جوامع صحاح سته و غیره

ب- جوامع صحاح سته و غیره، تألیف جوامعی مشتمل بر احادیث صحاح سته و.. . از نیمه اول قرن ششم آغاز گردیده و تا عصر حاضر ادامه داشته است، و اینک معرفی اهم آن‌ها:

۱- نخستین جامع از کتب حدیث که با استفاده از کتب متقدمین به وجود آمد، کتاب «التجرید الصحیح للصحاح السته» تألیف احمدبن [۴٩۵] رزین بن معاویه (م ـ ۵۳۵) است، این مؤلف همان‌گونه که از نام کتابش پیداست به جمع روایات کتب ششگانه پرداخته است اما با این تفاوت که به جای «سنن ابن ماجه»، «موطای ابن مالک» را در نظر گرفته است و از طرف دیگر تنها منتخباتی از آن صحاح را جمع‌آوری کرده، و موفق به تبویب دقیق روایت‌ها و تنظیم کامل کتابش هم نگشته است، ولی چون در این اقدام پیشتاز بوده و قدم اول را برداشته همراه تحسین در تدوین جوامع سرمشق محدثین بعدی گردیده است.

۲- دومین جامع حدیثی کتاب «مصابیح السنه» [۴٩۶] است که تألیف حسین‌ بن مسعود شافعی مشهور به فراء بغوی [۴٩٧] (م ـ ۵۱۶) می‌باشد بغوی در (مصابیح السنه) روایات کتب هفتگانه حدیث یعنی صحاح سته و موطا مالک‌ بن انس را جمع‌آوری کرده، و پس از حذف سند، آن‌ها را با تبویب جدید تنظیم نموده است، بغوی روایات صحیحین (مسلم و بخاری) را صحیح شمرده است و احادیث آن‌ها را با تعبیر (من الصحاح) بیان کرده است و احادیث بقیه سنن و احادیث موطا را، حدیث حسن شمرده است [۴٩۸] و با تعبیر «من الحسان» آن‌ها را ذکر نموده است.

«مصابیح السنه» بغوی با همۀ محسناتی که داشت به علت حذف سند و حتی حذف نام راوی اصلی روایت‌ها، دچار نقص فنی شده بود به همین جهت بعدها توسط دانشمند معروف به خطیب تبریزی (م ـ ٧۳۰) مورد اصلح و تهذیب قرار گرفت، و در مورد هر حدیثی به ذکر راوی و به ذکر کتابی که حدیث از آن نقل شده بود، پرداخت و در اکثر باب‌ها پس از دو فصل «صحاح و حسان» [۴٩٩] فصل سومی را هم اضافه کرد که مشتمل بر احادیث ضعاف بود، و خطیب تبریزی کتابش را که ـ مصابیح السنه اصلاح شده بود، «مشکاه المصابیح» [۵۰۰] نامید و این کتاب به گونه‌ای مورد توجه دانشمندان قرار گرفت که عدۀ زیادی به شرح آن مبادرت نمودند، از جمله قاضی ناصرالدین [۵۰۱] عبدالله بن عمر بیضاوی (م ـ ۶۸۵) شرح مفید و مهمی را بر مشکاه المصابیح نوشت.

۳- یک کتاب جامع حدیثی دیگری که در قرن ششم هجری جلب توجه کتاب «جامع الاصول لاحادیث الرسول» [۵۰۲] تألیف ابوالسعادات مبارک بن محمد [۵۰۳] معروف به ابن اثیر جزری (م ـ ۶۰۶) است، وی همان کتاب رزین «التجرید الصحیح للصحاح السته» را اصل و مبنای کار خود قرار داده و آن را مهذب و مرتب ساخت و علاوه بر منتخبات رزین سایر روایات صحاح سته را که رزین کنار گذارده بود در کتاب خود وارد ساخت، ابن اثیر در این تألیف اسناد روایات را حذف کرد و تنها به ذکر نام آخرین راوی از صحابه یا تابعین اکتفا نمود و همچنین احادیث را بر مبنای حروف الفبا، فصل‌بندی کرد، و در ذیل پاره‌ای از لغات و تعبیرهای دشوار روایت‌ها، توضیحاتی اضافه کرد، به همین جهت کتاب «جامع الاصول» برای مراجعه‌کنندگانی کتابی سهل‌ التناول به شمار می‌آمد و عده‌ای در صدد اختصار آن برآمده و جمعی نیز به نگارش شروحی بر آن مبادرت نموده‌اند، و از جمله اختصار‌کنندگان ابوجعفر محمد مروزی (م ـ ۶۸۲) و بقیه‌الله بن رحیم [۵۰۴] حموی (م ـ ٧۳۸) و عبدالرحمن بن علی مشهور به ابن الربیع شیبانی (م ـ ٩۴۴) بوده‌اند، و مختصر اخیر به عنوان بهترین مختصر و بنام «تیسیر الوصول» [۵۰۵] مکرر چاپ شده است، و از جملۀ شارحان جامع الاصول می‌توان از شیخ عبدربه مشهور به قیلوبی از علمای معاصر نام برد که به نگارش شرحی موسوم به «جامع المعقول و المنقول شرح جامع الاصول» مبادرت کرد، اما ناتمام مانده است.

