صفحه نخست عقاید (کلام) ازدواج موقت از دیدگاه روایت اقوال طرفداران بحث جواز ازدواج موقت با زنان زناکار...

اقوال طرفداران بحث جواز ازدواج موقت با زنان زناکار

بحرانی در تعلیق این موضوع می‌گوید: ذکر این روایات دلیل است بر جواز متعه زن زانیه با توجه به علم مرد به زناکار بودن زن در این امر برخلاف شرایط نکاح دائم می‌باشد چون در نکاح دائم شرط اینست که مرد مانع این امر قبیح زن شود [۵۸]. و نجفی در کتابش بنام جواهر در این مورد می‌گوید: تحقیق از وضعیت زن متهم به زنا شرط صحت نکاح متعه نیست بلکه مستحب است و زناکار بودن زن امری ناپسند است و اگر با این نوع زن بصورت موقت ازدواج کرد آن را برحذر دارد با توجه به روایاتی که بر دلالت این مطلب صریح هستند فهمیدم که بر حذر داشتن زن از زنا شرط صحت متعه نیست و مردی که بصورت موقت با این نوع از زنان ازدواج می‌کند مرتکب هیچ گناهی نمی‌شود [۵٩].

شیرازی در این مورد می‌گوید: ناپسند بودن نکاح متعه با زنان فاجره فقط بعلت سرایت احتمالی بیماری‌هایی است که از تماس‌های جنسی بوجود می‌آیند [۶۰].

ثانی عشر: استمتاع از دختر بشرط عدم ازاله بکارت جایز است.

۱- از زیاد بن ابی‌حلال روایت است که می‌گوید: از ابوعبدالله شنیده‌ام که می‌گفت: استمتاع جنسی از دختران مادامی که سبب انزجار خانواده‌اش در صورت دانستن این عیب نشوند جائز است.

۲- از ابوسعید قماط و او از شخص دیگری نقل می‌کند که گفته است: به ابوعبدالله گفتم: دختری که نزد پدر و مادرش زندگی می‌کند. دختر از من استدعا می‌کند که بصورت سری با وی مقاربت کنم آیا این کار را انجام دهم؟ در جواب گفت: بله. اما مواظب باش ازاله بکارت نکنی. گفتم: اگر خودش راضی باشد؟ اگر راضی باشد این امر برای دختران مایه ننگ است.

۳- از اسحاق‌ بن عمار و او از ابوعبدالله روایت نموده که گفته است: از ابوعبدالله در مورد استمتاع از دختران سؤال کردم: ایشان در جواب گفت: استمتاع که جایز است فقط برای دختران مایه لذت است ولی مواظب باشید که این استمتاع بصورت پنهانی و عدم ازاله بکارت باشد.

۴- از حلبی روایت است که گفته است: از ابوعبدالله در مورد دختری که منزل پدرش زندگی می‌کند پرسیدم آیا می‌توانیم از او استمتاع جنسی جوییم؟ در جواب گفت: جائز است بشرطی که ازاله بکارت نشود.

اما بویژه پیروان این مطالب از جمله محقق و حلی می‌گویند: دختری که به سن بلوغ رسیده باشد بنا به قول مشهور مذهب می‌تواند خود اجازه دهد تا بعنوان متمتع از آن استفاده گردد و ولی آن حق هیچ‌گونه اعتراضی ندارد خواه متمتع دختر که مورد بحث ماست باشد یا بیوه. ولی تمتع دختری که پدر ندارد از دیدگاه مذهب شیعه مکروه می‌باشد و اگر چنین امر به ‌وقوع پیوست باید مرد مراعات کند ازاله بکارت نکند [۶۱].

طوسی می‌گوید: مرد می‌تواند دختری که پدر ندارد بدون نیاز به ولی با وی بصورت موقت ازدواج کند و می‌تواند با او آمیزش داشته باشد، ولی اگر دختر پدر و مادرش زنده و سنش کمتر از حد بلوغ باشد بجز به اجازه پدرش عقدش صحیح نمی‌باشد و اگر به سن بلوغ رسیده که نه تا ده سال است عقد (نکاح متعه) وی بدون نیاز به اذن پدرش جائز است بشرطی‌ که ازاله بکارت نکند اما برترین قول مذهب شیعه این است که در تمام احوال اذن پدر ضروری می‌باشد [۶۲].

ثالث عشر: در نکاح متعه لعان وجود ندارد [۶۳].

۱- از ابن عباس یعفور و او از ابوعبدالله روایت کرده است که می‌گوید: زن و مرد در نکاح موقت ملاعنه نمی‌کنند.

۲- از فضال و او از کسی که به‌ وی خبر داده و آن از ابوعبدالله روایت کرده است که گفته: ظهار واقع نمی‌شود مگر جایی که طلاق صحیح باشد (منظورش نکاح دائم است) [۶۴].

و فقهای این مکتب می‌گویند: در نکاح موقت ظهار واقع نمی‌شود.

رابع عشر: در نکاح متعه ظهار معتبر نیست.

۱- محمد بن علی بن حسین می‌گوید: که امام صادق گفته: در نکاح موقت هیچ یک از طلاق و ظهار وجود ندارند [۶۵].

