آیا اعمال حضرت عمرس حبط و برباد شده‌اند؟!

چهارمین اعتراضی که بر حضرت عمرس شده است، این است که ایشان با منع از آوردن قلم و دوات سبب منازعه و جدال نزد پیامبر ص شدند و کسی که نزد آنحضرت منازعه کند این توهین به پیامبر و محفل اوست و بنا به آیه: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ كَجَهۡرِ بَعۡضِكُمۡ لِبَعۡضٍ أَن تَحۡبَطَ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ ٢ [الحجرات: ۲]. «ای اهل ایمان بالای صدای پیامبر صدا بلند مکنید و بر او فریاد مکشید مانند فریاد کشیدن بعضی از شما که این کار، اعمال نیکتان را محو می‌کند و شما نمی‌فهمید».کلیه اعمال او حبط و برباد می‌شود لهذا اعمال حضرت عمرس (العیاذ بالله) حبط شده‌اند.

در پاسخ به این اعتراض باید گفت که:

اولاً: الفاظ آیه با این نوع استدلال مخالف‌اند زیرا که در آیه: ﴿لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ فرموده و بیان داشته است که در مقابل حرف پیامبرص با آنحضرت منازعه نکیند و بااو درگیر نشوید نه اینکه با خود درگیر نشوید، اگر مراد آیه آنگونه که مشا می‌گوید می‌بود آیه به الفاظ: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ نازل می‌شد.

ثانیاً: اگر جهر عند النبی سبب حبط اعمال می‌شود در اینصورت اعمال اکثر صحابه و کسانیکه برای منازعه و خصومت‌های قومی نزد آنحضرت می‌آمدند باید حبط و برباد شود زیرا که برای بیان استدلال و توضیح قضایا در بسیاری صورتها با همدیگر در مجلس آنحضرت منازعه می‌کردند ولی هیچ‌کس نگفته است که اعمال آنها حبط و برباد شده است لهذا در این مسئله نیز عمل حضرت عمرس حبط عمل نمی‌شود.

ثالثاً: در اینصورت که بگوئیم عمل حضرت عمرس حبط شده است تنها عمل وی حبط نمی‌شود بلکه دیگران و از جمله اهل بیت نیز برباد می‌شود زیرا که منازعه در بین دو گروه صورت گرفته است و عدهای موافق وعده‌ای مخالف بوده‌اند.

دراینصورت اهل بیت و از جمله حضرت علیس از دو حالت خالی نیست یا اینکه با حضرت عمرس موافق بوده‌اند و یا انکه با ایشان مخالف بوده‌اند.

در صورت اول که موافق باشد کلیه اعتراضاتی که بر حضرت عمرس می‌شود بر حضرت علیس برمی‌گردد و اگر در صورت ثانی حضرت علی مخالف باشند در اینصورت نیز از دو حالت خالی نیست یا اینکه حضرت علیس مخالفتش را اعلام داشته باشند، این خودمنازعه و اختلاف عند النبی می‌شود و سبب حبط اعمال می‌گردد و آیه: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ كَجَهۡرِ بَعۡضِكُمۡ لِبَعۡضٍ أَن تَحۡبَطَ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ ٢ [الحجرات: ۲]. «ای اهل ایمان بالای صدای پیامبر صدا بلند مکنید و بر او فریاد مکشید مانند فریاد کشیدن بعضی از شما که این کار، اعمال نیکتان را محو می‌کند و شما نمی‌فهمید».او را شامل می‌شود.

و در صورت ثانی اگر ایشان سکوت کنند و هیچگونه عکس العملی از خود نشان ندهند آیا ان عمل بر بی وفائی وی حمل نمی‌شود؟ و آیا سکوت او در این لحظه مایه پایمال شدن حق نمی‌گردد؟ چرا در این مکان و زمانی که حق پایمال می‌شود حضرت علیس سکوت اختیار کنند؟ چرا از حق دفاع نکنند؟ و.....