ايمان به قيامت:‌

الف- یعنی باور قطعی به اینكه بدون هیچ شک و تردیدی روز قیامت خواهد آمد. و باید خود را برای آن آماده كرد.

و همچنین باید به نشانه‌های قیامت و مراحلی كه قبل از آن می‌آیند، ایمان داشت. و به مردن و عذاب قبر و نعمت‌هایش و دمیدن در صور و بیرون شدن مردم از قبر و هول و هراس محشر و گشودن نامه‌های اعمال و نصب میزان و پل صراط و حوض و شفاعت و بهشت و نعمت‌های آن كه بزرگترین آنها دیدار خداست و دوزخ و عذابهایش كه شدیدترین آن، محرومیت از ملاقات پروردگار می‌باشد ایمان داشته باشیم.

ب- اهمیت دادن قرآن به این ركن ایمان و حكمت آن:

قرآن كریم به یادآوری و ذكر روز قیامت اهمیت داده و در مواضع متعدد و مناسبت‌های مختلف از آن سخن بمیان آورده و به شیوه‌های مختلف بلاغی وقوع حتمی آنرا بیان داشته است. تا جائی كه ایمان به خود را با ایمان به قیامت پیوند داده و فرموده است:

﴿ذَٰلِكَ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ مِنكُمۡ يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ [البقرة: ۲۳۲].

«این - حكمی است- كه هر كس از شما كه به خدا و روز قیامت ایمان دارد، به آن پند داده می‌شود».

و نكته دیگری كه بیانگر اهمیت دادن قرآن به مساله قیامت است. كثرت یادآوری قرآن از قیامت می‌باشد. تا جائی كه در هر صفحه آن سخن از آخرت و احوال آن بمیان آمده است. و بخاطر اهمیت این روز، خداوند نامهای متعددی بر آن نهاده كه بیانگر وقوع حتمی آن می‌باشند. مانند: الحاقه، الواقعه و القیامه (رخداد حتمی و اتفاق بوقوع پیوستنی و روز بپا خواستن مردگان) و بعضی از نامهای قیامت دلالت بر هول و هراس و سختی آن روز دارند. مانند: الغاشیه (قیامت)، الطامه(روز رستاخیز)، الصاخه(بانگ گوش فرسا) و القارعه (فرو كوبنده).

و نام‌های دیگر روز قیامت در قرآن: یوم الدین، یوم الحساب، یوم الجمعه، یوم الخلود، یوم الخروج، یوم الحسره و یوم التناد نیز ذكر شده است .

و اما حكمت توجه فوق العاده قرآن به این ركن ایمان بدینجهت است كه ایمان به آخرت آثار مثبتی در توجیه انسان و التزام او به عمل صالح و تقوی و پرهیزگاری دارد.

روش بیان قرآن كه ایمان به روز قیامت و عمل نیک را به یكدیگر ربط می‌دهد، بیانگر همین نكته می‌باشد. چنانكه خداوند می‌فرماید:

﴿إِنَّمَا يَعۡمُرُ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ [التوبة: ۱۸].

«فقط كسی مسجدهای خدا را آباد می‌كند كه به خداوند و روز قیامت ایمان داشته باشد».

و هم چنین می‌فرماید:

﴿وَٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦۖ وَهُمۡ عَلَىٰ صَلَاتِهِمۡ يُحَافِظُونَ [الأنعام: ۹۲].

«و كسانی كه به آخرت ایمان دارند به آن - نیز- ایمان می‌آورند و آنان بر نمازشان پایبندند».

و ممكن است یكی دیگر از حكمت‌های یادآوری زیاد روز قیامت، فراموشی و غفلت انسان‌ها از آن بخاطر روی آوردن به دنیا و چشم دوختن به متاع آن می‌باشد. ایمان به روز قیامت است كه محبت بیش از حد دنیا را در انسان كاهش می‌دهد و سبب رقابت در طاعت و بندگی می‌شود. خداوند می‌فرماید:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَا لَكُمۡ إِذَا قِيلَ لَكُمُ ٱنفِرُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱثَّاقَلۡتُمۡ إِلَى ٱلۡأَرۡضِۚ أَرَضِيتُم بِٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا مِنَ ٱلۡأٓخِرَةِۚ فَمَا مَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا فِي ٱلۡأٓخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ ٣٨ [التوبة: ۳۸].

«ای مؤمنان! شما را چه شده است كه وقتی به شما گفته می‌شود: در راه خدا - برای جهاد- رهسپار شوید، سستی می‌كنید و دل بدنیا میدهید؟ آیا به جای آخرت به زندگانی دنیا خشنود گشته‌اید؟ پس - بدانید كه- متاع زندگی دنیا در - برابر- آخرت جز اندكی نیست».

بنابراین، پس از ایمان به خدا، هیچ چیزی جز ایمان به روز آخرت، نمی‌تواند انسان را سبک بال كند. و باید ایمان داشت كه از هر متاع و كالا و لذتی كه در دنیا به خاطر اطاعت از دستورات خدا چشم پوشی كند در قیامت بجای آن، كالای بهتر و با ارزش تری به او عنایت خواهد شد.

یكی دیگر از فواید ایمان به آخرت این است كه انسان یقین پیدا می‌كند كه هیچ خوشی دنیا با خوشی آخرت و هیچ عذاب دنیا (در راه خدا) با عذاب آخرت قابل مقایسه نیست.

ج ـ آزمایش قبر:

ایمان داریم به این كه مرگ حق است. چنانكه خداوند می‌فرماید:

﴿قُلۡ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلۡمَوۡتِ ٱلَّذِي وُكِّلَ بِكُمۡ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ تُرۡجَعُونَ١١ [السجدة: ۱۱].

