صفحه نخست حدیث و سنت ترجمه فارسی ریاض الصالحین ۱۶- باب امر به محافظت و مواظبت بر سنت و آداب آن

۱۶- باب امر به محافظت و مواظبت بر سنت و آداب آن

قال الله تعالی: ﴿وَمَآ ءَاتَىٰكُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰكُمۡ عَنۡهُ فَٱنتَهُواْ [الحشر: ۷] .

خداوند می‌فرماید: «آنچه رسول الله ج شما را بدهد آنرا بگیرید».

و قال تعالی: ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ ٣ إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٞ يُوحَىٰ ٤ [النجم: ۳-۴] .

و هم می‌فرماید: «سخن نمی‌گوید از هوای نفس خویش، نیست قرآن، مگر وحیی که بسوی او فرستاده می‌شود».

و قال تعالی: ﴿قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّهُ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡ [آل‌عمران: ۳۱] .

و نیز می‌فرماید: «ای محمد! بگو اگر دوست میدارید خدا را پس پیروی من کنید تا دوست دارد شما را خدا و بیامرزد گناهان شما را».

و قال تعالی: ﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ [الأحزاب: ۲۱] .

و هم می‌فرماید: «هر آینه شما را به پیامبر ج پیروی نیک است برای آنکه توقع می‌داشت خدا را و توقع می‌داشت روز آخرت را».

و قال تعالی: ﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤۡمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيۡنَهُمۡ ثُمَّ لَا يَجِدُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَرَجٗا مِّمَّا قَضَيۡتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسۡلِيمٗا ٦٥ [النساء: ۶۵] .

و نیز می‌فرماید: «پس قسم به پروردگار تو که ایشان مسلمان نباشند تا آنکه حاکم کنند ترا در اختلافی که واقع شود میانشان، باز نیابند در دل خویش تنگی از آنچه حکم فرمودی و قبول کنند بانقیاد».

و قال تعالی: ﴿فَإِن تَنَٰزَعۡتُمۡ فِي شَيۡءٖ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ [النساء: ۵۹] .

و نیز می‌فرماید: «اگر در چیزی منازعه کردید، آنرا بخدا و رسول رجعت دهید، اگر مؤمن بخدا و روز آخرت هستید».

قَالَ العلماء: معناه إِلَى الكتاب والسُنّة

علماء می‌گویند: معنایش اینست که بکتاب الله و سنت رسول الله ج رجعت داده شود.

و قال تعالی: ﴿مَّن يُطِعِ ٱلرَّسُولَ فَقَدۡ أَطَاعَ ٱللَّهَ [النساء: ۸۰] .

خداوند می‌فرماید: «کسیکه از رسول فرمانبرداری کند، همانا از خدا اطاعت کرده است».

و قال تعالی: ﴿وَإِنَّكَ لَتَهۡدِيٓ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ ٥٢ صِرَٰطِ ٱللَّهِ... [الشورى: ۵۲-۵۳] .

در جای دیگر چنین می‌فرماید: «همانا تو به راه راست هدایت می‌کنی، راه خدا».

و قال تعالی: ﴿فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ أَوۡ يُصِيبَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ [النور: ۶۳] .

و نیز می‌فرماید: «باید بترسند کسانیکه از امر او (پیامبر) مخالفت می‌کنند از اینکه برسد بر ایشان فتنه یا عذاب دردناک».

و قال تعالی: ﴿وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِ [الأحزاب: ۳۴] .

در جای دیگر می‌فرماید: ای زنان پیامبر ج یاد کنید آنچه را که تلاوت می‌شود در خانه‌های شما از آیات خدا و حکمت.

والآيات في الباب كثيرة .

۱۵۶- «فالأَوَّل: عنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س عن النبيِّ ج قال: «دَعُونِي ما تَرَكتُكُمْ: إِنَّما أَهْلَكَ من كَانَ قبْلكُم كَثْرةُ سُؤَالِهم، وَاخْتِلافُهُمْ عَلَى أَنْبيائِهمْ، فَإِذا نَهَيْتُكُمْ عنْ شَيْءٍ فاجْتَنِبُوه، وَإِذا أَمَرْتُكُمْ بأَمْرٍ فَأْتُوا مِنْهُ ما اسْتَطَعْتُمْ»» متفقٌ علیه.

