شرایط راوی

راوی حدیث بنظر تمام محدثین باید واجد این شرایط باشد:

۱- مسلمان.

۲- بالغ.

۳- عاقل.

۴- عادل یعنی مرتکب گناه کبیره نشده باشد و بر گناه صغیره هم استمرار نداشته باشد.

۵- دارای شخصیت باشد [۲۵۲] و انسان مبتذل و سبکسری نباشد.

۶- هوشیار و بیدار دل باشد.

٧- هوش و حافظۀ کامل داشته باشد (اگر از حفظ روایت کند).

۸- در نگهداری و حفظ کتاب از تغییر و تبدیل توانا باشد (در صورتیکه از کتابش روایت کند [۲۵۳].

بنابراین محدثی که تایید کند یک راوی دارای این شرایط است او را تعدیل کرده است و اگر این شرایط را کلاً یا بعضاً از او نفی کرد او را جرح نموده است.

عبارت جرح: جرح شدید: «اكذب النّاس، دجّال، وضّاع، كذّاب» جرح ملایم: «لیّن، سیئّي الخلق، فیه مقال» [۲۵۴].

عبارت تعدیل: عالیترین تعدیل: «اوثق النّاس، ثقة ثقة، ثبت ثبت، ثقة حافظ».

تعدیل متوسط: «شیخ، یعتبربه، ثقة» [۲۵۵].

توجه: ۱- جرح مقدم بر تعدیل است یعنی اگر یک راوی از طرف جمعی مورد جرح قرار گرفت و از طرف جمع دیگر تعدیل گردید، مجروح شمرده می‌شود. [۲۵۶] ۲- تعدیل بوسیلۀ یکنفر و بدون توضیح و بیان دلیل قبول می‌گردد، امّا جرح بوسیلۀ یکنفر باید همراه توضیح و بیان دلیل باشد. [۲۵٧] ۳- روایت حدیث از مستورالحال مردود است و راوی باید تعدیل شود آنگاه حدیث روایت شدۀ او مقبول است. [۲۵۸] ۴- کسانیکه در جرح راوی افراط بخرج می‌دهند و به بهانۀ کارهای مباح (مانند ظاهر شدن در خیابان‌ها و غذا خوردن در بازار و شوخی و مزاح کردن بسیار با رعایت نزاکت و عفت زبان) راوی را مجروح قلمداد می‌کنند این گونه جرح‌ها هیچ‌گونه اثری ندارد [۲۵٩].

[۲۵۲] ترجمه «مرؤة» است: خطیب بغدادی با نقل یک حدیث معنی مرؤة را روشن نموده است: «قال النبی: من عامل الناس فلمّ یظلمهم وحدثهم فلم یكذبهم ووعدهم فلم یخلفهم فهو من كملت مروئته وظهرت عدالته ووجبت اخوّته وحرمت غیبته» (صبحی صالح ص: ۱۳۱). [۲۵۳] تدریب الراوی ص: ۱٩٧. [۲۵۴] شرح نخبه ابن حجر عسقلانی ص: ۱۳۳ و ۱۳۴. [۲۵۵] شرح نخبه ابن حجر عسقلانی ص: ۱۳۳ و ۱۳۴. [۲۵۶] شرح نخبه ص: ۱۳۶. [۲۵٧] تدریب الراوی ص: ۱۱۱ و علوم‌الحدیث صبحی صالح ص: ۱۳۵. [۲۵۸] تدریب الراوی ص: ۱۱۵ و علوم‌الحدیث صبحی صالح ص: ۱۳۲. [۲۵٩] الکفایه خطیب بغدادی ص: ۱۰٩ و ۱۱۱ و شرح نخبه ابن حجر عسقلانی ص: ۱۳۵ خلاصه باید تحقیق شود که راوی عادل است یعنی مرتکب گناهان کبیره نشده و برگناه صغیره استمرار نداشته است و به هیچ وجه لازم نیست راوی خود را با محیط طوری وفق دهد که مردم او را مقدس و پارسای دور از مظاهر زندگی بدانند.