«بگو: فرشته مرگ كه بر شما گمارده شده است، جانتان را می‌ستاند، آنگاه نزد پروردگارتان بازگردانده می‌شوید».

و این امری مشهود است كه همه آن را می‌دانند و هیچ شک و تردیدی در آن وجود ندارد.

و ایمان داریم كه هر كس بمیرد یا كشته شود و یا به نحوی از بین برود در واقع عمرش تمام شده و چیزی از آن كاسته نشده است. خداوند می‌فرماید:

﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٞۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ لَا يَسۡتَأۡخِرُونَ سَاعَةٗ وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ ٣٤ [الأعراف: ۳۴].

«و هنگامی كه زمان - محدود- آنان به سر رسید، نه یک لحظه درنگ كنند، و نه پیشی گیرند».

و به آزمایش قبر ایمان داریم كه عبارت است از بازخواست میت بعد از دفن درباره پروردگار، دین و پیامبرش. و در آنجا خداوند مومنان را به گفتار استوار (توحید) ثابت می‌گرداند و مومن می‌گوید: پروردگارم خدا، دینم اسلام و پیامبرم محمد ج است.

و ستمكاران را در سخن گفتن، گمراه مىكند و كافر می‌گوید: وای،‌وای نمی‌دانم. همچنین منافق و بدگمان می‌گوید: نمی‌دانم، می‌شنیدم كه مردم چیزهایی می‌گفتند. من هم همانها را می‌گفتم .

به عذاب قبر و خوشی‌های آن ایمان داریم و گفتنی است كه عذاب قبر شامل انسانهای ستمكار، منافق و كافر می‌شود. چنانكه خداوند می‌فرماید:

﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي غَمَرَٰتِ ٱلۡمَوۡتِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَاسِطُوٓاْ أَيۡدِيهِمۡ أَخۡرِجُوٓاْ أَنفُسَكُمُۖ ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ بِمَا كُنتُمۡ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَكُنتُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِهِۦ تَسۡتَكۡبِرُونَ [الأنعام: ۹۳].

«و چون ببینی، آنگاه كه ستمكاران در سكرات مرگ‌اند و فرشتگان دستان خود را گشاده‌اند – ومی گویند- جان‌هایتان را بیرون آورید - شگفت زده می‌شوی- امروز به - سزای- آنچه به ناحق بر خداوند می‌گفتید و - به سزای آن كه- از آیاتش سركشی می‌كردید، به عذاب خوار كننده كیفر داده می‌شوید».

و درباره آل فرعون می‌فرماید:

﴿ٱلنَّارُ يُعۡرَضُونَ عَلَيۡهَا غُدُوّٗا وَعَشِيّٗاۚ وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ أَدۡخِلُوٓاْ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ أَشَدَّ ٱلۡعَذَابِ ٤٦ [غافر: ۴۶].

«آنان صبح و شام بر آتش دوزخ عرضه می‌شوند و روزی كه قیامت برپا شود، (گوییم:) فرعونیان را به سخت ترین عذاب در آورید».

و در صحیح مسلم از زید بن ثابت روایت است كه رسول خدا فرمود: «فَلَوْلاَ أَنْ لا تَدَافَنُوا لَدَعَوْتُ اللهَ أَنْ يُسْمِعَكُمْ مِنْ عَذَابِ القَبْرِ الذِي أَسْمَعُ مِنْهُ». ترجمه: «اگر این ترس وجود نداشت كه مردگانتان را دفن نمی‌كردید دعا می‌كردم خداوند، عذاب قبر را به شما بشنواند همانطور كه من می‌شنوم. سپس رو به ما كرد و فرمود: از عذاب آتش به خدا پناه ببرید. آنگاه فرمود: از عذاب قبر به خدا پناه ببرید. حاضرین نیز گفتند ما از عذاب آتش و عذاب قبر به خدا پناه می‌بریم».

و اما شادیهای قبر نصیب مومنین صادق می‌گردد. خداوند می‌فرماید:

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ ٣٠ [فصلت: ۳۰].

«كسانی كه گفتند: پروردگارمان خداست، آنگاه استوار ماندند، فرشتگان (با این پیام) بر آنان فرو می‌آیند كه: نترسید و اندوهگین نباشید و بشارت باد شما را به بهشتی كه وعده داده می‌شدید خوش باشید».

و هم چنین می‌فرماید:

﴿فَلَوۡلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلۡحُلۡقُومَ ٨٣ وَأَنتُمۡ حِينَئِذٖ تَنظُرُونَ ٨٤ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنكُمۡ وَلَٰكِن لَّا تُبۡصِرُونَ ٨٥ فَلَوۡلَآ إِن كُنتُمۡ غَيۡرَ مَدِينِينَ ٨٦ تَرۡجِعُونَهَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ٨٧ فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ ٨٨ فَرَوۡحٞ وَرَيۡحَانٞ وَجَنَّتُ نَعِيمٖ ٨٩ [الواقعة: ۸۳-۸۹].

«پس هنگامی كه - جان‌ها- به حلقوم می‌رسد. و شما آنگاه می‌نگرید. و ما از شما به او - محتضر-) نزدیكتریم ولی شما نمی‌بینید. پس اگر جزا نمی‌بینید. و راستگو هستید آن - جان- را برگردانید. اما اگر از نزدیكان - درگاه الهى- باشد . آسایش و گلهای خوشبو و باغ پرناز و نعمت دارد».

