بیماری سلمان س

بعد از آن که سلمان س با تحمّل رنج و مشقت فراوان به هدف خود رسید و حقیقت را آگاهانه شناخت و با ایمان به خدای یکتا و پیروی کامل از فرستاده‌ی بر حق او توانست در نشر حقّ و خدمت به خلق گام مهمّی بردارد، هنگام کوچ و رحلت او به دیار باقی فرا رسید.

وی در روزهای آخر عمر با برکتش به شکم درد سختی مبتلا شد. هر کدام از دوستان و آشنایان برای دیدار و احوال‌پرسی به خدمت ایشان مشرّف می‌شدند. روزی که سعدبن ابی وقاص به عیادت سلمان رفت، وی گریه می‌کرد.

سعد به او گفت: ای اباعبدالله! چرا گریه می‌کنی؟ حضرت رسول‌اکرمص در حالی رحلت فرمودند، که از تو خشنود بودند. اگر چنانچه بمیری فردای قیامت بر حوض کوثر، آن حضرت را ملاقات خواهی کرد.

سلمان س گفت: من از ترس مرگ، یا از حرص دنیا گریه نمی‌کنم بلکه از این می‌ترسم که رسول‌الله ص از ما پیمان گرفته بود که اموال دنیا و وسایل زندگی را جمع نکنیم مگر به مقدار توشه‌‌ی یک مسافر؛ در حالی که این همه وسایل در منزل من وجود دارد.

سعد می‌گوید: من با دقت به منزل او نگریستم امّا جز یک تشت و قابلمه و آفتابه، چیز دیگری ندیدم.

سعد می‌گوید: از او خواستم تا مرا نصیحت کند.

سلمان گفت: هرگاه تصمیمی گرفتی یا کاری را انجام دادی یا چیزی را تقسیم کردی، خدا را به یاد داشته باش؛ زیرا اگر او را به یاد داشته باشی، حتماً مطابق فرمان و رضایت او اقدام خواهی کرد و از گناه و معصیت پرهیز می‌کنی.