حمنهش دختر جحش

حمنهش دختر جحش عضو یک خانواده‌ی متدین و پیشگام در اسلام بود. مادرش امیه دختر عبدالمطلب، دایی‌اش حمزهس (سیدالشهداء)، برادرش عبدالله بن جحش، خواهر او ام‌المؤمنین زینب دختر جحش و همسرش مصعب بن عمیرس بود.

او همراه سپاه اسلام در جنگ احد شرکت کرد و چون دیگر زنان که در آن جنگ به همراه سپاه اسلام آمده بودند به مداوای مجروحان می‌پرداخت و مجاهدان تشنه را سیراب می‌نمود. در این جنگ به علت کثرت مجروحان، زنها مشقت‌های فراوانی را متحمل شدند. حمنهش نیز از زمره‌ی این گروه از زنان بود که مشکلات و دشواری‌های زیادی را به نوبه‌ی خود متحمل گردید.

وقتی گرد و غبار از صحنه‌ی جنگ زدوده شد، معلوم شد که تعداد زیادی از مسلمانان آسیب دیده‌اند و حدود هفتاد نفر از مشاهیر صحابه شهید شده‌اند.

رسول‌خداج می‌دانست که این زنان از اراده‌ای والا برخوردارند و در قبال شهادت مجاهدان صبور خواهند بود.

او به سراغ حمنهش رفت و فرمود: ای حمنه، برادرت عبدالله شهید شده است. حمنه، با کمال متانت و بردباری فرمود: «إنّا لله وإنّا إلیه راجعون» (ما از آن خداییم و بازگشت همه‌ی ما به سوی اوست.)؛ خداوند غریق رحمتش کناد و گناهانش را بیامرزاد! بار دیگر، رسول‌خداج فرمود: ای حمنه، دایی‌ات حمزه بن عبدالمطلبس نیز به شهادت رسیده است.

این بار نیز، حمنهش با کمال بردباری و صبر همان جملات قبلی را تکرار کرد. سپس رسول‌خداج خطاب به حمنه فرمود: «ای حمنه، هیچ میدانی همسرت، مصعب بن عمیرس نیز، شهید شده است؟

به محض این که حمنهش خبر شهادت همسرش را شنید، فریاد برآورد و گفت: وای بر این جنگ! (و انگار از جنگ گلایه می‌کرد).

وقتی رسول‌خداج عکس‌العمل حمنه را مشاهده کرد، فرمود: «واقعآً که مرد از جایگاهی در نزد همسرش برخوردار است که هیچ چیز و هیچ کس چنان جایگاهی را نزد او دارا نیست».

رسول‌خداج علت عکس‌العمل او را جویا شد و پرسید: ای حمنه، چرا در قبال خبر شهادت همسرت اینگونه مضطرب و پریشان شدی؟ در حالی که وقتی خبر شهادت حمزه و برادرت را شنیدی با بردباری تمام، صبر پیشه نمودی.

او عرض کرد: ای رسول‌خدا، یتیم شدن فرزندانم مرا مضطرب کرد و باعث شد چنان عکس‌العملی از من سر بزند. پس از شهادت مصعب بن عمیرس (که از معلمان قرآن در عصر رسول‌خداج محسوب می‌شد)، طلحه بن عبیداللهس،صحابی رسول‌خداج، و یکی از «عشره‌ی مبشره» با حمنهش ازدواج کرد.

حمنهش تا در قید حیات بود مدام در غزوات و جنگ‌ها شرکت می‌کرد. از جمله جنگ های مشهوری که آن بزرگ بانو در آن شرکت داشت: غزوه‌ی خیبر بود که افتخار یافت در رکاب رسول‌خداج در جنگی علیه معاندترین دشمنان اسلام (یهود) شرکت کند.