براء بن عازب س می‌گوید: رسول خدا ج در مورد مؤمنی كه در قبر، به آن دو فرشته، پاسخ مثبت می‌دهد فرمود: «‌ینَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَنْ صَدَقَ عَبْدِى فَأَفْرِشُوهُ مِنَ الجَنَّةِ وَأَلْبِسُوهُ مِنَ الجَنَّةِ وَافْتَحُوا لَهُ بَابًا إِلَی الجَنَّةِ، قَالَ: فَیأْتِهِ مِنْ رُوْحِهَا وَطِیبِهَا وَیفْسَحُ لَهُ فِى قَبْرِهِ مَدَّ بَصَرِهِ». [أحمد وأبو داود]. ترجمه: «پس ندایی از آسمان به گوش می‌رسد كه: بنده من راست می‌گوید. برای او از بهشت فرش بیاورید و لباس بهشتی بر تنش كنید و دری از بهشت برای او بگشائید. رسول خدا فرمود: آنگاه رایحه‌های دل انگیزی به مشامش می‌رسد وقبرش تا جائی كه چشم كار می‌كند وسعت می‌یابد».

باید گفت در مورد عذاب قبر و نعمت‌های آن و سوال و جواب دو فرشته، احادیث صحیح و متعددی از رسول خدا ج روایت شده است. بنابراین، اعتقاد به آزمایش قبر و ایمان آوردن به آن بر ما واجب است. البته از كیفیت آن سخن به میان نمیاوریم،‌چرا كه این قضیه متعلق به جهان دیگر است كه عقل را در آن مجالی نیست.

و این امور غیبی از طریق حس قابل درک نیستند. چرا كه اگر حس، آنها را درک می‌كرد فایده ایمان به غیب و فلسفه تكلیف از میان می‌رفت و آنطور كه رسول الله ج فرمود، مردم مردگان خود را دفن نمی‌كردند و چون این حكمت در مورد حیوانات، منتفی است آنها عذاب قبر را می‌شنوند و درک می‌كنند.

د- نشانه‌های قیامت:

یكی از مواردی كه ایمان به آن واجب می‌باشد این است كه باور داشته باشیم قیامت حتماً خواهد آمد و هیچ شک و تردیدی در آن نیست. و زمان آنرا به جز خدا كسی نمی‌داند، و آن را از همه مردم پنهان كرده است. خداوند می‌فرماید:

﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّيۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَۚ ثَقُلَتۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ لَا تَأۡتِيكُمۡ إِلَّا بَغۡتَةٗۗ يَسۡ‍َٔلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنۡهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ ١٨٧ [الأعراف: ۱۸۷].

«درباره قیامت از تو می‌پرسند كه چه وقت فرا خواهد رسید؟ بگو: فقط پروردگارم از آن آگاه است و هر كس جز او نمی‌تواند در وقت خود، آنرا پدید می‌سازد - اطلاع از قیامت- برای - ساكنان- آسمانها و زمین دشوار است. قیامت، ناگهانی بوقوع می‌پیوندد. -چنان- از تو می‌پرسند كه گویا از قیامت با خبری؟ بگو: علم آن فقط نزد خداوند است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند».

و در مورد نشانه‌های قیامت احادیث بسیاری از رسول خدا ج نقل شده است .

و همچـنیـن احادیثی از رسول خدا ج در مورد نشانه‌های صغرای قیامت به اثبات رسیده كه بیشتر آنها پیرامون فساد مردم و ظهور فتنه بین آنها و انحرافشان از راه راست می‌باشد.

و از علامات صغرا آنست كه در حدیث جبریل ÷ آمده است: «قَالَ: فَأَخْبِرْنِى عَنْ أَمَارَتِهَا. قَالَ: أَنْ تَلِدَ الأَمَةُ رَبَّتَهَا. وَأَنْ تَرَى الحُفَاةَ العُرَاةَ، العَالَةَ، رُعَاءَ الشَّاءِ، يَتَطَاوَلُونَ فِى البُنْيَانِ». متفق علیه. ترجمه: «مرد گفت: پس مرا از نشانه‌های قیامت با خبر ساز، رسول خدا ج فرمود: یكی اینكه كنیز آقایش را به دنیا آورد (یعنی مادران را خوار و حقیر می‌شمارند و خود را سرور آنها می‌دانند). و دیگر اینكه پا برهنگان و بینوایان و چوپانان را ببینی كه در برافراشتن كاخ و ساخت و ساز، بر یكدیگر پیشی می‌گیرند».

همچنین مردی از رسول خدا ج پرسید: «مَتَي السَّاعَةُ ؟ فَقَالَ: إِذَا ضُيِّعَتِ الأَمَانَةُ فَانْتَظِرِ السَّاعَةَ. قَالَ: وَكَيْفَ إِضَاعَتُهَا؟ قَالَ: إِذَا أُسْنِدَ الأَمْرُ لِغَيْرِ أَهْلِهَا فَانْتَظِرِ السَّاعَةَ». بخاری. ترجمه: «قیامت كی می‌آید؟ فرمود: هرگاه امانتداری از میان برود منتظر قیامت باش. پرسید: از بین رفتن آن چگونه خواهد بود؟ فرمود: هرگاه كارها به دست افراد نا اهل سپرده شد، در انتظار قیامت باش».

علامات كبرای قیامت: و آن علاماتی است كه نزدیک قیامت، یكی پس از دیگری به وقوع خواهند پیوست. مانند مهره‌هایی كه از نخ قطع شده یكی بعد از دیگری بیفتد.

