دلائل عقلی تحریم نکاح موقت

همانا نکاح برای ارضای شهوات مشروع نشده بلکه برای اهداف اجتماعی مشروع گردیده که به‌ وسیله آن می‌توان به‌آن اهداف دسترسی پیدا کرد مانند آرامش‌خاطر، و بدنیا آوردن فرزندان، و تشکیل خانواده، و بقای نوع بشر به‌گونه‌ای که شایسته کرامت انسانی وی می‌باشد، و همانا غریزه جنسی در اصل در فطرت بشر گنجانیده شده تا مشوق برای نکاح صحیح مشروع گردد که به ‌وسیله آن اهداف عالی و بلند و رفیع تحقق پیدا می‌کنند. تا زن و مرد همانند حیوانات ارضای شهوات نکنند و وجود زن ضایع نگردد و ذلیل و رسوا و پست و حقیر نگردد و مانند یک کالای تجارتی دست ‌به‌ دست نشود و به فرزندان آنان زیانی نرسد چنان‌که خانه‌ای بیابند که در آن سکونت گزینند و نه کسی بیابند که عهده‌دار تربیت و تأدیب آنان شود که این یک تغییر سنت جاری خداوند در مخلوقات خود محسوب می‌گردد و زن را از وظیفه شریف و بلند مرتبه خود که خداوند وی را برای آن خلق نموده خلع می‌کنند و باز می‌دارند در حالی که خداوند فطرتاً وی را برای انجام آن خلق نموده و شوهر بعد از فارغ شدن روزانه در کنار او آرام می‌گیرد و با فرزندانش صحبت کرده و آن‌ها را فرزندانی صالح به ‌بار بیاورد که خانواده به وسیله آن زن معلم رشید به یک جولانگاه طبیعی برای رهبران، و سیاستمداران، و عظماء، و نخبگان، و علما تبدیل گردد که تخریج چنین انسان‌هائی در غیر یک خانواده شریف پاک که عهد و پیمان پدران و مادران در آن قطع نشده باشد امکان ‌پذیر نیست. در غیر اینصورت بی ‌بندوباری و از هم پاشیدن جامعه به ‌بار خواهد آمد که در آن تمام امت در معرض نابودی قرار می‌گیرد [٩۲].

مقصود قانونگذار حکیم از مشروع عقد نکاح الفت و محبت و اشتراک در زندگی می‌باشد. چه الفت و شراکتی از نکاح پدید می‌آید که هدف از آن تنها ارضای شهوات می‌باشد آن هم به ‌یک شرط وقتی ‌که فارغ گردید رخسارش را از وی برگرداند؟ اگر این نکاح موقت زنا نباشد پس زنا چگونه انجام می‌گیرد؟

مگر زنا هم با رضایت طرفین برای ارضای شهوات انجام نمی‌گیرد؟

آیا مفاسدی که از زنا پدید می‌آید کمتر از مفاسدی است که از این نوع نکاح پدیدار می‌گردد زمانی‌که مباح گردد؟

پس مردم چگونه پسران خود را می‌شناسند؟

و کیست آن کسی‌که پاک شدن تخمدان زن را در طول یک قاعده یا دو قاعده ماهانه یا ۴۵ روز یا بعد از فارغ شدن صاحب نکاح موقت ضمانت کند تا زن بداند آیا حامله است یا نه؟

و زمانی که مردم پسرانشان را نشناسند پس چه کسی مخارج این لشکر بزرگ که از نکاح موقت بوجود آمده‌اند بعهده می‌گیرد؟

و عاقدان نکاح کجایند در حالیکه هرکدام شهوتشان را ارضاء کرده و راه خود را رفته‌اند؟ خصوصاً کسانیکه به نکاح موقت رأی می‌دهند می‌گویند: اگر صاحب نکاح موقت فرزندانش را از خود نفی کند بدون ضمان شرعی نفی از وی دور می‌شود.

همانا بر جامعه واجب است که نقشه رشد ساخت‌ وساز خانه‌های سازمانی را برای سکونت فرزندان نکاح موقت تخصیص دهند و از صندوق‌های تأمین ‌اجتماعی و جهاد بر آن‌ها انفاق کنند و تشریع‌ کنندگان نکاح موقت سپاسگزاری کنند زیرا آن‌ها زن نکاح شده را ملزم به عده وفای کامل در دورترین اجل‌ها و سررسیدها کرده‌اند. و دکان‌ها و مغازه‌هایشان را ببندند و جلو مسجدهای جامع چشم به انتظار بنشینند تا وقت زایمان فرا رسد و عده پایان یابد.

