حضرت خالدس در ميدان جنگ:

بعد از اسلام آوردن اولین جنگ سریة «موته» بود که حضرت خالدس درآن شرکت نمودند. در این جنگها حضرت خالدس خصو صیات مختلفی از خود بروز دادند بطوری که حضرت رسول اکرمص به ایشان لقب (سیف الله) دادند.

غزوه موته در هشتم هجری جمادی الأولی رخ داد. این اولین غزوه‌ای است که حضرت خالدس بعد از اسلام آوردن در آن شرکت نمود و این غزوه با مهارت وتدابیر وتاکتیکهای جنگی ایشان به پیروزی رسید. حضرت رسول اکرمص به وسیله حارث بن عمیر نامه‌ای برای شرحبیل فرستادند درتمام قوانین دنیا (حفظ عزت و جان سفیر) الزامی است لیکن شرحبیل بنابر غرور ومستی قدرت خود حضرت حارثس را به طرز اسفناکی به شهادت رساند. هنگامی که حضرت رسول اکرمص از شهادت سفیر خودش باخبر شد خیلی ناراحت شدند، و اما از طرف دیگر مشغول سرکوبی یهود بودند، همینکه از آن طرف (سرکوب کردن یهودیان) اطمینان حاصل نمود برای قصاص گرفتن خون حضرت حارث بن عمیرس لشکر سه هزار نفری را به طرف شرحبیل در بصری روانه کردند و رهبری لشکر را به زید بن حارثهس سپردند. قبل از روانه کردن لشکر، رسول اکرمص پیشنهاد کردند که اگر زید بن حارثه شهید شد بعد از او جعفر بن ابی طالب رهبر لشکر بشوند اگر جعفرهم شهید شدند عبدالله بن رواحه رهبر لشکر باشند و بعد از شهادت او با مشورت رهبری را تعیین کنید.

حضرت رسول اکرمص تا محل ثنیه الوداع لشکر را همراهی نمود و بعد از آن برگشتند. موته سرزمین کوچکی از شام است هنگامی که لشکر اسلام به موته رسید، شرحبیل برای تحقیقی مختصر درباره لشکر اسلام برادرش سدوس را به همراه پنجاه سوار به آنجا فرستاد بعد از رسیدن کفار به این مکان، جنگ با لشکر مسلمانان آغاز شد چنانچه سدوس به هلاکت رسید هنگامی که شرحبیل از قتل برادرش سدوس با خبر شد در وجودش خوف طاری گشت و به قلعه پناه برد ازآنجا برادر دیگر خود را برای طلب کمک پیش قیصر روم به (یلغار) فرستاد، چنانچه او به همراه آن لشکر صد هزار نفری فرستاد. بعضی از تاریخ نویسان می‌گویند: «این لشکر از صد هزار نیز بیشتر بود». هنگامیکه مسلمانان از این لشکر با خبر شدند نگرانی اذهان آنها را فرا گرفت. بعضی پیشنهاد دادند که حضرت رسول اکرمص را در جریان بگذاریم تا اینکه حضرت رسول اکرمص پیشناد عقب نشینی دهند یاکمک بیشتری برای ما بفرستد. لیکن عبدالله بن رواحهس ایراد خطبه فرمودند: ای مردم، شما از شهادت نمی‌ترسید، برای همین هدف شهر خود را ترک کرده‌اید هیچ وقت مسلمانان از عِده و عُده لشکر به پیروزی نرسیده‌اند، در جنگ بدر تعداد مسلمین خیلی کم و تعداد دشمن خیلی زیاد بود سامان جنگی فقط دو اسپ همراه ما بود لیکن با وجود اینکه کفار از سامان جنگی و تجهیزات زیادی بر خوردار بودند خداوند به ما فتح و پیروزی عنایت فرمود. در این وقت ما دو حالت داریم یا پیروز می‌شویم و از مجاهدان (جنگجویان) به شمار می‌آییم یا شهادت نصیب ماست، و در نائل شدن به درجه شهادت ملاقات دوستان نصیب ما می‌شود. بطوریکه در هر صورت رضایت خداوند را به دست می‌آوریم و این هدف اساسی است. همه صحابهش سخنان عبداللهس را پذیرفتند بطوریکه مومنین و مشرکین در مقابل یکدیگر برای جنگ بزرگی صف آرائی کردند. بعد از شروع شدن جنگ حضرت زیدس که لشکر را رهبری می‌کرد به شهادت رسید و بعد از آن حضرت جعفر بن ابی طالبس پرچم اسلام را برداشت و شروع به جنگیدن کردند اسپ ایشان زخمی شد و ایشان بدون سواری به جهاد با کفار ادامه دادند ناگهان شمشیر کافری بازوی راست ایشان را قطع کرد پرچم را با دست چپ خود گرفته هنگامی که آن را هم قطع کردند پرچم را با دو وسط بازو گرفتند در این موقع کافر دیگری از قسمت کمر به ایشان حمله ور شد و ایشان را به دو نیم کرد و به شهادت نائل آمدند. بعد از آن عبدالله بن رواحهس پرچم را برداشتند و بعد از کشتن تعداد زیادی از کفار خودشان نیز به شهادت رسیدند .

