خالد بن وليدس در عراق:

حضرت ابوبکرس بعد از فراغت از سرکوب مرتدین خواهان امنیت ممالک اسلامی از ممالک همسایه کفار بود.

در این موقع دو ابر قدرت وجود داشتند: ۱) فارس در عراق (ایران امروزی) ۲) روم در شام.

چنانچه حضرت ابوبکر صدیقس درباره فتح این ممالک با صحابهش مشوره نمودند و همه موافقت کردند.

صدیق اکبرس لشکر بزرگی برای مبارزه تجهیز فرمودند و قیادت آن را به حضرت خالدس سپردند. ایشان می‌دانست که در این مواقع قائد لشکر فارس (هرمز) است و آمادگی برای جنگ می‌کند لذا خالد نامه‌ای به این مضمون به هرمز نوشت:

«بسم الله الرحمن الرحيم- من خالد بن وليد إلى هرمز قائد جيوش الفرس. أما بعد: فإني أدعوك وقومك إلى الإسلام فإن أبيتم فعليكم أن تدفعوا الجزية وتعيشوا في حماية الإسلام فإن أبيتم فالحرب بيني وبينكم واعلم أنني أتيتك بقوم يحبون الموت كما تحبون الحياة». ترجمه: «بنام خداوند بخشنده مهربان- از طرف خالد بن ولید به طرف هرمز رهبر لشکرهای فارس- اما بعد پس همانا دعوت می‌دهم تو و قومت را به طرف اسلام اگر انکار کردید پس لازم است بر شما که جزیه بدهید و در این صورت زندگی کنید تحت حمایت اسلام پس اگر انکار کردید پس جنگ میان من و شما صورت می‌گیرد و بدان که همانا من آمده‌ام نزد تو با قومی که موت را دوست دارند همانطور که شما زندگی دنیا را دوست دارید».

از این نامه خالد، هرمز بسیار خشمگین شد و لشکر بزرگی برای مقابله مجهز نمود و قصد جنگ کردن با مسلمین و طرد کردن و راندن آنها از بلاد خویش نمود لیکن قائدین لشکر به او مشوره دادند که تا بحال خالد بن ولید حتی یکبار هم مغلوب نشده است. هرمز آنها را به باد تمسخر و استهزا گرفت و گفت: بزودی من با همین شمشیر خالد را خواهم کشت و او را با شمشیر در هوا می‌چرخانم.

لشکر اسلام با لشکر هرمز در مقابل سلاسل در سنه ۱۲ هجری روبرو شدند و اولین مبارزه میان خالد و هرمز شروع شد حضرت خالدس باشمشیر حمله ور شد و هرمز را طوری با شمشیر زد که بمیرد لذا در میان لشکر هرمز ترس و اضطراب افتاد و همه پا به فرار گذاشتند بعضی از شهرهای فارس فتح شد همچنین آن جنگهایی که بین مسلمین و فارس رخ داد تعدادشان ۱۵ جنگ بودند که درهیچ کدام حضرت خالدس شکست نخورد.

و مسلمین هنگام فتح بعضی از شهر‌های فارس توسط خالدس ندای تکبیر الله اکبر و ندای لا اله الا الله سر می‌دادند که با شجاعت و دلیری حضرت خالدس به وقوع پیوست.