همانا بیت ‌المال و خزانه‌های دولت باید مخارج آن‌ها را تأمین کنند و در حالیکه اگر درهای بیت ‌المال و خزانه‌ها بر روی آن‌ها باز بشوند منافع دیگر زندگی که به ‌خاطر آن اموال در بیت ‌المال جمع‌آوری شده‌اند تعطیل خواهند شد که این وصیت در نتیجه حلال کردن و درست دانستن نکاح موقت برای یکی از دولت‌ها پیش آمد. مجلة الشرع شیعی نوشت:

رفسنجانی ‌‌رئیس جمهور اسبق ایران به دویست و پنجاه هزار -۰۰۰/۲۵۰ نوزاد پیدا شده در کوچه و خیابان‌ها اشاره کرد که در نتیجه نکاح موقت متولد شده‌اند [٩۳].

همان مجله می‌گوید: همانا رفسنجانی تهدید کرده است که با توجه به این همه مشکلاتی که در پشت نکاح موقت وجود دارد آن را تعطیل خواهد کرد [٩۴].

شهر مشهد شیعه‌ نشین ایران را در آسیا- شهری نامیده‌اند که سطح اخلاق در آن بسیار رو به انحلال و نابودی است آن هم به این خاطر که نکاح موقت در آن شهر از دیگر شهرها بیشتر رواج دارد [٩۵].

جامعه‌ای که در آن شهوت حد و حدود ندارد جامعه‌ای است در معرض زیان و فساد زیرا در آن جامعه نه خانه‌ای امنیت دارد و نه خانواده‌ای مقدس و محترم شمرده می‌شود.

این یکی از استادانشان (ملاهاشم) که با شوق و علاقه زیادی نکاح موقت را انجام می‌‌دهد. در یک گفته‌ای که یک محلل شیعی از او نقل می‌کند می‌گوید: یکبار زنی از وی خواسته که به خانه‌اش برود و نماز را به ‌خاطر تعلیم او در آنجا بخواند. بعد از نماز زن از او خواست که برای مدت زمان طولانی‌تر نزد او بماند. ملاهاشم طبیعت این زن را بلد نبود، و به او گفت: که مجبور است برود در این هنگام زن با یک عبارت متعارف و آشنا به ملا گفت: این سرّی است که بین ما می‌ماند، ملا گفت: که نمی‌تواند تمام شب را نزد وی بماند اما دو ساعت امکان‌ پذیر است، و همچنین می‌گوید: ملاهاشم در انجام وظیفه دینی خود بسیار موفق بوده و بارها به من گفته است: که نمی‌تواند خواسته هیچ زنی را رد کند که برای دو ساعت یا سه ساعت از وی درخواست آمیزش کند و از مدت متعه تجاوز نکند و گفته است: که وی سابقاً در خانه‌هایشان زنان را زیارت کرده است با توجه به رأی ملاهاشم نکاح موقت اساساً در بین مردان دینی منتشر می‌شود [٩۶].

این خود بکلی انهدام و تخریب زندگی صحیح زن و مرد و برکندن پایه‌های خانواده و باز کردن دربهای فحشاء و فساد می‌باشد که بر روی فاحشه‌چیان باز می‌شود آن ‌هم از طرف کسانی که خود را زیر نام اسلام مخفی کرده و خود را مردان دینی می‌‌نامند که دین پاک و مقدس خداوند از آن‌ها بیزار است.

کسی که بیطرف باشد و متعصب نباشد امکان ندارد که این زنا را انکار می‌کند و می‌گوید: امثال مردانی چون ملاهاشم و غیره زناکار هستند و باید حد شرعی بر آن‌ها اقامه شود. همانطور که امام صادق در فرموده‌ای که صاحب کتاب دعائم‌الإسلام – از وی نقل می‌کند به آن اشاره کرده است مردی از امام صادق درباره نکاح موقت (متعه) سؤال کرد فرمود: برایم تعریف کن چه جوری است؟ مرد گفت: مرد به نزد زن می‌رود و می‌گوید: با یک درهم یا دو درهم برای یک دفعه آمیزش یا یک روز یا دو روز با تو

ازدواج می‌کنم امام فرمود این زنا است و به جز یک انسان فاجر کسی این کار را نمی‌کند [٩٧].

هشام‌ بن حکم از ابوعبدالله درباره نکاح موقت روایت می‌کند که گفته: در نزد ما فقط انسان‌هائی فاجر آن را انجام می‌دهند. یعنی این ملاهاشم و امثال او از کسانیکه طرفدار نکاح موقت و شهوتران هستند پشت پرده دین خود را مخفی کرده‌اند.

[٩۲] الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی: ٧/٧۰ والحصری: ص ۱٧٧ و فقه السنة: ۲/۴۳. [٩۳] به مجلة الشرع شماره ۶۸۴، سال چهارم، ص ۴ نگاه کن. [٩۴] منبع قبلی. [٩۵] کتاب ‌الـمتعة، شهلا حائری ص ۳٩. [٩۶] منبع سابق: ص ۲۲٧-۲۲۶. [٩٧] دعائم الإسلام: ۲/۲۲٩، ح ۸۵٩.