکیزه سازد و آیات خدا و سخنان حکمت‌آمیز را که در خانه‌هایتان خوانده می‌شود، (بیاموزید و برای دیگران) بازگو کنید، بیگمان خداوند (از تمام کارهایتان) دقیق و آگاه است».

ملاحظه می‌شود که در تمامی آیات قبل و بعد آن طرف خطاب همسران پیامبر ص هستند، و نمی‌توان قطعه‌ایی از آیات را برداشت و سیاق و ساختار آن را شکست...

بنابراین، منظور از «اهل» در این آیه همان «همسران پیامبر» به طور خاص می‌باشد، و منظور از «البیت» خانه پیامبر ص و حجره‌های همسرانش است؛ همانگونه که در همان آیات می‌فرماید:

﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ ... لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ... وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ.

یا در جایی دیگر در همان سوره می‌فرماید:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتَ ٱلنَّبِيِّ إِلَّآ أَن يُؤۡذَنَ لَكُمۡ [الأحزاب: ۵۳].

«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید، مگر اینکه به شما اجازه داده شود».

شوکانی نیز در تفسیر خود روایت‌های متعددی را از «ابن عباس»، «عکرمه»، «عطاء»، «کلبی»، «مقاتل»، «سعید بن جبیر ب» آورده که مقصود آیه همان همسران پیامبر ص می‌باشد [۲۰۲].

اما در روایت منسوب به ام سلمه ك که از «الدر المنثور» سیوطی آورده‌اند، تمام علمای اهل سنت آن را جعلی و مردود دانسته‌اند، و در سلسله آن دو روایت «شهر بن حوشب» و «فضیل بن مرزوق الکوفی» و «عطیه الکوفی» و «عبدالله بن عبدالقدوس» دیده می‌شوند که همگی آنها به «تعصب و تدلیس و جعل» روایت و دروغگویی مشهورند [۲۰۳].

اضافه بر این اگر روایت منسوب به ام سلمه می‌گوید که او مشمول آیه تطهیر نیست، قرآن نشان می‌دهد که هست و ما متن صریح قرآن را به خاطر سخن ساختگی منتسب به ام سلمه کنار نمی‌نهیم!.

ثانیاً: و اما اینکه چرا دو ضمیر «عنکم» و «یطهرکم» برخلاف سایر ضمایر جمع مؤنث که در آیات آمده، به صورت جمع مذکر ذکر شده، باید گفت: به خاطر لفظ «اهل» می‌باشد که هردو ضمیر به آن برمی‌گردند، نظیر این مورد در قرآنکریم که أفصح کلام است! فراوان است که به چند نمونه از آنها اشاره می‌شود:

﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُ [الأنعام: ۷۸].

«پس وقتی که خورشید را درخشان و تابناک دید گفت: این است پروردگار من! این بزرگتر از ما و ستاره است!».

در حالیکه «الشمس» مؤنث لفظی است و صفت آن نیز بازغه به صورت مؤنث ذکر شده است، اما در جمله بعدی چون لفظ «رب» مشارٌالیه است، با ضمیر مذکر «هذا» به آن اشاره شده، همچنین صفت تفضیلی مذکر «أکبر» برای «الشمس» که مشارٌالیه «هذا» می‌باشد ذکر شده، نه «هذه» و نه «کبری» که قاعدتاً می‌بایست برای «الشمس» ذکر می‌شدند.

پس ذکر اسم اشاره و ضمیر تفضیلی مذکر در این آیه برای «الشمس» به اعتبار کلمه «رب» است؛ چنانکه ضمیر جمع مذکر در آیه تطهیر بعد از آن همه ضمایر مؤنث: «لستن»، «اتقیتن»، «فلا تخضعن»، «قلن»، «قرن»، بیوتکن»، «تبرجن»، «أفمن»، «آتین» و «أطعن»، به اعتبار «اهل» می‌باشند و جز این معنی دیگری ندارد، و اما نمونه‌هایی واضح‌تر:

﴿وَٱمۡرَأَتُهُۥ قَآئِمَةٞ فَضَحِكَتۡ فَبَشَّرۡنَٰهَا بِإِسۡحَٰقَ وَمِن وَرَآءِ إِسۡحَٰقَ يَعۡقُوبَ ٧١ قَالَتۡ يَٰوَيۡلَتَىٰٓ ءَأَلِدُ وَأَنَا۠ عَجُوزٞ وَهَٰذَا بَعۡلِي شَيۡخًاۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٌ عَجِيبٞ ٧٢ قَالُوٓاْ أَتَعۡجَبِينَ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِۖ رَحۡمَتُ ٱللَّهِ وَبَرَكَٰتُهُۥ عَلَيۡكُمۡ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِۚ إِنَّهُۥ حَمِيدٞ مَّجِيدٞ ٧٣ [هود: ۷۱-۷۳].

«همسر ابراهیم (ساره که در آنجا) ایستاده بود (از این خبر که آنها فرشتگان هستند و برای نجات برادرزاده ابراهیم، یعنی لوط و سایر مؤمنان از دست کفار آمده‌اند) خندید، ما (توسط همان فرشتگان) بدو مژده (تولد) اسحاق و به دنبال او (تولد) یعقوب (از اسحاق) را دادیم، گفت: ای وای! مگر من که پیرزنی هستم از او (ابراهیم) شوهرم که پیرمردی است فرزندی می‌زایم؟! این چیز بسیار شگفتی است! گفتند: ای اهل بیت (ابراهیم)! آیا از کار خدا تعجب می‌کنی؟! رحمت و برکات خدا شامل شماست، بی‌گمان خداوند ستوده و بزرگوار است».

این گفتگوی ملائکه با ساره همسر ابراهیم ÷ است، زمانی که او را در حالی که نازا و پیر بود به تولد اسحاق بشارت دادند.

و همانگونه که می‌بینیم: خداوند لفظ «أهل بیت» را با زبان ملائکه برای زن ابراهیم÷ به کار می‌برد نه دیگری، و جمع مذکر «علیکم» که به جای «علیکن» آمده به همان «اهل» برمی‌گردد... موضوعی که مفسران شیعه نیز به آن اعتراف دارند و منظور از «اهل البیت» را تنها ساره دانسته‌اند [۲۰۴]. زیرا ابراهیم و ساره در آن موقع هنوز دارای فرزندی نشده بودند و تنها مخاطب ملائکه نیز او بوده است!.

نمونه‌ای دیگر:

﴿فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى ٱلۡأَجَلَ وَسَارَ بِأَهۡلِهِۦٓ ءَانَسَ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ نَارٗاۖ قَالَ لِأَهۡلِهِ ٱمۡكُثُوٓاْ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا لَّعَلِّيٓ ءَاتِيكُم مِّنۡهَا بِخَبَرٍ أَوۡ جَذۡوَةٖ مِّنَ ٱلنَّارِ لَعَلَّكُمۡ تَصۡطَلُونَ ٢٩ [القصص: ۲۹].

«هنگامی که موسی مدت (قرارداد بین خود و شعیب) را به پایان رسانید و همراه خانواده‌اش (یعنی زنش، دختر شعیب از مدین به سوی مصر حرکت کرد)، در کنار کوه طور آتش را دید، به اهل بیتش گفت: بایستید، من آتشی را می‌بینم، شاید از آنجا خبری یا شعله‌ای را برایتان بیاورم تا خویشتن را بدان گرم کنید!».

در آنجا نیز بحث از موسی ÷ و همسرش دختر شعیب ÷ است که به تنهایی از مدین به سیناء می‌رفتند.. تمام مفسران شیعه نیز به این موضوع اعتراف دارند که کسی به جز همسر موسی ÷ با او حضور نداشته است [۲۰۵]، پس چرا در مورد همسر حضرت موسی ضمایر به صورت تأنیث أمکثی، آتیک، لعلک، تصطلین نیامده است؟.

بازهم نمونه‌ای دیگر:

﴿وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ١٢١ [آل‌‌عمران: ۱۲۱].

«(ای پیامبر! به یاد آور) زمانی را که سحرگاه از میان خانواده خود بیرون رفتی و پایگاه‌های جنگ را برای مسلمانان آماده می‌کردی و خداوند شنوا و دانا است».

