صفحه نخست حدیث و سنت کلید حدیث شناسی حدیث و سنت در عصر عمر بن عبدالعزیز اموی

حدیث و سنت در عصر عمر بن عبدالعزیز اموی

تا عصر عمر بن عبدالعزیز نه تنها کتابی بنام کتاب حدیث وجود نداشت بلکه اساساً تألیف و تصنیف و نوشتن هیچگونه کتابی در هیچ علم و مسائلی معمول نشده بود و در تمام جهان وسیع اسلام جز قرآن هیچ کتابی وجود نداشت و عمر بن عبدالعزیز در دوره کوتاه حکومت خود (٩٩-۱۰۱) بعد از مشاوره با اجله علما و بحث و تحقیق دربارۀ اینکه نهی از کتابت احادیث موقتی و مربوط به سال‌های اول بعثت و بخاطر عدم اختلاط با آیه‌های قرآن بوده [۸۸] و طبق حدیث معروف: «قیّدو العلم بالكتاب» [۸٩] هرگاه علم حالتی از فرّاری داشت، و فراموش شدن و محو گشتن آن جای بیم و نگرانی بود کتابت آن نه تنها جایز بلکه لازم هم هست به نمایندۀ خود در مدینه ابوبکر بن حزم دستور داد که احادیث پیامبر ج را نوشته و بصورت کتابی در آورد و اینکه عین فرمان عمر بن عبدالعزیز به ابی بکر بن حزم.

«انظر ما كان من حدیث رسول الله ج [٩۰] فاكتبه فاني خفت دروس العلم وذهاب العلماء ولا یقبل الاّ حدیث النّبي ج ولیفشو العلم ولیجلسوا حتّی یعلّم من لایعلم فانّ العلم لایهلك حتّی یكون [٩۱] سرّا».

ترجمه: توجه کن، آنچه از احادیث پیامبر خدا ج در آنجا موجود است بقید کتابت درآور زیرا من نگرانم که علم محو شود و علما از بین بروند و جز حدیث پیامبر چیز دیگری مورد قبول نمی‌باشد و علم را آشکار کنید و برای گسترش آن جلساتی را تشکیل دهید تا در نتیجه آن کسانیکه بی‌علم هستند تعلیم بیابند زیرا علم محو و نابود نمی‌شود تا هنگامیکه از مردم مخفی می‌گردد و بصورت سری از اسرار تعلیم می‌شود.

صدور این فرمان و فرمان‌های [٩۲] مشابه دیگر به نقاط مختلف از طرف خلیفۀ پارسا و دادگر و با ایمانی چون عمر بن عبدالعزیز موجب گردید که کتابت کردن احادیث نه تنها مجاز بلکه یک امر بسیار لازم و ضروری بشمار آید و محدثین در هر محلی بنوشتن احادیث و کتابت کردن آنها اقدام نمودند، ابوبکر بن حزم در شهر مدینه مأموریت خود را در جمع‌آوری و نوشتن احادیث [٩۳] این شهر انجام داد اما متأسفانه این خلیفه پارسا و دادگر قبل از اینکه از نتایج تلاش و کوشش ابن حزم باخبر شود دارفانی را وداع گفت [٩۴] و تنها کسیکه در زمان حیات عمر بن عبدالعزیز موفق شد نتایج فعالیت خود را بدست او برساند محمد بن مسلم بن شهاب زهری [٩۵] مدنی (م ـ ۱۲۴) بود که کتابی را در احادیث نوشت و عمر بن عبدالعزیز نسخه هایی از این کتاب را بهمۀ مناطق فرستاد و زهری همواره باین عمل خود مباهات می‌کرد و می‌گفت «لم یدوّن هذا العلم احد قبل تدویني [٩۶]».

و درباره قدرت حافظه و نهایت دقت زهری در تحریر این کتاب حدیث آورده‌اند که هشام بن عبدالملک در دورۀ خود از زهری خواستتا احادیثی را به فرزندش ـ که تحت تعلیم و تربیت او بود ـ بیاموزد و او یاد داشت کند، زهری چهارصد حدیث را از بر به وی گفت و او نیز یادداشت نمود، و پس از یک ماه که زهری را ملاقات کرد به وی گفت: «آن احادیثی را که یادداشت کرده بودم از بین رفته‌اند» زهری این بار چهارصد حدیث را از روی کتابش برای او خواند و او یادداشت کرد و پس از مدتی اتفاقاً نوشتۀ اولی پیدا شد و با کمال تعجب مشاهده گردید که آنچه در مرتبه اول از حفظ باو گفته است با آنچه در این مرتبه از روی کتاب باو گفته است یک کلمه فرق و تفاوت ندارد [٩٧].

