٧- کتب تخریج

هفتمین بخش از کتاب‌های غیر مستقل، کتاب‌های تخریج است، بسیاری از مؤلفان در تألیفات خود به عنوان استشهاد یا استدلال احادیثی را ذکر کرده‌اند و چون مرجع و مأخذ و اسناد آن‌ها را بیان نکرده‌اند به همین جهت وضعیت آن احادیث از حیث صحت و حسن و ضعف معلوم نیست و مؤلفین کتب تخریج به منبع‌شناسی اینگونه روایات پرداخته و وضعیت آن‌ها را معلوم کرده‌اند، بسیاری از مؤلفین به تألیف کتب تخریج اقدام نموده‌اند، و کوشاترین آنان [۵۴٧] جمال‌الدین ابومحمد سبکی و زین‌الدین [۵۴۸] عراقی بوده‌اند، زین‌الدین کتابی را با عنوان «المغنی عن حمل الاسفاد في الاسفار [۵۴٩] في تخریج ما في الاحیاء من الاخبار» تألیف و در آن احادیث موجود در احیاء علوم‌الدین غزالی را تخریج کرد و سپس توضیح داده است که چه کسی آن حدیث را در کتاب خود آورده و کدام صحابی آن را روایت کرده است و بعد بیان می‌کند که آن حدیث صحیح است یا حسن یا ضعیف این اثر مهم اخیراً همراه کتاب احیاء علوم‌الدین به چاپ رسیده است.

از موارد مهم کتب تخریج، تعیین وضعیت روایاتی است که به صورت پند و مثل در بین مردم رایج گشته‌اند و شهرت و معروفیت یافته‌اند و چون در میان آن روایات صحیح و سقیم به هم آمیخته‌اند عده‌ای از محدثان، با تألیف کتبی به تحقیق در منابع آن روایات و ارزش و اعتبار آن‌ها پرداخته‌اند و معروف‌ترین این نوع کتاب‌های تخریج کتاب‌های زیر می‌باشند:

۱- «الـمقاصد الحسنة [۵۵۰] في بیان کثیر من الاحادیث الـمشتهرة علی الالسنة» تألیف شمس‌الدین محمدبن عبدالرحمن سخاوی (م ـ ٩۰۲) مؤلف در این کتاب به ریشه‌یابی روایت‌های مشهور پرداخته و با عبارت «لااصل له ولا اعرفه» اصل و منشأ بسیاری از آن‌ها زیر سؤال برده است، و این کتاب به وسیله یکی از شاگردان سخاوی، عبدالرحمن بن الدبیع شیبانی تلخیص و تکمیل گردیده، بنام «تمییز الطیب من الخبیث فیما یدور [۵۵۱] علی الالسنة من الحدیث» و اسماعیل‌بن محمد عجلونی (م ـ ۱۱۶۲) پس از تلخیص کتاب مقاصد سخاوی و نقل گزیده‌ای از مطالب آن، مطالب و احادیث فراوانی به نقل از کتب دیگر به آن ضمیمه نمود و آن را «کشف الخفاء ومُزیل الالتباس عما اشتهر من الاحادیث علی ألسنه الناس» نامید.

۲- «تسهیل السبل الی کشف الالتباس، عما اشتهر من الاحادیث علی السنة الناس» تألیف عزالدین محمدبن احمد خلیلی (م ـ ۱۰۵٧).

[۵۴٧] کشف‌ الظنون، کاتب چلبی، ج ۱، ص ۲۴ «احیاء العلوم» زین‌الدین بن حسین عراقی دو کتاب را (یکی بزرگ و دیگری کوچک) در این مورد نوشت و کتاب کوچکش با همان عنوان «المغنی عن حمل...» به وسیله شاگردش ابن حجر عسقلانی تکمیل گردید. [۵۴۸] همان. [۵۴٩] همان. [۵۵۰] کشف الظنون، ج ۲، ص ۱٧٧٩ و ۱٧۸۰. [۵۵۱] همان.