این جریان مربوط به زمانی بود که پیامبر ص از نزد همسران خود بیرون آمد و آنگونه که در روایات و تفاسیر آمده، رسول خدا ص بعد از اینکه لباس رزمی خود را پوشید از منزل عایشه برای حضور در جنگ احد خارج شد [۲۰۶].

در احادیث نیز آمده که پیامبر ص زمانی که به حجره زنانش وارد می‌شد، می‌فرمود: «السلام علیکم أهل البیت ورحمـﺔ الله وبرکاته» [۲۰۷].

در جریان «افک» تهمت ناروایی که به عایشه زده شد، پیامبر ص در مورد همسرش از أسامه بن زید س نظرخواهی کرد، أسامه س گفت: «هُمْ أَهْلُكَ وَلا نَعْلَمُ إِلا خَيْرًا» [۲۰۸] «او اهل و خانواده توست و من جز نیکی چیزی از او ندیده‌ام». می‌بینیم که آن را به صورت ضمیر جمع مذکر (هم) ذکر نموده! البته اینگونه نمونه‌ها فراوانند..

ثالثاً: اما در مورد معصوم‌بودن ائمه باید گفت که خداوند در آن آیه «طهارت و تزکیه تشریعی» را بیان فرموده، نه «تطهیر تکوینی» و مادرزادی را.

زیرا که انسان‌ها با «پرهیزکاری»، «عفت گزینی»، «اقامه نماز»، «پرداخت زکات» و «اطاعت از خدا و رسولش» تزکیه می‌شوند و پاک می‌گردند.

خداوند این مطلب را در مورد عموم مسلمانان نیز فرموده است که:

﴿مَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيَجۡعَلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ حَرَجٖ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمۡ وَلِيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ [المائدة: ۶].

«خدا نمی‌خواهد بر شما سخت بگیرد، بلکه می‌خواهد شما را پاک گرداند و نعمتش را بر شما کامل کند، به این امید که او را سپاسگزاری کنید».

همچنین می‌فرماید:

﴿وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيۡهِمۡۖ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٞ لَّهُمۡۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ [التوبة: ۱۰۳].

«از اموال شان زکات بگیر تا پاک‌شان گردانی و تعالی‌ شان بخشی».

البته احادیث صحیحی موجود است که می‌گوید: پیامبر ص گاهی علی و فاطمه را برای نماز بیدار می‌کرد، و «آیه تطهیر» را قرائت می‌فرمود، و این به آن معناست که آیه عمومیت دارد و علاوه بر زنان، فرند و دامادش همه مسلمانان نیز می‌توانند: با عمل به دستورات خدا و اجتناب از نواهی‌اش پاک شوند و مصونیت پیدا کنند، نه آنکه «تطهیر تکوینی» و «عصمت ذاتی و مادرزادی» را در مورد ایشان اعلام نماید!.

بنابراین، همانگونه که در روایت زید بن الأرقم س نیز آمده [۲۰۹] «اهل بیت» در درجه اول همان «همسران پیامبر» هستند، و سپس فرزندان، عموها و عموزاده‌های او را نیز شامل می‌شود، اما غالب شیعیان تنها چهار نفر آل عبا «علی، فاطمه، حسن و حسین» و فرزندان ایشان را اهل البیت می‌دانند و بقیه دختران، دامادها، عموها و عموزاده‌های رسول خدا را معصوم نمی‌دانند!.

جالب‌تر این است که دیگر فرزندان امیرالمؤمنین علی س که عبارتند از: زینب و ام کلثوم (همسر حضرت عمر)، محمد بن حنفیه، أبوبکر، عمر، عثمان، عباس، جعفر، عبیدالله، یحیی، را غیر از حسن و حسین، و فرزندان امام حسن، فرزندان امام حسین ب، غیر از امام زین العابدین، فرزندان زین العابدین غیر از امام باقر، و فرزندان او و.... را از عضویت در «اهل بیت و عصمت» محروم می‌سازند!.