متأسفانه دوران خلافت عمر بن عبدالعزیز خیلی کوتاه و فقط دو سال و پنج ماه بود، و نتوانست در پیشرفت فرهنگ و معارف اسلامی ـ مخصوصاً در رابطه با جمع‌آوری و نوشتن احادیث بهمۀ آرزوهای خویش نایل آید و جانشین او و یزید بن عبدالملک (م ـ ۱۰۵) [٩۸] نیز در مدت چهار سال خلافت خود نتوانست در این زمینه کاری انجام دهد اما جانشین او هشام عبدالملک (م ـ ۱۲۵) [٩٩] در دوران بیست سالۀ خلافت خویش تا این اندازه محدثین را به جمع‌آوری و کتابت احادیث تشویق نمود که برخی از دانشمندان معتقدند اقدام به کتابت احادیث برای اولین بار بوسیله زهری و در زمان هشام بن عبدالملک بوده است [۱۰۰] و عمر بن عبدالعزیز فقط فرمان‌های کتابت احادیث را به مناطقی از جهان اسلام فرستاده است و محدثین باعتماد و اطمینان از علم و زهد و اخلاص این خلیفه مؤمن و عالم و دادگر بعد از صدور این فرمانها جمع‌آوری و نوشتن احادیث را آغاز کرده‌اند.

[۸۸] المحدث الفاضل ج ۴ ص: ۶ بنقل علوم الحدیث صبحی صالح ص: ٩. [۸٩] جامع بیان العلم لابن عبدالبر ج ۱ ص: ٧۲ و تقیید لعلم ص ٩۶ و المحدث الفاصل ج ۴ ص: ۲ بنقل صبحی صالح ص: ٩. [٩۰] صحیح بخاری در ارشاد ساری ج ۱ ص: ۱٩۶ این فرمان در طبقات ابن سعد ج ۲ ص: ۳۴ به نقل علوم الحدیث صبحی صالح ص: ۳٧ نیز آمده و از حدیث «عمره» و در برخی روایات از حدیث قاسم بن محمد بن ابی بکر صدیق یاد شده و «عمره دختر عبدالرحمن انصاری و همچنین قاسم» هردو شاگرد درس حدیث ام‌المومنین عایشهل بوده‌اند. [٩۱] صحیح بخاری در ارشاد ساری ج ۱ ص: ۱٩۶ این فرمان در طبقات ابن سعد ج ۲ ص: ۳۴ به نقل علوم الحدیث صبحی صالح ص: ۳٧ نیز آمده و از حدیث «عمره» و در برخی روایات از حدیث قاسم بن محمد بن ابی بکر صدیق یاد شده و «عمره دختر عبدالرحمن انصاری و همچنین قاسم» هردو شاگرد درس حدیث ام‌المومنین عایشهل بوده‌اند. [٩۲] علوم الحدیث صبحی ص: ۳٧. [٩۳] مفتاح السنة – محمد عبدالعزیز خولی ص: ۲۰ بنقل علوم الحدیث صبحی صالح ص: ۳٧. [٩۴] مفتاح السنة – محمد عبدالعزیز خولی ص: ۲۰ بنقل علوم الحدیث صبحی صالح ص: ۳٧. [٩۵] الرساله المستظرفه ص: ۴ و جامع البیان العلم ج ۱ ص: ٧۶ بنقل علوم الحدیث صبحی صالح: ۳۸ و فتح الباری ج ۱ ص: ۲۱۸ و تنویر الحوالک سیوطی ص: ۵ در فتح الباری ج ۱ ص: ۲۰۴ نخستین مؤلف در حدیث را ابن حزم نوشته. [٩۶] الرساله المستظرفه ص: ۴ و جامع البیان العلم ج ۱ ص: ٧۶ بنقل علوم الحدیث صبحی صالح: ۳۸ و فتح الباری ج۱ ص: ۲۱۸ و تنویر الحوالک سیوطی ص: ۵ در فتح الباری ج ۱ ص: ۲۰۴ نخستین مؤلف در حدیث را ابن حزم نوشته. [٩٧] الاضواء علی السنه المحمدیه ص: ۲۶ و المبادی العامّه ص: ۱۲۵ و ۱۲۶. [٩۸] الکامل ابن اثیر ج ۵ ص: ۱۲۱ و ۲۶۱. [٩٩] الکامل ابن اثیر ج ۵ ص: ۱۲۱ و ۲۶۱. [۱۰۰] ضحی الاسلام ج ۲ ص: ۱۰۶.