۱۵۶- «از ابو هریره س از پیامبر ج روایت است که فرمود:

مرا بگذارید مادامیکه من شما را گذاشتم. یعنی سؤال بیمورد نکنید. به تحقیق که هلاک شدند کسانیکه پیش از شما بودند بعلتی که زیاد سؤال نمودند و بر پیامبر‌شان اختلاف کردند، هرگاه شما را از چیزی نهی کردم از آن دوری کنید، اگر شما را بچیزی امر کنم آنرا بقدر توان بجا آورید».

ش: خداوند می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَسۡ‍َٔلُواْ عَنۡ أَشۡيَآءَ إِن تُبۡدَ لَكُمۡ تَسُؤۡكُمۡ [المائدة: ۱۰۱] . شکی نیست که منهی عنه سؤال زیاد و کاوش و جستجو در بارهء آنچه موجود است و آنچه هنوز موجود نشده می‌باشد، و این منع فقط در زمان حیات رسول الله ج بوده است. (مترجم)

۱۵۷- «الثَّاني: عَنْ أَبِي نَجِيحٍ الْعِرْباضِ بْنِ سَارِيَة س قال: وَعَظَنَا رسولُ اللَّه ج مَوْعِظَةً بليغةً وَجِلَتْ مِنْهَا الْقُلُوبُ وَذَرَفَتْ مِنْهَا الْعُيُون، فقُلْنَا: يا رَسولَ اللَّه كَأَنَهَا موْعِظَةُ مُوَدِّعٍ فَأَوْصِنَا. قال: «أُوصِيكُمْ بِتَقْوى اللَّه، وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ وإِنْ تَأَمَّر عَلَيْكُمْ عَبْدٌ حبشي، وَأَنَّهُ مَنْ يَعِشْ مِنْكُمْ فَسَيرى اخْتِلافاً كثِيرا. فَعَلَيْكُمْ بسُنَّتي وَسُنَّةِ الْخُلُفَاءِ الرَّاشِدِينَ الْمَهْدِيِّين، عضُّوا عَلَيْهَا بالنَّواجِذ، وإِيَّاكُمْ ومُحْدثَاتِ الأُمُورِ فَإِنَّ كُلَّ بِدْعَةٍ ضلالَةٌ»» رواه أبو داود، والترمذِی وقال حدیث حسن صحیح.

۱۵۷- «از ابونجیح عرباض بن ساریه س روایت شده که گفت:

رسول الله ج برای ما موعظهء شیوائی نمود که دلها از آن ترسیده، و چشمها اشک ریزان شد.

گفتم: یا رسول الله! گویا این موعظهء کسیست که وداع می‌کند، ما را وصیت کن.

فرمودند: شما را به تقوی و ترس از خدا، و شنیدن و اطاعت کردن توصیه می‌کنم، هر چند غلام حبشی بر شما امیر باشد، و هر آینه آنکه از شما زنده بماند، بزودی شاهد اختلافات زیادی خواهد بود، پس بر شما باد به پیروی از طریقهء من، و طریقهء خلفای راشدین که آنها هدایت کنندگان‌اند، بر آن با دندانهای کرسی خویش گزیده و آنرا محکم گیرید، و بر شما باد که از امور بدعت دوری کنید، زیرا هر امر نوپیدایی گمراهی در پی دارد».

۱۵۸- «الثَّالِث: عَنْ أَبِي هريرة س أَن رسول اللَّه ج قال: كُلُّ أُمَّتِي يدْخُلُونَ الْجنَّةَ إِلاَّ مَنْ أَبِي» . قِيلَ وَمَنْ يَأَبى يا رسول اللَّه؟ قال: «منْ أَطَاعَنِي دَخَلَ الجنَّةَ، ومنْ عصَانِي فَقَدْ أَبِي»» رواه البخاری.

۱۵۸- «از ابو هریره س روایت است که رسول الله ج فرمود:

همهء امتم به بهشت داخل می‌شوند، مگر کسی که سرباز زند.