باید گفت حدود ده مورد از نشانه‌های بزرگ قیامت در احادیث صحیح بیان شده است كه از جمله آنها حدیث حذیفه می‌باشد. او می‌گوید: با یكدیگر سخن می‌گفتیم كه رسول خدا ج به ما نگاه كرد و فرمود: چه مىگویید؟ گفتند: از قیامت سخن می‌گوییم. فرمود: قیامت برپا نمی‌شود مگر این كه ده علامت، قبل از آن آشكار گردد. آنگاه درباره دودی كه بر می‌خیزد ، دجال و حیوانی كه بیرون می‌شود، طلوع آفتاب از مغرب، نازل شدن عیسی بن مریم، قوم یأجوج و مأجوج، سه خسف (فرو رفتن در زمین و ناپدید شدن) یكی در مشرق و دیگری در مغرب و سومی در شبه جزیره عربستان پدید خواهد آمد و آخرین علامت آن، خارج شدن آتشی از یمن است كه مردم را به سوی محشر سوق می‌دهد. (مسلم)

ما در اینجا بعنوان مثال در باره یكی از آنها كه ظهور دجال است سخن خواهیم گفت:

دجال منشأ كفر و گمراهی و سرچشمه فتنه و ترس و بیم است. بنابراین، همه انبیاء، اقوام خود را از او بیم داده و بر حذر داشته‌اند. و او را به گونه‌ای توصیف كرده‌اند كه همه آن را بشناسند و رسول خدا ج نیز امت‌اش را از دجال بر حذر داشته و او را طوری توصیف كرده كه هر بیننده‌ای وی را بشناسد.

چنانكه انس س می‌گوید: رسول خدا ج فرمود: ‌«‌مَا مِنْ نَبِيٍّ إِلاَّ قَدْ أَنْذَرَ أُمَّتَهُ الأَعْوَرَ الكَذَّابَ أَلاَ إِنَّهُ أَعْوَرُ وَإِنَّ رَبَّكُمْ لَيْسَ بِأَعْوَرَ مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ كَ فَ رَ». متفق علیه. ترجمه: «هیچ پیامبری نمامده مگر اینكه امت خود را از مرد یک چشم دروغگو ترسانیده است، بلی او یک چشم است و خدای شما یک چشم نیست و افزود كه در حد فاصل چشمانش حروف ك، ف، ر (كفر) نوشته شده یعنی كافر».

و از ابوهریره س روایت است كه رسول الله ج فرمودند: «أَلاَ أُحَدِّثُكُمْ حَدِيثاً عَنِ الدَّجَّالِ مَا حَدَّثَ بِهِ نَبِيٌّ قَوْمَهُ: إِنَّهُ أَعْوَرُ، وَإِنَّهُ يَجِيءُ مَعَهُ بِمِثْلِ الجَنَّةِ وَالنَّارِ، فالَّتِي يَقُولُ إِنَّهَا الجَنَّةُهيَ النَّارُ، وَإِنِّي أُنْذِرُكُمْ كَمَا أَنْذَرَ بِهِ نُوحٌ قَوْمَه». متفق علیه. ترجمه: «آیا به شما خبری از دجال نگویم كه هیچ پیامبری آن را به قومش نگفته است؟ آنگاه فرمود: دجال دارای یک چشم است و در حالی می‌آید كه چیزی مانند بهشت و دوزخ (آتش) همراه دارد، پس آنچه را كه بهشت می‌داند در حقیقت آتش است و من شما را از آن بر حذر می‌دارم، آنچنان كه نوح قوم خود را از آن بر حذر داشت».

باید گفت كه هیچ گریزی از فتنه دجال وجود ندارد مگر با علم و عمل. مراد از علم این است كه بدانیم دجال دارای جسم است. می‌خورد و می‌آشامد، و فردی پست و ناتوان و كور است كه در میان دو چشمش كلمه كفر نوشته شده است.

مراد از عمل این است كه در تشهد آخر هر نماز از فتنه دجال به خدا پناه ببریم و ده آیه اول سوره كهف را حفظ كنیم، زیرا كه رسول خدا ج فرمود: «مَنْ حَفِظَ عَشْرَآيَاتٍ مِنْ أولِ سُوْرَةِ اْلكَهْفِ عُصِمَ مِنَ الدَّجَالِ». (مسلم) «هر كس ده آیه‌ی اول سوره كهف را حفظ كند، خداوند او را از فتنه دجال محفوظ نگه می‌دارد».

هـ- بعثت ( برخواستن مردگان از قبور):

ایمان به زنده شدن دوباره از قرآن و سنت و عقل و فطرت سالم به ثبوت رسیده است. پس ما به طور یقین ایمان داریم كه هر كس در قبرهاست، برانگیخته خواهد شد. و ارواح به اجساد خود بر خواهند گشت و همه مردم در پیشگاه پروردگارشان حاضر می‌شوند. چنانكه خداوند می‌فرماید:

﴿ثُمَّ إِنَّكُم بَعۡدَ ذَٰلِكَ لَمَيِّتُونَ ١٥ ثُمَّ إِنَّكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ تُبۡعَثُونَ ١٦ [المؤمنون: ۱۵-۱۶].

«سپس شما پس از این خواهید مرد . آنگاه قطعاً شما روز قیامت برانگیخته می‌شوید».

و رسول اكرم ج نیز می‌فرماید: «يُحْشَرُالنَّاسُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حُفَاةً عُرَاةً غُرْلاً». [متفق علیه]. «مردم، روز قیامت پا برهنه، عریان و ختنه نشده حشر خواهند شد».

و مسلمانان نیز بر صحت این مطلب، اجماع دارند و حكمت نیز اقتضا می‌كند كه چنین بازگشتی وجود داشته باشد تا خداوند مردم را بر اساس تكلیفی كه از طریق پیامبران به آنها رسیده است، پاداش دهد. چنانكه خداوند می‌فرماید:

﴿أَفَحَسِبۡتُمۡ أَنَّمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ عَبَثٗا وَأَنَّكُمۡ إِلَيۡنَا لَا تُرۡجَعُونَ ١١٥ [المؤمنون: ۱۱۵].