همچنین دیگر دختران پیامبر ص را غیر از فاطمه ل از این حق محروم ساخته، و زینب (همسر ابی العاص بن ربیع) و رقیه و ام کلوم (دو همسر عثمان) را جزو آنها به حساب نمی‌آورند.

اگر علی س به خاطر داماد پیامبر ص بودن عضو اهل بیت محسوب می‌شود، عثمان س که دو بار داماد پیامبر ص بوده و ابی العاص بن ربیع نیز داماد رسول خدا بوده است!.

اگر حضرت علی به خاطر عموزاده‌ی پیامبر بودن معصوم است، چرا جعفر و عقیل دیگر برادران علی س از این حق محروم شده‌اند؟ چرا عموهای پیامبر ص از جمله: عباس س و فرزندانش از جمله عبدالله س از حق عضویت در «اهل البیت و معصومیت» محروم گشته‌اند؟!.

[۲۰۱]چنانچه علی س در رساله الغارات می‌فرماید: «فحشیت إن لم أنصر الإسلام وأهله...»، «ترسیدم اگر اسلام و مسلمانان را یاری نکنم...». [۲۰۲] فتح القدیر، شوکانی، ج۴، ص۲۷۸، چاپ مصر. [۲۰۳] میزان الإعتدال، امام ذهبی، ج۳، ص۳۶۲، ج۲، ص۴۵۷- منهاج السنة، ابن تیمیه، ج۴، ص۸۱- تعلیق شیخ معلمی یمانی بر الفوائد، ص۳۵۳. [۲۰۴] مجمع البیان، شیخ طبرسی، ج۳، ص۱۸۰، چاپ بیروت، منهج الصادقین، ملا محسن فیض کاشانی، ج۴، ص۴۹۳، چاپ تهران. [۲۰۵] مجمع البیان، طبرسی، ج۴، ص۲۱۱ (سوره نمل) و ص ۲۵۰ (سوره قصص) منهج الصادقین، فیض کاشانی، ج۷، ص۹۵- تفسیر قمی، أبوالحسن قمی (که به امام مفسرین شیعه و قدیمی‌ترین آنها معروف است)، ج۲، ص۱۳۹، چاپ نجف- نورالثقلین، عروسی حویزی، ج۴، ص۱۲۶، چاپ قم. [۲۰۶] اسلام‌شناسی، شریعتی، ص۱۷۵- فی ظلال قرآن، سید قطب، ج۱، ص۴۰۸- الکشاف، زمخشری، ج۱، ص۴۰۸. [۲۰۷] فتح الباري، شرح صحیح بخاری، ج۸، ص۴۲۹. [۲۰۸] اسلام‌شناسی، شریعتی، ص۲۳۴- صفة الصفوة، عبدالرحمن ابن جوزی، ج۱، ص۲۵. [۲۰۹] «...فَقَالَ لَهُ حُصَيْنٌ وَمَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ يَا زَيْدُ أَلَيْسَ نِسَاؤُهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ قَالَ نِسَاؤُهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَلَكِنْ أَهْلُ بَيْتِهِ مَنْ حُرِمَ الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ. قَالَ وَمَنْ هُمْ قَالَ هُمْ آلُ عَلِىٍّ وَآلُ عَقِيلٍ وَآلُ جَعْفَرٍ وَآلُ عَبَّاسٍ. قَالَ كُلُّ هَؤُلاَءِ حُرِمَ الصَّدَقَةَ قَالَ نَعَمْ» «پس حصین به زید گفت: ای زید! اهل بیت چه کسانی هستند؟ آیا زنان پیامبر ج جزو آنها هستند؟ زید گفت: آری! زنانش نیز از اهل بیت هستند، و لیکن هرکس که بعد از او از صدقه‌گرفتن محروم باشند اهل بیتش است... حصین گفت: و آنها چه کسانی هستند؟ گفت: آنها آل علی و آل عقیل و آل جعفر و آل عباس هستند، حصین گفت: تمام اینها از گرفتن صدقه محروم هستند؟ زید گفت: آری». [صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابة، باب فضائل علی بن أبی‌طالب، حدیث شماره ۳۶].