۲- از فضال و او از کسی که به وی خبر داده و آن از ابوعبدالله روایت کرده است که گفته: ظهار واقع نمی‌شود مگر جایی که طلاق صحیح باشد (منظورش نکاح دائم است) [۶۶].

و فقهای این مکتب می‌گویند: در نکاح موقت ظهار واقع نمی‌شود [۶٧].

خامس عشر: ایلاء در نکاح موقت وجود ندارد.

۱- از ابوعبدالله ‌بن سنان و او از ابوعبدالله روایت کرده که می‌گوید: از ابو عبدالله در مورد ایلاء سؤال کردم: در جواب گفت: زمانی که مدت چهار ماه گذشت و مرد هنوز بر سوگند خویش اصرار داشت یا باید آن را طلاق دهد و یا کفاره بپردازد. ابن سنان می‌گوید: به او گفتم اگر مرد زن را طلاق دهد عده‌اش عده زن مطلقه است؟ گفت: بله [۶۸].

دیدگاه ویژه این مسلک اینست که گفته‌اند: بنابه اصح اقوال مذهب در متعه ایلاء وجود ندارد چون خداوند در آیه ایلاء، ایلاء را به طلاق ربط داده‌اند و طلاق در نکاح متعه اعتباری ندارد. زیرا بعلت اینکه یکی از لوازم ایلاء مطالبه بالوطی است و مطالبه بالوطی در نکاح منتفی است پس در نتیجه ایلاء منتفی است [۶٩].

سادس عشر: در متعه نفقه زن بر ذمه مرد نیست.

۱- از هشام‌ بن سالم و او از ابوعبدالله در حدیثی در مورد متعه روایت نموده که گفته است: در نکاح متعه هیچ یک از نفقه، وعده، واجب نیستند [٧۰]. و اما پیروان این مقوله می‌گویند: در نکاح موقت نفقه وجود ندارد مگر زن و مرد متمتع آن را شرط قرار دهند اما در نکاح دائم برای زن نفقه واجب است حتی اگر مرد عدم انفاق را شرط قرار داده باشد چون این شرط هیچ تأثیری برعدم وجوب نفقه ندارد [٧۱].

صاحب جواهر می‌گوید: شرطی که مورد اتفاق است در مورد نفقه زن دو امر می‌باشد یکی اینست که وجوباً نکاح باید دائم باشد، ولی در متعه نفقه وجود ندارد. و دیگری این است که تمکین کامل وجود داشته باشد [٧۲].

سابع عشر: در نکاح موقت تهیه مسکن زن بر مرد واجب نیست.

۱- از قاسم ‌بن محمد او از شخص دیگری روایت نموده که گفته است: از ابو عبدالله پرسیدم: اگر مردی با زنی ازدواج کند اما فقط یک دفعه با آن نزدیکی کند چگونه است؟ در جواب گفت: اشکالی ندارد، اما اگر تمام شد به او نگاه نکند و صورتش را به سمت دیگری بگرداند.

۲- زراره می‌گوید: به او گفتم: آیا درست است مرد از زن یک ساعت یا دو ساعت استمتاع کند؟ گفت: نمی‌توان بر حدود و اندازه یک‌ یا دو ساعت ایستاد، بلکه باید یک دفعه یا دو دفعه، یک روز یا دو روز، یک شب و امثال این‌ها باشد.

۳- از خلف ‌بن حماد روایت است که گفته است: شخصی را نزد ابو الحسن فرستادم که از او بپرسد. آیا زمان متعه چقدر است؟ و آیا درست که مرد با زنی در نکاح متعه بشرط یک بار آمیزش ازدواج کند؟ ابوالحسن در جواب گفتند: بله [٧۳].

پیروان این مکتب می‌گویند: برای زن و مرد در نکاح موقت جائز است که شب یا روز و یا یک بار آمیزش یا چند بار را همراه تعیین مدت شرط متعه قرار دهند [٧۴].

یکی از علمای شیعه این قول را چنین تفسیر می‌کند که نتیجه‌اش این است: هریک از زن و مرد که این شروط را در نکاح متعه ذکر می‌کنند با توجه به اینکه در نکاح متعه مضاجعه و وطی واجب نمی‌باشد تا وقت زیادتری داشته باشد برای اداره زندگی روزمره بشری و استمتاع مانع این امر نباشد [٧۵].

ثامن‌عشر: در نکاح متعه شرط عدم ازاله بکارت زن متمتع جائز است.

۱- از سماع ‌بن مهران و او از عمار‌ بن مروان و او از ابوعبدالله روایت کرده است که گفته است: گفتم: مردی با زنی ملاقات کرده و از وی خواستگاری می‌کند، و در جواب زن می‌گوید: من با تو ازدواج می‌کنم. تو حق داری هر طوری که میل داری از بدن و اندام من استفاده کنی همان ‌طور که مرد با زن دائمی خویش معاشقه می‌کند بشرط اینکه بکارتم را ازاله نکنید چون این امر برای ما دختران ننگ است. و ابوعبدالله در جواب گفتند: برای مرد درست نیست مگر اموری که زن برای وی شرط قرار داده‌است [٧۶].