«آیا پنداشتید كه ما شما را بیهوده آفریده ایم، و شما به سوی ما باز گردانده نمی‌شوید؟».

ولی كافران، زنده شدن دوباره را انكار كرده و قبول ندارند و به نظر آنها این، غیر ممكن است، در حالیكه شرع و حس و عقل، این نظر را باطل می‌داند.

دیدگاه شرع: خداوند می‌فرماید:

﴿زَعَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَن لَّن يُبۡعَثُواْۚ قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتُبۡعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلۡتُمۡۚ وَذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ ٧ [التغابن: ۷].

«كافران گمان بردند كه برانگیخته نخواهند شد، بگو: آری، سوگند به پروردگارم به یقین برانگیخته خواهید شد، آنگاه از -حقیقت- آنچه می‌كردید، به شما خبر خواهند داد، و این كار برای خدا آسان است».

و همچنین می‌فرماید:

﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَا تَأۡتِينَا ٱلسَّاعَةُۖ قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتَأۡتِيَنَّكُمۡ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِۖ لَا يَعۡزُبُ عَنۡهُ مِثۡقَالُ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَآ أَصۡغَرُ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡبَرُ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ ٣ [سبأ: ۳].

«و كافران گفتند: قیامت به سراغ ما نخواهد آمد، بگو: آری، سوگند به پروردگارم كه دانای غیب است، قیامت برپا خواهد شد».

گفتنی است كه در این مورد همه كتاب‌های آسمانی اتفاق نظر دارند.

دیدگاه حس: خداوند زنده شدن دوباره را در همین دنیا به بندگانش نشان داده است. از جمله پنج مورد از آنها را در سوره بقره ذكر كرده كه اولین آن چنین است:

قوم موسی ÷ به او گفتند: هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم تا این كه خدا را آشكارا نبینیم. پس خداوند آن‌ها را میراند و سپس زنده كرد و در این باره خداوند خطاب به بنی اسرائیل می‌فرماید:

﴿وَإِذۡ قُلۡتُمۡ يَٰمُوسَىٰ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ نَرَى ٱللَّهَ جَهۡرَةٗ فَأَخَذَتۡكُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَأَنتُمۡ تَنظُرُونَ ٥٥ ثُمَّ بَعَثۡنَٰكُم مِّنۢ بَعۡدِ مَوۡتِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ ٥٦ [البقرة: ۵۵-۵۶].

«و هنگامی كه گفتید: ای موسی! هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم مگر آن كه خدا را آشكارا ببینیم، پس صاعقه‌ای شما را در حالی كه می‌نگریستید، فراگرفت. آنگاه شما را پس از مردنتان برانگیختیم تا اینكه سپاس گزاری كنید».

مثال دوم: داستان كشته شدن مردی از بنی اسرائیل كه آنها درباره او مجادله كردند. پس خداوند امر نمود تا گاوی بكشند و پاره‌ای از گوشت آن را به بدن مقتول بزنند، آنگاه زنده خواهد شد و داستان كشته شدن خود را توضیح خواهد داد.

مثال سوم: داستان قومی كه از دیار خود خارج شدند تا از مرگ فرار كنند. ولی خداوند آن‌ها را میراند و سپس زنده نمود .

مثال چهارم: سرگذشت مردی كه از كنار شهری عبور می‌كرد و چون زنده شدن آنها را محال می‌دانست، خداوند او را صد سال میراند و دوباره زنده كرد.

مثال پنجم: جریان پرنده‌هائی كه توسط ابراهیم ÷ كشته و قطعه قطعه شدند. سپس به امر خدا زنده گشتند.

و اما از دیدگاه عقل به دو دلیل امكان بعثت وجود دارد:

۱- نخست اینكه خداوند، آسمان‌ها، زمین و آنچه در آنها می‌باشد را برای نخستین بار آفریده است و كسی كه قادر به آغاز آفرینش باشد یقیناً از بازگردانیدن آن ناتوان نخواهد بود. چنانكه خداوند می‌فرماید:

﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ [الروم: ۲۷].

«و اوست كسی كه آفرینش را آغاز كرده است و سپس آن را باز می‌گرداند».

همچنین خداوند در جواب كسی كه زنده شدن استخوان پوسیده را انكار كرد فرمود:

﴿قُلۡ يُحۡيِيهَا ٱلَّذِيٓ أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّةٖۖ وَهُوَ بِكُلِّ خَلۡقٍ عَلِيمٌ ٧٩ [یس: ۷۹].

«بگو: كسی آنها را زنده می‌كند كه نخستین بار آنها را آفریده است، و او به هر آفرینشی داناست».

۲- دوم این كه خداوند زمین مرده و بایر را كه درخت و كیاهی در آن وجود ندارد با نزول باران، زنده و سرسبز و خرم می‌نماید. پس كسی كه به زنده كردن آن پس از مردن تواناست، یقیناً بر زنده كردن مردگان نیز توانا خواهد بود. چنانكه می‌فرماید:

﴿وَنَزَّلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ مُّبَٰرَكٗا فَأَنۢبَتۡنَا بِهِۦ جَنَّٰتٖ وَحَبَّ ٱلۡحَصِيدِ ٩ وَٱلنَّخۡلَ بَاسِقَٰتٖ لَّهَا طَلۡعٞ نَّضِيدٞ ١٠ رِّزۡقٗا لِّلۡعِبَادِۖ وَأَحۡيَيۡنَا بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّيۡتٗاۚ كَذَٰلِكَ ٱلۡخُرُوجُ ١١ [ق: ۹-۱۱].