گفتند: چه کسی سرباز می‌زند یا رسول الله؟

فرمود: آنکه از من پیروی کند، داخل بهشت میگردد و آنکه نافرمانی مرا کند بتحقیق سرباز زده است».

۱۵۹- «الرَّابع: عن أَبِي مسلم، وقيل: أَبِي إِيَاسٍ سلَمةَ بْنِ عَمْرو بن الأَكْوَعِ س، أَنَّ رَجُلاً أَكَلَ عِنْدَ رسولِ اللَّه ج بِشِمَالِهِ فقال: «كُلْ بِيمِينكَ» قال: لا أَسْتَطِيع. قال: «لا استطعَت» ما منعَهُ إِلاَّ الْكِبْرُ فَمَا رَفعَها إِلَى فِيه»، رواه مسلم.

۱۵۹- «از ابومسلم و گفته شده ابو ایاس سلمه بن عمرو الاکوع س روایت است که گفت:

شخصی نزد رسول الله ج بدست چپ غذا می‌خورد، آنحضرت ج فرمود: بدست راست بخور.

گفت: نمی‌توانم.

فرمود: نتوانی. چیزی بجز کبر او را از اطاعت باز نداشت. و وی بعد از آن نتوانست چیزی را بدهن خویش بلند کند. یعنی دستش بقدرت خداوند فلج شد».

۱۶۰- «الْخامِس: عنْ أَبِي عبدِ اللَّه النُّعْمَانِ بْنِ بَشيِرٍ ل، قال: سمِعْتُ رسولَ اللَّه ج يقول: «لَتُسَوُّنَّ صُفُوفَكُمْ أَوْ لَيُخَالِفَنَّ اللَّه بَيْنَ وُجُوهِكمْ»» متفقٌ علیه

وفي روايةٍ لِمْسلم: «كان رسولُ اللُّه ج يُسَوِّي صُفُوفَنَآ حَتَّى كأَنَّمَا يُسَوي بِهَا الْقِداحَ حَتَّى إِذَا رأَى أَنَّا قَدْ عَقَلْنَا عَنْهُ ثُمَّ خَرَجَ يَوما، فقامَ حتَّى كَادَ أَنْ يكبِّر، فَرأَى رجُلا بادِياً صدْرُهُ فقال: «عِبادَ اللَّه لَتُسوُّنَّ صُفوفَكُمْ أَوْ لَيُخَالِفَنَّ اللَّه بيْن وُجُوهِكُمْ»».

۱۶۰- «از ابو عبد الله نعمان بن بشیر ب روایت است که گفت:

از رسول الله ج شنیدم که می‌فرمود: همانا حتماً صفهای خویش را درست می‌کنید، یا اینکه خداوند در میان شما اختلاف می‌افگند.

و در روایتی از مسلم آمده که رسول الله ج طوری صفهای ما را درست می‌نمود که گویی چوبهای تیر را برابر می‌کند، تا زمانیکه می‌دید، آنرا فهمیده‌ایم، سپس روزی برآمده و ایستاد تا اینکه نزدیک بود تکبیر بگوید، مردی را دید که سینه‌اش ظاهر بود، فرمود: ای بنده‌های خدا باید صفهای خود را برابر کنید، یا اینکه حتماً خداوند در میان شما اختلاف می‌افگند».

ش: این حدیث اشاره می‌کند به اهمیت نظم و دسپلین در میان امت اسلامی که بدون شک سورهء صف نیز این مطلب را افاده می‌کند. و با توجه به تحولات روز مرهء جهان معاصر وجود تشکیلات منظم اسلامی یگانه عاملی است که می‌تواند در به پیروزی رساندن انقلاب‌های اسلامی و اجرای شریعت الهی در سراسر گیتی مؤثر باشد. متأسفانه کمونیست‌ها با وجود نادرست بودن مسلک‌شان با همین تشکلات توانسته‌اند در بسیاری از کشورهای جهان سوم زعامت مبارزاتی و در نتیجه موفقیت‌های زیادی را کسب نمایند.

پس با توجه به ارزش دادن اسلام به نظم و تشکیلات و دستورات اکید الهی و نبوی ج اهتمام صادقانه در این مسیر از ثواب و ارزش عظیمی در دنیا و آخرت برخوردار است و چه بسا که رعایت نظم در نماز منجر به ایجاد نظم در تشکیل فردی و اجتماعی امم شود.