۴- جامع حدیثی دیگر «جامع المسانید و الألقاب» است که به وسیله ابوالفرج عبدبن علی خوزی معروف به ابن جوزی [۵۰۶] (م ـ ۵٩٧) تألیف گردیده است، وی در این کتاب روایات صحیحین و مسند و ابن حنبل و جامع ترمذی را جمع‌آوری نموده است، و بعدها به وسیلۀ ابوالعباس احمدبن عبدالله مکی معروف به محب‌الدین طبری [۵۰٧] (م ـ ۶٩۴) به گونۀ جدیدی مرتب و مهذب گردید.

۵- بزرگترین کتاب جامع حدیثی «جامع [۵۰۸] المسانید و السنن الهادی لاقوم السنن» تألیف محدث بزرگ و معروف، اسماعیل‌بن عمربن کثیر معروف به ابن کثیر دمشقی (م ـ ۶٩۴) است، در این کتاب در حدود یکصد هزار روایت از صحاح سته و مسند احمدبن حنبل و مسند ابوبکر بزاز و مسند ابویعلی موصلی و معجم کبیر طبرانی آورده شده است و در آن هر نوع حدیثی اعم از صحیح، حسن، ضعیف، دیده می‌شود. ابن کثیر کتاب مسانید الحدیث را به ترتیب مسانید حدیثی تنظیم کرده است وی در آغاز در مورد هر کدام از اصحاب شرح حالی نوشته و سپس مجموع روایاتی که از آن صحابی در دست [۵۰٩] داشته نقل کرده است، این کتاب در عصر حاضر بعد از آنکه به وسیله دو دانشمند صالح احمد و مصلح ابوعیل در مدینۀ منوره تحقیق گردیده در سی و شش جلد به طبع رسیده است.

۶- بزرگ‌ترین کتاب جامع حدیثی دورۀ متأخرین کتاب «جمع الجوامع» [۵۱۰] جلال‌الدین سیوطی (م ـ ٩۱۱) است.

جلال‌الدین سیوطی این کتاب را (که به جامع کبیر سیوطی مشهور است) به منظور جمع کردن تمام احادیث پیامبر ج تألیف نموده، و روایات صحاح سته، مسند ابن حنبل و موطای مالک ‌بن انس و سایر کتاب‌های حدیث را که تا بیش از هفتاد کتاب و مجموعۀ احادیث برآورد شده‌اند، در آن کتاب جمع کرده است و دربارۀ جامع کبیر سیوطی دو نکته قابل توجه است: نکتۀ اول اینکه سیوطی این کتاب را در دو بخش تدوین نموده است، نخست بخش اقوال، در این بخش سخنان منسوب به پیامبر ج بر پایۀ حروف ابجد مرتب شده است و اگر کسی جویای حدیثی باشد و نخستین کلمۀ آن حدیث را بداند، به آسانی می‌تواند به متن کامل آن حدیث و رتبۀ آن از حیث صحت و حسن و ضعف دست [۵۱۱] یابد، دوم بخش افعال این بخش بر پایۀ مسانید اصحاب تنظیم شده است و کسی که به این بخش می‌نگرد آنچه را که یک صحابی از افعال پیامبر ج روایت کرده یا خود آن صحابی گفته و یا گفتار و کرداری که به وی نسبت داده‌اند به طور یکجا در مسندی که بنام همان صحابی نامگذاری شده خواهد یافت [۵۱۲] و سیوطی روایات را با حذف سندهای آن آورده و تنها به ذکر منابع اصلی و مخرج آن‌ها اکتفا کرده است.

نکته دوم اینکه سیوطی بعد از تدوین جامع‌الکبیر که مشتمل بر احادیث صحیح و حسن و ضعیف و بیان یکایک آن‌ها بود. کتاب جامع دیگری را تدوین نمود که فقط شامل احادیث صحیح و حسن بود و احادیث ساختگی و موضوع و ضعیف [۵۱۳] در آن وجود نداشت و این کتاب دارای ده هزار و سی و یک حدیث (۱۰۰۳۱) و این دو کتاب سیوطی چون بر حسب حروف الفبا مرتب شده و خواننده را با رمز منابع آن احادیث رهنمون ساخته است در حکم فهرست‌هایی برای کتاب‌های اصلی حدیث است.