«و از آسمان آب پربركتی نازل كردیم و بوسیله آن، باغها و دانه‌های درو كردنی رویاندیم و درختان بلند خرما را كه میوهای انباشته بر هم دارد . - همه اینها- بمنظور روزی رسانیدن به بندگان است. ما بوسیله باران، سرزمین مرده را زنده كردیم. -آری زنده شدن مردگان- و از گورها سربرآوردن آنها، چنین است».

و هر عاقلی می‌داند كسی كه توانائی كارهای بزرگ را دارد، در انجام كارهای كوچكتر تواناتر خواهد بود.

و خداوند سبحان كه آسمان‌ها و زمین را با این همه عظمت و گستردگی و شگفتی‌های فراوان آفریده است، بر زنده كردن استخوانی پوسیده تواناتر است. خداوند می‌فرماید:

﴿أَوَ لَيۡسَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يَخۡلُقَ مِثۡلَهُمۚ بَلَىٰ وَهُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ ٨١ [یس: ۸۱].

«آیا كسی كه آسمان‌ها و زمین را آفریده است،‌قدرت ندارد - انسانهای مرده را دوباره- مانند خوشان بیافریند؟ بلی -می تواند- چرا كه او آفریدگار بس دانا و تواناست».

و- روز حساب و عرضه اعمال:

ما ایمان داریم كه مردم، روز قیامت در پیشگاه پروردگارشان حاضر می‌شوند. چنانكه خداوند می‌فرماید:

﴿فَيَوۡمَئِذٖ وَقَعَتِ ٱلۡوَاقِعَةُ ١٥ وَٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَهِيَ يَوۡمَئِذٖ وَاهِيَةٞ ١٦ وَٱلۡمَلَكُ عَلَىٰٓ أَرۡجَآئِهَاۚ وَيَحۡمِلُ عَرۡشَ رَبِّكَ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ ثَمَٰنِيَةٞ ١٧ يَوۡمَئِذٖ تُعۡرَضُونَ لَا تَخۡفَىٰ مِنكُمۡ خَافِيَةٞ ١٨ [الحاقة: ۱۵-۱۸].

«پس در آن روز، قیامت بوقوع می‌پیوندد . آسمان از هم می‌شكافد و در آن روز، سست و نا استوار می‌گردد. فرشتگان بر كناره‌های آسمان قرار می‌گیرند و در آن روز هشت -تن از فرشتگان- عرشِ پروردگارت را بر فراز خود برمی دارند . در آن روز، به پیشگاه پروردگارتان عرضه می‌شوید و چیزی از كارهای پنهانتان مخفی و پوشیده نمی‌ماند».

و هم چنین می‌فرماید:

﴿وَعُرِضُواْ عَلَىٰ رَبِّكَ صَفّٗا لَّقَدۡ جِئۡتُمُونَا كَمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةِۢ ۚ بَلۡ زَعَمۡتُمۡ أَلَّن نَّجۡعَلَ لَكُم مَّوۡعِدٗا ٤٨ [الکهف: ۴۸].

«و مردم، صف صف به پروردگارت عرضه می‌شوند. - خداوند می‌فرماید:- به راستی چنان نزد ما آمدید كه نخستین بار شما را آفریده بودیم».

همچنین ما به محاسبه اعمال نیز ایمان داریم و معتقدیم كه خداوند از بندگانش حساب می‌گیرد. چنانكه در قرآن و در حدیث آمده است خداوند با بنده مؤمن خلوت می‌كند و گناهانش را به او یادآوری می‌نماید.

ولی نیازی به محاسبه اعمال كفار وجود ندارد،‌چرا كه آنها فاقد اعمال نیک‌اند. بلكه فقط گناهانشان شمرده می‌شود و از آنها اعتراف می‌گیرند. چنانكه خداوند می‌فرماید:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ ٦ فَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ ٧ فَسَوۡفَ يُحَاسَبُ حِسَابٗا يَسِيرٗا ٨ وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا ٩ وَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ وَرَآءَ ظَهۡرِهِۦ ١٠ فَسَوۡفَ يَدۡعُواْ ثُبُورٗا ١١ وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا ١٢ إِنَّهُۥ كَانَ فِيٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورًا ١٣ إِنَّهُۥ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ ١٤ بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا ١٥ [الانشقاق: ۶-۱۵].

«ای انسان، تو به تلاش فراوان و رنج بسیار بسوی پروردگارت رهسپاری و سرانجام او را ملاقات خواهی كرد. كسی كه نامه اعمالش به دستِ راستش داده شود، با او حساب ساده و آسانی خواهد شد و شادمان به سوی خانواده‌اش برمی گردد . و اما كسی كه نامه اعمالش از پشت سر به او داده شود، آرزوی نابودی می‌كند - و سرانجام- وارد دوزخ می‌شود و می‌سوزد. این بدان جهت است كه در میان خانواده و كسان خود - در دنیا- مسرور بوده است. و گمان می‌كرده كه هرگز - برای حساب بسوی خدا- باز نخواهد گشت. آری، پروردگارش او را دیده و از - احوال و افعالش- آگاه بوده است».

