صفحه نخست عقاید (کلام) خلافت و امامت مقام جهاد به مال و جان

مقام جهاد به مال و جان

بر اساس آیه‌ی شریفه ۲۰ سوره‌ی توبه، ثروتمندانی که ثروت خود را در راه خدا خرج کرده و خود نیز در جهاد شرکت داشته‌اند نقاط مثبت علمیشان بیشتر و از کسانی که به مال تنها یا به جان تنها جهاد کرده‌اند بزرگتر و گرامیتر می‌باشند.

ثروت و دارایی در ثبات زندگی و پیشرفت برنامه‌های آن تاثیر بسزایی را دارد. اگر ثروت با برکت ابوبکر صدیق س نبود بلال‌ها آزاد نمی‌شدند و زیر شکنجه کفار می‌مردند، اگر ثروت پر برکت عثمان بن عفان س نبود جیش العسره از کجا تجهیز می‌شد؟

درست اینکه خدای تعالی دینش را یاری می‌کند لکن برای یاری و نصرت وسایل و اسباب لازم است، باید گفت: ایمان راستین یاران پیغمبر ج بود که نیروهای نظامی و اقتصادی را آماده می‌کرد، و آن بزرگ مردان مال و جان خود را در طبق اخلاص به پیشگاه خدای تعالی تقدیم می‌کردند و اسلام را پیش می‌بردند، ثروت اگر در راه خدای تعالی خرج شود سببی است بزرگ برای رفعت و بزرگی مقام در پیشگاه حق تعالی، چه در این آیه‌ی شریفه و آیات دیگر، خدای تعالی بذل مال را بر نثار جان مقدم داشته است، مال حلال و پاکیزه ای که فضل خدای تعالی و عصاره‌ی جان تحصیل کننده‌ی آن است، چه بسا مردمانی که جان خود را برای کسب یا حیازت مال به خطر می‌اندازند و از جان بیشتر دوستش دارند و آن را وسیله ای برای حفظ شرافت و کرامت انسانی می‌دانند لکن چون رضای حق تعالی مطرح گردد هم مال و هم جان را نثار این هدف اعلی می‌نمایند.

* * * *

کسانی که ثروت را مذموم و ناپسند می‌دانند در اشتباهند، زیرا ثروت وسیله است نه هدف، و اگر این وسیله را برای رسیدن به عالی‌ترین هدف بکار ببندیم باید گفت: ثروت رحمت حق تعالی است و اگر آن را نگه داشته و خزانه کنیم و یا در راه هوی و نقشه‌های شیطانی مصرف نماییم باری است بس گران مصیبتی است بی‌پایان و دردی است بی‌درمان. لکن انفاق کنندگان در راه خدا در صف مقدم پرهیزگارانند، و اگر مال نباشد انفاق کجا است و پیشرفت دین خدا چگونه میسر خواهد شد؟ ایمان تنها کاری را از پیش نمی‌برد بلکه حرکت می‌خواهد و برای حرکت نیز نیرو و توان لازم است، زیرا خدای تعالی هیچ کاری را جز به وسیله خاص آن را نمی‌اندازد: ﴿وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةٖ [الأنفال: ۶۰]. «و آماده کنید برای سرکوبی دشمنان خدا و دفاع از حق مسلم خلق آنچه را که می‌توانید از قدرت و نیرو. . .».

«أبى الله أن يجري الأمور إلا بأسبابـها»: «خدای تعالی حاشا دارد از اینکه کاری را بدون اسباب آن اجرا کند».

از جهت دیگر، خدای تعالی همیشه سبب را بر مسبب مقدم داشته، مثال روشنی از قرآن کریم می‌آوریم: ﴿قُلۡنَا ٱحۡمِلۡ فِيهَا مِن كُلّٖ زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَأَهۡلَكَ [هود: ۴۰]. «نوح را گفتیم در کشتی بردار از هر جفت، نر و ماده دو تا را، و بردار خانواده ات را». در حالی که انسانها سر نشین اصلی کشتی بودند و انسان اشرف مخلوقات لکن جانداران دیگر و نباتات وسایل ادامه زندگی برای آنها بودند بدین جهت خدای تعالی وسایل و اسباب را بر خود ایشان مقدم داشت دلیل دیگر: ﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ١ عَلَّمَ ٱلۡقُرۡءَانَ٢ خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ٣ [الرحمن: ۱-۳] «خداوند بخشاینده‌ی بخشایشگر. خواندن و قرائت را بیاموخت، انسان‌ها را بیافرید».

چنان که می‌بینیم تعلیم و آموختن را بر آفریدن ((در سیاق کلام)) مقدم داشته است، بدین معنی که انسان واقعی عبارت است از دانشمندان و دانش آموزان و انسان بدون علم عدمش به از وجود او است. دلیل دیگر ﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ٤ [العلق: ۴] «آن خدایی که بوسیله قلم آموخت انسان‌ها را آنچه نمی‌دانستند».

اطاله‌ی کلام ما را از اصل مطلب دور گردانید، هیچ کس نمی‌تواند مال حلال را نکوهش کند جز گدایان دون صفت و تنبل‌های بی‌حرکت، و عقده‌ای که خود حرکت و همت ندارند و ثروت را نکبت پندارند در حالی که خدای تعالی می‌فرماید: ﴿لَا يَسۡتَوِي مِنكُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ وَقَٰتَلَۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَعۡظَمُ دَرَجَةٗ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُواْ مِنۢ بَعۡدُ وَقَٰتَلُواْۚ [الحدید: ۱۰] «برابر نیستند از شما کسانی که پیش از فتح مکه انفاق کرده و جنگیده‌اند آنها بزرگترند از حیث درجه و مقام از کسانی که بعد از آن فتح انفاق کرده و جنگیده باشند».

پیغمبر اکرم ج می‌فرماید: «ما نفعني مال كمال أبي بكر» «هیچ ثروتی مانند ثروت ابوبکر به من فایده نرسانید»، چه مال او در دین خدا بسیار مرا یاری کرد. و هکذا در غزوه‌ی تبوک که حضرت عثمان با بخشیدن صدها شتر و اسب و هزارها دینار در راه خدا لشکر را آراست، رسول اکرم ج درباره‌اش فرمود: «مَا عَلَى عُثْمَانَ مَا عَمِلَ بَعْدَ هَذِهِ، مَا عَلَى عُثْمَانَ مَا عَمِلَ بَعْدَ هَذِهِ»: «بعد از این بر عثمان چیزی که ناراحت کننده باشد نخواهد بود» [۹۰]. و فرمود: او حق خود را ادا کرد خدای تعالی مشمول رحمت و رضوانش گرداند.

[۹۰] سنن ترمذی، و مسند احمد.