حفصهب دختر عمر فاروق

امانت‌دار کتاب الهی (قرآن)

حفصهش بعد از این که همسرش را از دست داد مفتخر شد تا با رسول گرامی اسلامج ازدواج نماید و در زمره‌ی امهات المؤمنین (مادران مؤمنان) به شمار آید. او همان بانویی است که جبرئیل (بر وارستگی و درستکاری او گواهی می‌دهد) و خطاب به رسول‌خداج می‌فرماید: ای محمدج، حفصهش زنی است شب زنده‌دار که بسیار روزه‌ می‌گیرد و در بهشت همسرت خواهد بود» [۱۱].

آن بزرگ بانوی مسلمان را خداوند به امانتداری کتاب خویش مفتخر نمود. و تا وقتی که در قید حیات بود از کتاب خداوند (قرآن) محافظت کرد و تمامی تلاش خود را در نگهداری این مهم مبذول داشت.

در آن زمان قرآن بر استخوان‌های کتف شتر یا بر سنگ‌های سفید و مخصوص یا بر چوبه‌ی برگ‌های درخت خرما نوشته می‌شد. به علاوه، اصحاب گرامی رسول‌خداج سعی می‌کردند با حفظ قرآن، آن را بر دلهای پاک خویش منقوش سازند. در زمان ابوبکر صدیقس قرآن به طور پراکنده و در چنین مصادری حفظ می‌شد، تا این که تمامی قرآن را در مصحف‌هایی جمع‌آوری کردند و آنها را به عنوان مجموعه‌ای از مصاحف که کل قرآن را در برمی‌گرفت به ابوبکر صدیقس سپردند. آن صحابی بزرگوار تا پایان عمر از این مجموعه‌ی مهم محافظت کرد و در آخرین لحظه‌های عمر، این امانت الهی را به عمر فاروقس سپرد. بعد از شهادت عمرس آن مجموعه در اختیار حفصهش قرار گفت و نگهداری از این امانت عظیم بدو سپرده شد.

وقتی اسلام در جای جای عالم منتشر شد و شهرهای زیادی توسط مسلمانان فتح گردید، مسلمانان در شهرها و کشورهای مختلف به تعلیم قرآن پرداختند و هر کس با قرائت خاصی قرآن را تلاوت می‌کرد. حذیفه بن یمانس متوجه اختلاف قرائت میان اصحاب گردید و هراسان نزد عثمانس،خلیفۀ وقت، شتافت.

او خطاب به امیرالمؤمنین عثمانس فرمود: ای امیرالمؤمنین، قبل از این که این امت در بارۀ قرآن دچار اختلاف شوند آنها را دریاب...!.

عثمانس نظر حذیفه را تأیید کرد و حفصه دختر عمرس را احضار نمود و از او خواست تا مجموعه‌ی قرآنی که توسط پدرش به امانت نزد او سپرده شده است را بیاورد تا از آن نسخه‌برداری کنند و قرائتی واحد را در میان مردم رواج دهند.

حفصهش به خواسته‌ی عثمانس لبیک گفت و مصحف ها را نزد او فرستاد. امیرالمؤمنین دستور داد تا گروهی خاص از صحابه به نسخه‌برداری از این مصاحف همت گمارند.

گروهی که این کار مهم و در عین حال دشوار را عهده‌دار شدند، عبارت بودند از:

۱- زید بن ثابت انصاریس

۲- عبدالله بن زبیربن عوامس

۳- سعید بن عاص امویس

۴- عبدالرحمن بن حارث بن هشام مخزومیس

عثمانس به ارشاد این حضرات پرداخت و فرمود: اگر در قرائتی با زیدبن ثابت اختلاف داشتید و قرائت شما با قرائت او متفاوت بود آن را به لهجه‌ی قریش بنویسید، زیرا قرآن با لهجه‌ی قریش نازل شده است.

نسخه‌برداری از کتاب خدا به بهترین وجه صورت گرفت و قرآن‌های نسخه‌برداری شده به شهرهای مختلف ارسال شد. بدین ترتیب، عثمانس موفق شد یک قرائت واحد را در تلاوت قرآن مرسوم نماید تا مردم دچار اختلاف نشوند و نسخه‌ی اصلی را که از حفصهش گرفته بود، بدو بازگرداند تا همچنان در حفاظت آن بزرگ‌بانو باشد.

حفصهش تا پایان عمر از هیچ تلاشی در حفظ و نگهداری امانتی که به او سپرده شده بود، دریغ نکرد تا این که از دار فانی رخت بر بست و در بهشت خداوندی به همسرش، رسول‌خداج پیوست.

بعد از رحلت او این امانت به برادرش عبدالله بن عمرس سپرده شد.

این مصحف را بعدها مروان بن حکم تصاحب کرد و...

[۱۱] مؤلف، نفس حدیث را نقل نکرده است و فقط به صورت جمله‌ی نقلی به بیان مطلب پرداخته است. لذا تخریج حدیث هر چند غیر ممکن نیست اما بسیار دشوار است و مجال آن برای این حقیر نمی‌باشد. (مترجم)