خدیجهشدختر خویله

یار و یاور دلسوز رسول‌خداج

آفرین بر چنین زنی که بهترین مرد و همسر را برای خویش برگزید و با تمام وجود سعی کرد مددکار و یاور او باشد. خدیجهش بعد از این که با محمد امینج (که هنوز مبعوث نشده بود) ازدواج کرد با جان و مال خود به یاری آن حضرت شتافت و در این راه هیچ چیزی را از آن بزرگوار دریغ نورزید. با بعثت رسول‌خداج او، اولین زنی بود که ایمان آورد و با تمام وجود به پشتیبانی و یاری آن حضرتج پرداخت.

خدیجهش با زیرکی و کنجکاوی خویش نشانه‌های بزرگی و شرافت را در رسول‌خداج یافته بود و می‌دانست که او مردی پاک و صالح است.

او قبلاً شنیده بود که از میان عرب پیامبری مبعوث خواهد شد و امیدوار بود که آن پیغمبر، محمد بن عبداللهس باشد. خدیجهش بعد از ازدواج با آن حضرتج با دقت ایشان را می‌پایید و منتظر مبعوث شدن آن ابرمرد تاریخ بود. بالاخره خدیجه به آرزوی خود رسید و برای اولین بار وقتی وحی نازل شد، رسول‌خداج مضطرب به خانه برگشت و فرمود: مرا در جامه‌ای در پیچید...! مرا در جامه‌ای در پیچید...! خدیجه به سرعت به سوی همسر محبوب خود شتافت و او را با جامه‌ای پوشاند و سعی کرد آن حضرتج را دلداری دهد تا اضطراب و نگرانی شان زائل گردد.

بعد از این که رسول‌خداج آرام گرفت آنچه بین او و جبرئیل رخ داده بود، برای همسرش تعریف کرد و فرمود: وقتی جبرئیل بر من نازل شد چنان حالتی به من دست داد که ترسیدم، جانم را از دست بدهم. خدیجه همچنان تلاش می‌کرد همسرش را تسکین دهد. او خطاب به رسول‌خداج عرض کرد: «به خدای سوگند که تو هیچگاه ذلت نخواهی یافت، همانا تو شخصیتی هستی که پیوندها را برقرار می‌کنی، مشکلات و سختی‌هایی را در راه ارشاد رسالت خود متحمل می‌گردی، حق و صاحب حق را یاری می‌کنی، نایافتنی‌ها را می‌یابی، و بر میهمانان (و دیگر مردم) کَرَم روا می‌داری [۹].

خدیجهش با زیرکی دریافته بود که آنچه برای پیامبر پیش آمده است، حادثه‌ای زودگذر و واهی نیست و امکان ندارد محمدج با آن همه مکارم اخلاقی دچار جنون شده باشد.

وقتی رسول‌خداج کاملاً آرام شد و اضطراب درونی او رفع شد، خدیجه جامه از او برگرفت و روانه‌ی خانه‌ی پسرعموی خود، ورقه بن نوفل شد. ورقه در شناخت ادیان تبحّر خاصی داشت و کتاب‌های آسمانی را می‌شناخت. خدیجهش آنچه برای محمدج اتفاق افتاده بود را برای او بازگو کرد. ورقه بعد از شنیدن سخنان خدیجه گفت: قدوس... قدوس، (پاک است خدا!) به خدای سوگند همان کسی بر او فرود آمده که بر موسی بن عمران فرود آمده است. آری! جبرئیل، پیام‌آور الهی بر او فرود آمده و بدون شک او پیغامبر این امت است [۱۰].

خوشحالی وجود خدیجهش را فراگرفت و بی‌درنگ بعد از شنیدن سخنان پسرعمویش به سوی رسول‌خداج شتافت تا بدو مژده دهد که او رسول و فرستاده‌ی خدا بر این امت است. او رسول‌خداج را بدین رسالت بشارت داد و توفیق یافت نام خود را به عنوان اولین زنی که به اسلام مشرف شده، در صفحات تاریخ ثبت کند.

هیچ زن یا مردی در این مقام عظیم بر خدیجه سبقت نجست. خدیجهش در تمام مراحل زندگی یار و یاور رسول خداج بود تا این که جان به جان آفرین تسلیم کرد و به لقای الهی پیوست.

[۹] دربارۀ این بحث دانشمندان شیعه و سنی دچار اختلاف رأی شده‌اند و به همین دلیل از پرداختن به چگونگی این رویداد استنکاف کرده‌اند. لذا تحقیق و تفحص درباره‌ی این واقعه‌ی مهم تاریخی را به مطالعه‌کنندگان محترم واگذار می‌کنیم. (مترجم) [۱۰] حکایت مطرح شده را اغلب مفسران ذیل سوره‌ی علق و در تفسیر این سوره ذکر کرده‌اند. (مترجم)