روحیة مجاهدان در جنگ بطور کامل بعد از به شهادت رسیدن سرداران نامدار اسلام به ناامیدی کشده شد. همت کفار بیشتر می‌شد و بعد از به شهادت رسیدن عبدالله رواحهس وبا افتادن پرچم اسلام به زمین کفار می‌خواستند پرچم اسلام را از روی زمین بردارند که ثابت بن ارقمس پرچم را برداشتند و لشکر اسلام را که در این موقع در خوف و هراس بسر می‌بردند با این جمله مورد خطاب قرار دادند که: «يا معشر الـمسلمين اصطلحوا علي رجل منكم». ترجمه: «(ای گروه مسلمین بر رهبری شخصی خود متفق شوید من به خاطر حفظ نمودن پرچم اسلام مبارزه نموده‌ام و حق کسی را غصب نکرده‌ام».

لشکر اسلام در جواب فرمودند: «رضينا بك» ترجمه: «ما به رهبری تو راضی هستیم» ثابت بن ارقمس در جواب فرمودند: «ما أنا بفاعل فاصطلحوا علی خالد بن وليد» «من صلاحیت این کار را ندارم شما به رهبری خالد موافقت کنید».

در حالیکه مسلمانان بر این امر اتفاق کردند حضرت خالدس را به عنوان رهبر لشکر قبول کردند. حضرت خالدس پرچم را از حضرت ثابتس تحویل گرفته گفتند: ای ثابت! شما از نظر سن از من بزرگتر هستید و از اصحاب بدر می‌باشید. حضرت ثابت بن ارقمس فرمود: همه قبول، اما مردانگی و دلیری و مهارت در تاکتیکهای جنگی از فضائل شما است بهر حال من پرچم را به خاطرتحویل دادن به شما برداشتم. بعد از برداشتن پرچم، خالد رهبر سپاه اسلام شدند ولی مسلمانان که خوف زده شده بودند پا به فرار گذاشتند. بعد از مشاهده این منظره با اشاره حضرت خالدس قطیبه بن عامر شروع به صدا زدن نمودند: «ای مسلمانان، من از شما می‌پرسم که شما از ترس موت به کجا فرار می‌کنید چونکه موت هر کجا شما را در می‌یابد. پس چرا در میدان جهاد همانند مردان نمی‌روید کمی فکر کنید جهاد کردن در راه خدا و به درجه شهادت نائل شدن بهتر است، یا مثل افراد بزدل و نامرد فرار کردن و از پشت سر تیر خوردن و جان دادن و مردن به ذلت و خواری، بلکه هر کس که در دنیا از ترس موت فرار کند به عنوان شخصی نامرد و ترسو و ذلیل به شمار می‌رود. موفقیت بزرگ برای مومن این است که با قدرت و مردانگی مقابله نموده و با زخم سینه به ملاقات معبود حقیقی خود بشتابد. آیا شما نمی‌دانید که فرار هم کنید نه تنها بزدل و ترسو لقب داده می‌شوید بلکه هیچ یک کفار شما را با رسیدن به خانه امان نمی‌دهند و شما همانند بزدلان خواهید مرد، لذا بهتر است با مقابله کردن با آنها یا پیروز شوید یا شهادت نصیبتان گردد که این است مردانگی».

بعد از شنیدن این خطبه همه مسلمانان جمع شدند حضرت خالدس لشکر را منظم فرموده و از پیشروی بسوی دشمن جلوگیری نمود کارزار جنگ به همین منوال ادامه داشت که وقت غروب آفتاب فرا رسید و هر دو سپاه به جایگاه اولیه‌شان بازگشتند. هنگام صبح قبل از شروع جنگ حضرت خالدس لشکری را که روز قبل در سمت راست می‌جنگیدند در طرف چپ قرار داد و لشکر چپ را به سمت راست آورد. کفاریکه روز قبل لشکر را دیده بودند گمان کردند که شاید برای مسلمانان دیشب کمک رسیده به همین علت بود که کفار به خوف و هراس افتادند و نتوانستند مقابله کنند لذا پا به فرار گذاشتند. خداوند حضرت خالدس را منصور و پیروز گردانید و لشکر کفار شکست خورد. دلیری و تاکتیک و تدبیر و اندیشه جنگی که خالدس در جنگ موته بکار برد در تاریخ نمونه ندارد، کجا امکان داشت که لشکر سه هزار نفری در مقابل لشکر صد هزار نفری پیروز شود، اما حسن تدبیر حضرت خالدس باعث شد که اقلیت بر اکثریت پیروز گردد. ﴿كَم مِّن فِئَةٖ قَلِيلَةٍ غَلَبَتۡ فِئَةٗ كَثِيرَةَۢ بِإِذۡنِ ٱللَّهِ [البقرة: ۲۴۹]. یعنی: «چه بسا گروهى اندک که به حکم [و اراده‏] الهى بر گروهى بسیار پیروز شده است».

مطابق با روایتی معتبر در جنگ موته بدست مبارک حضرت خالد بن ولید نه شمشیر شکسته شد و بعد از فارغ شدن از جنگ موته حضرت خالدس بطرف مدینه حرکت کردند. در میان راه قلعه‌ای وجود داشت که هنگام گذشتن لشکر اسلام از آنجا برایشان مزاحمت ایجاد می‌کرد. حضرت خالدس این قلعه را فتح نمود و در زیر پرچم اسلام در آورد و این امر باعث ملقب شدن به صفت «سیف الله» شدند.