علیس در زمان خلافت

بعد از شهادت عثمانس علیس به خلافت رسید، دوره‌ی خلافتش همراه با فتنه‌ها و جنگ‌ها خونینی بود که مسلمانان را موقتاً از انجام رسالت جهانی خود بازداشت، رسالتی که از زمان ابوبکرس آغاز شد و در زمان عمرس ادامه یافت و در زمان عثمانس بخش عمده‌ای از آن تحقق یافت، از این رو فرصتی دست نداد تا در زمان وی نیز فتوحات ادامه یابد و به عمران و اصلاحات بپردازد، اگر اجل مهلتش می‌داد و حکومتش از فتنه و جنگ در امان می‌ماند مانند عصر عمرس از نظر عدالت و استواری، خیر و برکت برای اسلام و بشریت از درخشانترین ادوار تاریخ اسلام می‌بود.

خلافت را در حالی عهده‌دار شد که شمشیرها آمیخته و دلها دگرگون شده بود و دشمنان اسلام از یهود و دیگران بر شعله‌های آتش فتنه می‌دمیدند و در بین مسلمانان تفرقه ایجاد می‌کردند تا اینکه در سه جنگ بزرگ و ده‌ها جنگ کوچک رو در روی هم ایستادند و خون یکدیگر را ریختند، اگر چه همه‌ی آنان به طور قطع در اجتهاد و کار خود اخلاص داشتند اما می‌پذیریم که آن اختلافات به طور کلی تا به امروز در تضعیف کیان و نیروی مسلمانان و بازماندنشان از انجام رسالت جهانی؛ اثرات سوء خود را بجا گذاشته است، خداوند آنان را بیامرزد و رحمت کند.

اما با وجود این فتنه‌ها که خلافتش را در بر گرفت عدالت را پیاده کرد و در اجرای حق بسیار کوشید، در راه خدا خاشع و خاضع بود و در راه ارشاد امت اسلامی کوشش‌های بسیار نمود، بهترین افراد را به کار گماشت، و افراد خاطی را سخت مجازات کرد، در رابطه با حق با احدی سازش نمی‌کرد و در اجرای الهی از سرزنش هیچ سرزنش کننده‌ای بیم نداشت، زاهدی بود که با تنعم بیگانه بود، و همانگونه که زندگی‌اش جهاد بود مرگش نیز شهادت بود.