یکی از پیروان این مکتب بنام بحرانی می‌گوید: اقوال مشهور بین اصحاب (مذهب شیعه) این است که اگر زن متمتع عدم وطی را شرط متعه قرار دهد عمل به این شرط بر مرد واجب است و نمی‌تواند وطی را انجام دهد. ولی اگر زن بعد از شرط اجازه داد برای مرد درست است [٧٧].

تاسع عشر: پیشگیری (عزل) در نکاح متعه بدون اجازه زن جائز است.

۱- از محمد بن مسلم روایت است که گفته است: از ابوعبدالله در مورد عزل سؤال کردم: ابوعبدالله گفتند: این آب (منی) مال مرد است هر طوری که خود بخواهد می‌تواند تصرف کند.

۲- از ابن ابی عمیر و غیره روایت است که گفته است: این آب (منی) آب مرد است هرجایی که بخواهد آن را آنجا می‌گذارد [٧۸].

و پیروان این مقوله از جمله بحرانی می‌گوید: علمای شیعه تصریح نموده‌اند که عزل برای مرد است، با توجه به این که زن راضی نباشد و اگر بچه‌ای هم در کار باشد بچه مرد محسوب می‌شود هرچند که عزل کرده باشد [٧٩].

عشرین: در نکاح متعه خلع (به معنی پایان دادن به حکم روابط زناشوئی در مقدار مالی است که زن آن را به شوهرش می‌پردازد) وجود ندارد.

۱- از محمد بن مسلم و او از ابوعبدالله روایت کرده که گفته است: خلع و مبارات طلاق بائنه محسوب می‌شوند. در حالی که مرد در نکاح متعه تقاضا کننده‌ای از تقاضا کنندگان است [۸۰].

در صفحات آینده جدولی ارایه می‌شود که در آن احکام مربوط به زوجه طبق آیات قرآن مجید و احکام مربوط به زن کرایه‌ای طبق قوانینی که عالمان شیعه و پیروان آنان تشریع کرده‌اند بیان می‌گردد.

[۵۸] الحدائق: ۲۴/۱۳۳. [۵٩] انظر جواهر الکلام:۳۰/۱۵٩-۱۶۰ والسرائر لابن ادریس: ۲/۶۲۱ و ملاذ الأخیار للمجلسی: ۱۲/۳۵ و تحریرالوسیله للخمینی: ۲/۲۶۱ والحدائق: ۲۴/۱۳۱ و ۱۳۵ و ۱۳۲. [۶۰] الفقه للشیرازی: ۶۵/۲۵۱-۲۵۲. [۶۱] الشرائع: ۲/۳۰۶ و تبصرة الـمتعلمین في أحکام الدین: ص ۱۵۱. [۶۲] النهایة للطوسی: ص ۴٩۰. [۶۳] الوسائل: ۱۵/۶۰۵ کتاب ‌اللعان باب عدم ثبوت اللعان بین الزوج والـمتعة. [۶۴] الشرائع للحلی: ۲/۳۰۶ والجواهر:۳۰/۱۸٩. [۶۵] الوسائل کتاب الظهار باب (۲۰). [۶۶] الوسائل کتاب الظهار باب (۱۶). [۶٧] جواهرالکلام: ۳۰/۱۸٩ و روحالتشیع: ص ۴۶۰. [۶۸] الوسائل کتاب الإیلاء والکفارات باب (۱۲)، ح ۲. [۶٩] والروضة البهیة: ۵/۲۸٩، الجواهر: ۳۰/۱۸۸ و و روح التشیع: ص ۴۶۰. [٧۰] الوسائل باب أنه لا نفقة علیالرجل فیالـمتعة: ۱۴/۴٩۵-۴٩۶، ح ۱. [٧۱] الـمتعة ومشروعیتها في الإسلام لـمجموعة من علماء الشیعة: ص ۱۲۲-۱۳۳. [٧۲] جواهرالکلام: ۳۰/۳۰۳. [٧۳] الوسائل: ۱۴/۴٧٩-۴۸۰، باب ۲۵. [٧۴] السرائر: ۲/۶۲۳ و تحریرالوسیلة: ۲/۲۶۰. [٧۵] حاشیة الروضة: ۵/۲۸٩ تعلیق محمد کلانتر. [٧۶] الوسائل باب جواز اشتراط الاستمتاع بما عدا الفرج! فیالـمتعة فلیزم الشرط، وانظر الوسائل: ۱۵/۴۵، باب ۳۶. [٧٧] الحدائق: ۲۴/۱٩٧. [٧۸] الوسائل: ۱۴/۴۸٩، باب جواز العزل علی الـمتمتع بها. [٧٩]الحدائق: ۲۴/۱٧۰-۱٧۱ و انظر تبصرة الـمتعلمین: ص ۱۵۲ والـمتعة للفکیکی: ص ۳۶ والـمتعة ومشروعیتها في الإسلام: ص ۱۳۳. [۸۰] الوسائل کتاب ‌الخلع والـمبارات باب (۵) أن طلاق الـمختلعة بائن.