۱۶۱- «السَّادِس: عن أَبِي موسى س قال: احْتَرق بيْتٌ بالْمدِينَةِ عَلَى أَهلِهِ مِنَ اللَّيْل فَلَمَّا حُدِّث رسول اللَّه ج بِشَأْنِهمْ قال: «إِنَّ هَذِهِ النَّار عَدُوٌّ لكُم، فَإِذَا نِمْتُمْ فَأَطْفِئُوهَا عَنْكُمْ»» متَّفقٌ علیه.

۱۶۱- «از ابوموسی س روایت است که گفت:

خانه‌یی در شب در مدینه بالای اهلش آتش گرفت، و چون رسول الله ج از حال‌شان مطلع شد، فرمود: این آتش دشمن شما است، و وقتی خواب می‌شوید، آنرا خاموش کنید».

۱۶۲- «السَّابِع: عَنْهُ قال: قال رسول اللَّه ج: «إِنَّ مَثَل مَا بعَثني اللَّه بِهِ منَ الْهُدَى والْعلْمِ كَمَثَلَ غَيْثٍ أَصَاب أَرْضاً فكَانَتْ طَائِفَةٌ طَيبَةٌ، قبِلَتِ الْمَاءَ فأَنْبَتتِ الْكلأَ والْعُشْبَ الْكَثِير، وَكَانَ مِنْهَا أَجَادِبُ أَمسكَتِ الماء، فَنَفَعَ اللَّه بها النَّاس فَشَربُوا مِنْهَا وسَقَوْا وَزَرَعَوا. وأَصَابَ طَائِفَةً أُخْرَى، إِنَّمَا هِيَ قِيعانٌ لا تُمْسِكُ ماءً وَلا تُنْبِتُ كَلأ فَذَلِكَ مَثَلُ مَنْ فَقُهَ فِي دِينَ اللَّه، وَنَفَعَه ما بعَثَنِي اللَّه به، فَعَلِمَ وعَلَّمَ، وَمثلُ مَنْ لَمْ يَرْفَعْ بِذلِكَ رَأْساً وِلَمْ يَقْبَلْ هُدَى اللَّهِ الذي أُرْسِلْتُ بِهِ»» متفقٌ علیه.

«و نیز از ابوموسی س روایت است که:

رسول الله ج فرمود: مثل آنچه از علم و هدایت که خداوند مرا بآن فرستاده، مانند بارانی است که بزمین می‌رسد. پس برخی از آن قسمت خوبی است که آب را قبول نموده، علف و سبزهء زیاد می‌رویاند، و بعضی از آن سخت است که آنرا نگهداشته و خداوند مردم را بدان نفع می‌رساند که از آن می‌آشامند و زمین‌شان را آبیاری کرده و کشت می‌کنند.. و به بخش دیگری از زمین می‌رسد که هموار است، نه آب را نگهمیدارد و نه علف را می‌رویاند، و این مانند کسیست که در دین خدا دانشمند می‌شود، و آنچه خداوند مرا بدان مبعوث ساخته بوی نفع می‌رساند، پس می‌آموزد و تعلیم می‌دهد و مثل آن کسیست که سر خود را بدان بلند نکرده و هدایتی را که خداوند مرا بدان فرستاده نمی‌پذیرد».

۱۶۳- «الثَّامِن: عن جابرٍ س قال: قال رسول اللَّه ج: «مثَلِي ومثَلُكُمْ كَمَثَل رجُلٍ أَوْقَدَ نَاراً فَجَعَلَ الْجَنَادِبُ وَالْفَراشُ يَقَعْنَ فيهَا وهُوَ يذُبُّهُنَّ عَنهَا وأَنَا آخذٌ بحُجَزِكُمْ عَنِ النار، وأَنْتُمْ تَفَلَّتُونَ منْ يَدِي»» رواه مسلم.

۱۶۳- «از جابر س روایت است که:

رسول الله ج فرمود: مثل من و مثل شما مانند کسی است که آتش می‌افروزد، ملخ‌ها و پروانه‌ها خود را میان آن می‌اندازند و او آنها را ممانعت می‌کند، ومن کمربندهای شما را گرفته ام تا شما را از دوزخ باز دارم، ولی شما خود را از چنگم بیرون می‌کشید تا به آتش درآیید».