کتاب جامع الصغیر به وسیله محمد عبدالرئوف مناوی [۵۱۴] با عنوان «فیض القدیر شرح جامع الصغیر» و نیز به وسیله شیخ علی‌بن احمد شافعی با عنوان «السراج المنیر» شرحی بر آن نوشته شده است.

٧- علاءالدین علی‌بن حسام مشهور به متقی هندی (م ـ ٩٧۵) کتاب جمع الجوامع سیوطی را مبنای کار خود قرار داده و روایات آن را بر مبنای حروف الفبا و همچنین نظم و موضوعات فقهی مرتب ساخته و آن را «کنزل العمال في سنن [۵۱۵] الاقوال والافعال» نام نهاده است و متقی هندی به همین ترتیب احادیث جامع صغیر سیوطی [۵۱۶] را مرتب کرده و آن را «منهج العمال في سنن الاقوال» نام نهاده است.

متقی هندی کتب دیگری را نیز مانند «الاکمال في سنن الاقوال» و «غایة العمال في سنن الاقوال» تألیف نموده است و همچنین کنزالعمال را مختصر نموده و آن را «منتخب کنز العمال» نامیده است.

۸- از دیگر جوامعی که به کوشش یکی از دانشمندان معاصر صورت پذیرفته است کتاب «التاج الجامع للأصول فی احادیث الرسول» تألیف شیخ منصور علی ناصف از علمای الازهر مصر است در این کتاب احادیث (بخاری و مسلم و ابوداود و ترمذی و نسائی) جمع‌آوری شده و در بین صحاح سته فقط از ابن ماجه حدیث روایت نشده است، روش تدوین این کتاب بر حسب ابواب فقهی است و برای اهل تحقیق به ویژه فقها مرجع مفیدی است، و در این کتاب احادیث مکرر و سلسلۀ اسناد روایات حذف شده اما نام آخرین راوی و مرجع اصلی روایت معین شده است.

٩- آخرین کتابی که در این قسمت باید معرفی شود کتابی است با نام و عنوان «الـمسند الجامع لاحادیث الکتب الستة ومؤلفات اصحاب‌ها الاخری وموطا مالک ومسانید الحمیدی واحمدبن حنبل». این کتاب ۱- احادیثش بر محور صحابه مرتب شده. ۲- و احادیث هر صحابی به ابوابی مرتب گشته. ۳- احادیث مقطوع و مرسل و معلق در این کتاب وجود ندارد. ۴- این کتاب دارای هفده هزار و هشتصد و دو روایت (۱٧۸۰۲) که از یک هزار و دویست و سی و هفت تن صحابی نقل شده است. ۵- این کتاب توسط هیئتی (سید ابوالمعاطی، محمد نوری احمد عبدالرزاق عبدابن ابراهیم زاملی و محمود محمد خلیل) و به سرپرستی بشار عواد عراقی تنظیم شده و در بغداد به طبع رسیده است.

[۴٩۵] کشف الظنون، کاتب چلبی، ج ۱، ص ۳۴۵. [۴٩۶] کشف الظنون، کاتب چلبی، ج ۲، (۱۶٩۸ تا ۱٧۰۲). [۴٩٧] همان. [۴٩۸] همان. [۴٩٩] همان. [۵۰۰] همان. [۵۰۱] کشف الظنون، کاتب چلبی، ج ۲، ص ۱۶٩۸. [۵۰۲] کشف الظنون، کاتب چلبی، ج ۱، ص ۵۳۶ و ۵۳٧ و البدایة والنهایة، ابن کثیر، ج ۱۳، ص ۵٩ و ۶۰. [۵۰۳] همان. [۵۰۴] همان. [۵۰۵] همان. [۵۰۶] کشف الظنون، حاج خلیفه، ج ۱، ص ۵٧۳ و البدایة والنهایة، ابن کثیر، ج ۱۳، ص ۳۱ و ۳۲ دارای ششصد تألیف بود و با دست خود دویست جلد را نوشته است. [۵۰٧] البدایة والنهایة، ج ۱۳، ص ۳۶۱. [۵۰۸] کشف الظنون، کاتب چلبی، ج ۱، ص ۵٧۳ و ۵٩٧. [۵۰٩] همان. [۵۱۰] همان. [۵۱۱] کشف الظنون، کاتب چلبی، ج ۱، ص ۵٩٧. [۵۱۲] همان. [۵۱۳] کشف الظنون، حاج خلیفه، ج ۱، ص ۵۶۰ و ۵۶۱ و ص ۵٩٧ و ۵٩۸ توجه شماره احادیث آن کتاب (۱۰۰۳۱) فقط در تاریخ عمومی حدیث دیده می‌شود. [۵۱۴] همان. [۵۱۵] همان. [۵۱۶] همان.