بخاری به نقل از عایشه ل از رسول خدا ج روایت مى‌كند كه فرمود: «لَيْسَ أَحَدٌ يُحَاسَبُ يَوْمَ اْلقِيَامَةِ إَلاَّ هَلَكَ. فَقُلْتُ: ياَرَسُوْلَ اللهِ، أَلَيْسَ قَدْ قَالَ اللهُ تَعَالَي : «مَنْ اُوتيَ كتَابَهُ بيَمينه فَسَوْفَ يُحَاسبُ حسَابَاً يَسيرَاً» فَقَاَلَ رَسُوْلُ اللهِ: إِنَّمَا ذَلِكَ اْلعَرْضُ، وَلَيْسَ أَحَدٌ يُنَاقَشُ اْلحِسَابَ يَوْمَ اْلقِيَامَةِ إِلاَّ عُذِّبَ». [بخاری]. ترجمه: «هر كس كه روز قیامت محاسبه شود، هلاک می‌گردد. گفتم: ای رسول خدا! آیا خداوند متعال نفرموده است كه هر كس نامه اعمالش به دست راستش داده شود، زود و به آسانی می‌گردد. رسول خدا ج فرمود: این عرضه اعمال است. و هر كس كه در روز قیامت مورد محاسبه قرار گیرد، گرفتار عذاب می‌شود».

و ایمان داریم كه نامه اعمال هر انسانی را به او می‌دهند، و هنگامی كه مؤمن، نامه اعمالش را دریافت می‌كند، شاد می‌شود و خوشحالی خود را آشكار می‌سازد. خداوند می‌فرماید:

﴿فَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ فَيَقُولُ هَآؤُمُ ٱقۡرَءُواْ كِتَٰبِيَهۡ ١٩ إِنِّي ظَنَنتُ أَنِّي مُلَٰقٍ حِسَابِيَهۡ ٢٠ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ ٢١ فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٖ ٢٢ قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ ٢٣ كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ هَنِيٓ‍َٔۢا بِمَآ أَسۡلَفۡتُمۡ فِي ٱلۡأَيَّامِ ٱلۡخَالِيَةِ٢٤ [الحاقة: ۱۹-۲۴].

ترجمه: «و اما كسی كه نامه اعمالش به دستِ راستِ داده شود، - فریاد شادی سر می‌دهد- و می‌گوید: - ای اهل حشر- نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید. من یقین داشتم كه من به حساب و كتاب روبرو می‌شوم . پس او در زندگی پسندیده‌ای بسر خواهد برد. در بهشتی برین . كه میوهایش در دسترس است . و به آنها گفته می‌شود به -پاداش- آنچه در روزگارانِ گذشته پیش فرستاده‌اید، گوارا بخورید و بیاشامید».

ولی نامه اعمال كافر و منافق و گمراه، از پشت به دست سر به دست چپشان داده می‌شود. آنها خود را نفرین می‌كنند و افسوس می‌خورند. چنانكه خداوند می‌فرماید:

﴿وَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِشِمَالِهِۦ فَيَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي لَمۡ أُوتَ كِتَٰبِيَهۡ ٢٥ وَلَمۡ أَدۡرِ مَا حِسَابِيَهۡ ٢٦ يَٰلَيۡتَهَا كَانَتِ ٱلۡقَاضِيَةَ ٢٧ مَآ أَغۡنَىٰ عَنِّي مَالِيَهۡۜ ٢٨ هَلَكَ عَنِّي سُلۡطَٰنِيَهۡ ٢٩ خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ٣٠ ثُمَّ ٱلۡجَحِيمَ صَلُّوهُ ٣١ [الحاقة: ۲۵-۳۱].

«و اما كسی كه نامه اعمالش به دستِ چپش داده شود، می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎ گوید: ای كاش كارنامه ام به من داده نمی‌شد. و نمی‌دانستم حسابِ -كارم- چیست. ای كاش مرگ یكسره كننده بود. مالم در حق من سودی نبخشید. فرمانروایىام از - دستِ- من رفت. خدا به فرشتگان دستور می‌دهد او را بگیرید و به غل و زنجیر بكشید. سپس او را به دوزخ افكنید».

ز- ترازوی اعمال و پل صراط:

همچنین به ترازوی اعمال ایمان داریم، زیرا خداوند می‌فرماید:

﴿وَنَضَعُ ٱلۡمَوَٰزِينَ ٱلۡقِسۡطَ لِيَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ فَلَا تُظۡلَمُ نَفۡسٞ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَإِن كَانَ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٍ أَتَيۡنَا بِهَاۗ وَكَفَىٰ بِنَا حَٰسِبِينَ ٤٧ [الأنبیاء: ۴۷].

«و ما در روز قیامت ترازوهای عدالت را در میان خواهیم نهاد و به هیچكس ستمی نخواهد شد. و اگر - عمل نیک یا بدی- هموزنِ به اندازه دانه خردل انجام گرفته باشد، آن را حاضر و آماده می‌سازیم».

و در حدیث آمده كه ترازوی اعمال دارای دو كفه است كه قابل مشاهده می‌باشند.

گفتنی است كه موازنه اعمال پس از اتمام محاسبه آنها انجام می‌گیرد. چرا كه محاسبه برای مشخص كردن تعداد اعمال و موازنه برای مشخص كردن وزن و كیفیت آنها است و پاداش هم بر اساس وزن اعمال داده می‌شود.

و به پل صراط ایمان داریم. و آن، پلی است كه بین بهشت و دوزخ نصب می‌گردد. مردم از روی آن عبور می‌كنند و سرعت عبور هر كس بستگی به اعمال‌اش دارد. برخی با یک چشم به هم زدن و عده‌ای مانند برق و بعضی مانند وزش باد و گروهی مانند اسبی تیز رو عبور می‌كنند و بعضی به سرعت شتر سوار و برخی با دویدن و عده‌ای با راه رفتن و بعضی با خزیدن از آن می‌گذرند. گفتنی است كه در این میان عده‌ای بوسیله قلابهائی كه در دو طرف پل نصب شده‌اند، ربوده شده و در دوزخ انداخته می‌شوند.

باید دانست كه هر كس در دنیا بر صراط مستقیم خدا رفته و پایداری كرده است، در آخرت نیز بر پل صراط پایداری خواهد كرد. و كسی كه در دنیا از راه راست منحرف شده، بر پل صراط نیز پایداری نخواهد كرد .

