خلاصه

خلاصه بحث در مورد معجزه این است که ما این را قبول می‌نماییم که معجزه بر خلاف قوانین جاری و عادی است و با امکانات و توانایی معمولی بشر متناسب نیست با این همه مجبور نیستیم معجزات را نوعی قانون‌شکنی توسط قانون‌گزار طبیعت توجیه کنیم بلکه صددرصد آنها را قانون تلقی می‌نماییم؛ اما از آن قوانین که هنوز به حقیقت پی نبرده‌ایم. چنانکه بسیاری از دانشمندان به حقیقت خوارق عادت اعتراف کردند در سال ۱۸۶٩ میلادی انجمن بسیار مهمی برای تحقیق در این مسایل در لندن منعقد شد که ارکان آن اشخاص زیر بودند:

سرجان لیگ عضو پارلمان، رئیس انجمن، پروفسور هکسلی عالم طبیعت لوئیس فیزیکدان معروف، الفر دویلز معاصر و همکار داروین در مسئله نشو و ارتقاء، مارگن رئیس انجمن علوم ریاضی و جان لوکس علاوه بر دانشمندان نامبرده فضلای زیادی در این انجمن عضویت داشتند مدت هیجده ماه مشغول تحقیق بودند در پایان گزارشی تهیه نمودند که یک قسمتش این است: «مجلس مدار خود را فقط بر تجاربی نهاده که خود مشاهده کرده است بطوری که در آن جای شک و تردید باقی نمانده است در این مجلس چهار پنجم اعضاء کسانی بودند که در ابتدای امر جداً منکر اینگونه واقعات یعنی خرق عادات بودند و معتقد بودند که این قضایا از شعبده سرچشمه گرفته است و یا آنها را اثر نظام عصبی می‌پنداشتند لیکن پس از تجربه مکرر و دقیق ناگزیر شدند که اعتراف نمایند به اینکه خرق عادت‌ها واقعیت و حقیقت دارد.

بعد از آن در انگلستان و آمریکا برای تحقیق این موضوع انجمنی تشکیل شد که ریاست آن با هیزلوب و هودسن بود. انجمن مذبور قریب دوازده سال مشغول تحقیقات بود تا در سال ۱۸٩٩ به تحقیقات خود خاتمه داد و در نتیجه صحت واقعات را اعتراف کرد رأیی که هیزلوب در این موضوع صادر کرد چنین است: «من امیدوارم که پس از چندی جلوی تمام دنیا با دلایل کافی و قطعی ثابت کنم که بعد از این جهان فانی جهان دیگری هم وجود دارد، من با چشمان خود خرق عادتی دیدم که بهیچ وجه نمی‌شود دربارۀ آن احتمال هیچگونه شعبده و فریب داد، و بعضی از جملات هودسن چنین است به زودی برای جهانیان یک سلسله اطلاعات مهمی حاصل خواهد شد، و امید است که من در ظرف یکی دو سال راجع به قوانین فطری حیات انسان تفسیرهای تازه‌ای به دنیا تقدیم نمایم اگر هیزلوب ادعا می‌کند که با ارواح مردگان صحبت داشته این ادعا راست و مطابق با واقع است».

خبرنگاری در این باب از هودسن سؤالی کرد که جواب بدین شرح دریافت داشت: «من با پروفسور هیزلوب با هم شروع به تحقیقات نمودیم ما هر دو طبیعی مذهب بودیم و به ماورای طبیعت عقیده نداشتیم و از تحقیقات هم غرض ما این بود که از شعبده بازیهای مدعیان روحانیت پرده برداریم لیکن اکنون من قائلم که با مردگان می‌شود حرف زد، و در این باب مخصوصاً دلایلی در دست است که هیچ قابل تردید نیست» [۲۶].

با این همه آیا باز هم می‌توان از وقوع معجزات انکار کرد؟ مگر کسی انکار خواهد کرد که از چشمان کور و از گوشها کر و قلبش سخت و از قبول حق‌گریزان باشد.

[۲۶] به نقل از علم کلام شبلی نعمانی ص ۱۰۴-۱۰۵.