۱۶۴- «التَّاسع: عَنْهُ أَنْ رسولَ اللَّه ج أَمَر بِلَعْقِ الأَصابِعِ وَالصحْفةِ وقال: «إِنَّكُــم لا تَدْرُونَ في أَيِّهَا الْبَرَكَةَ»» رواه مسلم.

وفي رواية لَه: «إِذَا وَقَعتْ لُقْمةُ أَحدِكُم. فَلْيَأْخُذْهَا فَلْيُمِطْ مَا كَانَ بِهَا مِنْ أَذًى، وَلْيَأْكُلْهَا، وَلا يَدَعْهَا لَلشَّيْطان، وَلا يَمْسَحْ يَدَهُ بِالْمَندِيلِ حَتَّى يَلْعَقَ أَصَابِعه، فَإِنَّهُ لا يدْرِي في أَيِّ طَعَامِهِ الْبَركَةَ».

وفي رواية له: «إِنَّ الشَّيْطَانَ يَحْضُرُ أَحَدكُمْ عِنْدَ كُلِّ شَيءٍ مِنْ شَأْنِهِ حَتَّى يَحْضُرَهُ عِنْدَ طَعَامِه، فَإِذَا سَقَطَتْ مِنْ أَحَدِكُمْ اللُّقْمَةُ فَلْيُمِطْ مَا كَان بِهَا منْ أَذًى، فَلْيأْكُلْها، وَلا يَدَعْهَا لِلشَّيْطَان».

۱۶۴- «و هم از جابر س روایت است که:

رسول الله ج به لیسیدن انگشتان و کاسه امر نموده، فرمودند که: شما نمی‌دانید برکت در کدام آنست.

در روایتی از وی آمده هرگاه لقمهء یکی از شما بیفتد، باید آنرا برداشته، و خاشاکی را که بآن چسبیده دور نموده آنرا بخورد و آنرا برای شیطان نگذارد، و باید قبل از اینکه دست خود را بدستمال پاک می‌کند، آنرا بلیسد، زیرا او نمی‌داند که در کدام قسمت طعام او برکت نهاده شده است.

در روایتی آمده که: همانا شیطان در هر کاری که انجام می‌دهید، نزد شما حاضر می‌شود، حتی در وقت طعام خوردن، هرگاه لقمهء یکی از شما بیفتد باید خاشاکی را که بآن چسبیده دور نموده آنرا بخورد وبرای شیطان نگذارد».

۱۶۵- «الْعَاشِر: عن ابن عباس، ب، قال: قَامَ فينَا رسولُ اللَّه ج بمَوْعِظَةٍ فقال: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّكُمْ محشورونَ إِلَى اللَّه تَعَالَى حُفَاةَ عُرَاةً غُرْلاً ﴿كَمَا بَدَأۡنَآ أَوَّلَ خَلۡقٖ نُّعِيدُهُۥۚ وَعۡدًا عَلَيۡنَآۚ إِنَّا كُنَّا فَٰعِلِينَ [الأنبیاء: ۱۰۳] . أَلا وَإِنَّ أَوَّلَ الْخَلائِقِ يُكْسى يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِبراهيم ج، أَلا وإِنَّهُ سَيُجَاء بِرِجَالٍ مِنْ أُمَّتِى، فَيُؤْخَذُ بِهِمْ ذَاتَ الشِّمال فأَقُولُ: يارَبِّ أَصْحَابِي، فيُقال: إِنَّكَ لا تَدْرِي مَا أَحْدَثُوا بَعْدَك، فَأَقُول كَما قَالَ الْعَبْدُ الصَّالِح: ﴿وَكُنتُ عَلَيۡهِمۡ شَهِيدٗا مَّا دُمۡتُ فِيهِمۡ إِلَى قولِه: ﴿ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ [المائدة: ۱۱۷-۱۱۸] . فَيُقَالُ لِي: إِنَّهُمْ لَمْ يَزَالُوا مرْتَدِّينَ عَلَى أَعقَابِهِمْ مُنذُ فارَقْتَهُمْ»» متفقٌ علیه.

