حضرت صهیب رومی

او را به اندازه‌ای کتک زدند که حواسش مختل گشت. وقتی که زمان هجرت او فرا رسید، کفّار گفتند: همة اسباب و اموال خود را در مکه بگذار تا اجازة رفتن بدهیم. و ایشان پذیرفت.