شایان ذكر است كه در روز قیامت منافقین و مؤمنین نزد پل صراط از هم جدا می‌شوند. منافقان می‌مانند و مؤمنان، با شتاب پیشروی می‌نمایند. و بین آنها دیواری حایل می‌گردد.

ج ـ بهشت و دوزخ:

ما به وجود بهشت و دوزخ ایمان داریم و معتقدیم كه خداوند بهشت را برای مؤمنان و دوزخ را برای كافران مهیا ساخته است. یعنی بهشت خانه دوستان خدا و دوزخ خانه دشمنان خدا خواهد بود.

چنانكه خداوند می‌فرماید:

﴿فَإِن لَّمۡ تَفۡعَلُواْ وَلَن تَفۡعَلُواْ فَٱتَّقُواْ ٱلنَّارَ ٱلَّتِي وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُۖ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ ٢٤ وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنۡهَا مِن ثَمَرَةٖ رِّزۡقٗا قَالُواْ هَٰذَا ٱلَّذِي رُزِقۡنَا مِن قَبۡلُۖ وَأُتُواْ بِهِۦ مُتَشَٰبِهٗاۖ وَلَهُمۡ فِيهَآ أَزۡوَٰجٞ مُّطَهَّرَةٞۖ وَهُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ ٢٥ [البقرة: ۲۴-۲۵].

«پس اگر- چـنین- نكردید ـ و هرگز نمی‌توانید - چنین كاری بكنید- پس ترس از آتشی كه هیزمش -آتش افروزانش- مردم و سنگها خواهند بود، برای كافران آماده شده است. و به كسانی كه ایمـان آورده‌اند و كار شایسته انجام داده‌اند، مژده بده كه آنان باغ‌هایی دارند كه در زیر درختان آن، جویبارها جاری است. هرگاه بعضی از میوه‌های آن به ایشان عطا شود، گویند: این همان میوه‌هایی است كه قبلاً روزی ما شده بود. و برای ایشان میوه‌های مشابهی - مشابه در شكل و متفاوت در طعم- آورده می‌شود. همچنین برای آنها در آنجا زنان پاكیزه‌ای وجود دارد و در آن - بهشت- جاودان خواهند ماند».

قرآن در توصیف بهشت و نعمتهایش و دوزخ و عذابهایش، در مواضع متعددی سخن بمیان آورده است. چنانكه هر جا یادی از بهشت شده، پس از آن ذكری از دوزخ نیز به میان آمده است و عكس آن نیز صادق است. یعنی هر جا از دوزخ سخن گفته، پس از آن ذكری از بهشت به میان آوره است. همچنین در آیات زیادی مردم را بسوی بهشت فرا خوانده و تشویق نموده است و از دوزخ ترسانیده و بر حذر داشته است.

و اعتقاد راسخ داریم كه بهشت و دوزخ آفریده شده و در حال حاضر وجود دارند. چنانكه خداوند درباره بهشت می‌فرماید:

﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ [آل‌عمران: ۱۳۳].

«برای پرهیزگاران فراهم دیده شده است».

و در باره دوزخ می‌فرماید:

﴿أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ [البقرة: ۲۴].

«برای كافران آماده شده است».

رسول خدا ج نیز می‌فرماید: «إِذَا مَاتَ أَحَدُكُمْ فَإِنَّهُ يُعْرَضُ عليه مقعده بالغداة والعشي، فإن كان من أهل الجنة فمن أهل الجنة، وَإِنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ فَمِنْ أَهْلِ النَّارِ». بخاری. ترجمه: «هرگاه یكی از شما بمیرد، صبح و شام، جایگاهش به او عرضه می‌شود. اگر بهشتی باشد، جایگاهش در بهشت و اگر دوزخی باشد، جایگاهش در دوزخ بر او عرضه می‌گردد».

در این مورد. آیات و روایات زیادی وجود دارد كه بر اساس آنها اهل سنت اتفاق نظر دارند كه بهشت و دوزخ آفریده شده و هم اكنون وجود دارند. و نیز ایمان داریم كه آنها برای همیشه وجود داشته و از بین نخواهد رفت. چنانكه خداوند درباره بهشت می‌فرماید:

﴿أُكُلُهَا دَآئِمٞ وَظِلُّهَا [الرعد: ۳۵].

«میوه‌ها و سایه‌اش پایدار است».

و رسول خدا ج می‌فرماید: «مَنْ يَدْخُلُ اْلجَنَّةَ يَنْعَمُ وَلاَ يَبْأَسُ، وَيَخْلُدُ وَلاَ يَمُوْتُ». [مسلم] «هر كس كه وارد بهشت شود از نعمت‌های آن بهره مند می‌گردد و درمانده نمی‌شود و جاودان می‌ماند و نمی‌میرد».

همچنین یكی از مواردی كه دلالت بر جاودان بودن دوزخ دارد، این سخن خداوند است كه می‌فرماید:

﴿وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّقِيمٞ [المائدة: ۳۷].

«و آنان عذابی پایدار دارند».

و همچنین می‌فرماید:

﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواْ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا [فاطر: ۳۶].

«هرگز فرمان مرگ ایشان صادر نمی‌شود تا بمیرد - و راحت شوند- و هرگز عذاب دوزخ برای آنها تخفیف داده نمی‌شود -تا مدتی بیاسایند-».

خدایا ما طالب رضا و خشنودی تو و ورود به بهشت و سخن و عملی هستیم كه ما را به تو نزدیک كند.

و از خشم و غضب و دوزخ ات و سخن و عملی كه ما را به آن نزدیک كند به تو پناه می‌بریم.