۱۶۵- «از ابن عباس ب روایت است که گفت:

رسول الله ج در میان ما برای موعظه برخاسته بود، فرمود: ای مردم شما پای برهنه تن برهنه و ختنه ناشده بحضور خداوند محشور می‌شوید (چنانکه آغاز کردیم اول آفرینش را دیگر باره کنیم آفرینش را وعدهء لازم بر ما هر آینه ما کننده‌ایم. انبیاء: ۱۰۳) آگاه باشید اولین کسیکه از مردم در روز قیامت پوشانده می‌شود ابراهیم ÷ می‌باشد. آگاه باشید همانا مردانی از امت من آورده شده و بطرف دوزخ سوق داده خواهند شد، من می‌گویم: خدایا اصحابم! گفته می‌شود تو نمیدانی بعد از تو چه انجام داده‌اند؟ من هم مانند بندهء صالح که می‌گوید، می‌گویم (من شاهد‌شان بودم تا لحظه ایکه با ایشان بودم. مائده: ۱۱۷ و ۱۱۸ تا فرمودهء خداوند ﴿ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ. برایم گفته می‌شود: آنها از لحظه ایکه تو از آنها جدا شدی عقبگرد کردند و دوباره منحرف شدند».

۱۶۶- «الْحَادِي عَشَر: عَنْ أَبِي سعيدٍ عبدِ اللَّهِ بنِ مُغَفَّل، س، قال: نَهَى رسولُ اللَّه ج، عَن الخَذْفِ وقال: «إِنَّهُ لا يقْتُلُ الصَّيْد، ولا يَنْكَأُ الْعَدُو، وَإِنَّهُ يَفْقَأُ الْعَيْن، ويَكْسِرُ السِّنَّ»» متفقٌ علیه.

وفي رواية: «أَنَّ قريباً لابْنِ مُغَفَّلٍ خَذَف، فَنَهَاهُ وقال: إِنَّ رسولَ اللَّه ج نَهَى عن الخَذْفِ وقال: «إِنَّهَا لا تَصِيدُ صَيْداً» ثُمَّ عادَ فقال: أُحَدِّثُكَ أَن رسولَ اللَّه ج، نَهَى عَنْه، ثُمَّ عُدْتَ تَخْذِف،؟ لا أُكَلِّمُكَ أَبدا».

۱۶۶- «از ابو سعید عبد الله بن مغفل س روایت شده که گفت:

رسول الله ج از زدن سنگریزه بانگشت منع کردند. فرمودند: آن شکار را نکشته و دشمن را بقتل نمی‌رساند، ولی چشم را کور کرده و دندان را می‌شکند.

و در روایتی آمده که یکی از نزدیکان ابن مغفل س سنگریزه‌ها را پرتاب نمود، و او وی را نهی نموده گفت: رسول الله ج از زدن سنگریزه بانگشت منع نموده و فرمود: آن شکاری را صید نمی‌کند. آن شخص دوباره سنگریزه را پرتاب نمود. او گفت: من بتو از رسول الله ج روایت می‌کنم که او ازین کار نهی نموده است و تو باز دوباره سنگریزه پرتاب می‌کنی، هرگز با تو حرف نخواهم زد».

۱۶۷- «وعنْ عابسِ بن ربيعةَ قال: رَأَيْتُ عُمَرَ بنَ الخطاب، س، يُقَبِّلُ الْحَجَرَ يَعْنِي الأَسْوَدَ ويَقُول: إِني أَعْلَمُ أَنَّكَ حَجَرٌ مَا تَنْفَعُ ولا تَضُر، ولَوْلا أنِّي رأَيْتُ رسولَ اللَّه ج، يُقَبِّلُكَ ما قَبَّلْتُك.. متفقٌ علیه.

۱۶۷- «از عابس بن ربیعه س روایت شده که گفت:

عمر بن الخطاب س را دیدم در حالیکه حجر الاسود را بوسه می‌زد و میگفت: میدانم که تو سنگی، سود و زیان نمی‌رسانی و هرگاه نمی‌دیدم که رسول الله ج تو را بوسه می‌زد، ترا بوسه نمی‌زدم».