بابُ الصَّدَاقِ: باب مهریه

۳۱۲-«عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ س أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ج أَعْتَقَ صَفِيَّةَ، وَجَعَلَ عِتْقَهَا صَدَاقَهَا».

واژه‌ها:

أعتق: آزاد کرد.

مفهوم حدیث: «انس بن مالک س می‌فرماید: رسول الله ج صفیه را آزاد نمود و آزادیش را مهریه اش قرار داد».

۳۱۳-«عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ السَّاعِدِيِّ س أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ج جَاءَتْهُ امْرَأَةٌ فَقَالَتْ: إنِّي وَهَبْتُ نَفْسِي لَكَ، فَقَامَتْ طَوِيلاً، فَقَالَ رَجُلٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، زَوِّجْنِيهَا إنْ لَمْ يَكُنْ لَكَ بِهَا حَاجَةٌ، فَقَالَ: هَلْ عِنْدَكَ مِنْ شَيْءٍ تُصْدِقُهَا؟ فَقَالَ: مَا عِنْدِي إلا إزَارِي هَذَا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ج: إنْ أَعْطَيْتَهَا إزَارَكَ جَلَسْتَ وَلا إزَارَ لَكَ، فَالْتَمِسْ غَيْرَ هَذَا، قَالَ: مَا أَجِد، قَالَ: فالْتَمِسْ وَلَوْ خَاتَماً مِنْ حَدِيد، فَالْتَمَسَ فَلَمْ يَجِدْ شَيْئاً، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ج: هَلْ مَعَكَ شَيْءٌ مِنْ الْقُرْآنِ؟ قَالَ: نَعَمْ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ج: زَوَّجْتُكَهَا بِمَا مَعَك مِنْ الْقُرْآنِ».

واژه‌ها:

وَهَبْتُ: بخشیدم.

فَقَامَتْ طَوِيلاً: مدتی طولانی ایستاد.

زَوِّجْنِيهَا: او را به ازدواج من در آور.

الحَاجَة: نیاز.

تُصْدِقُهَا: به عنوان مهریه به او می‌دهی.

الإزَار: پارچه‌ای که با آن به عنوان لنگ قسمت پایین بدن را می‌پوشاندند.

الْتَمِسْ: بگرد، جستجو کن.

الخَاتَم: انگشتر.

الحَدِيد: آهن.

مفهوم حدیث: «سهل بن سعد الساعدی س می‌فرماید: زنی نزد رسول الله ج آمد و گفت: من خودم را به تو بخشیدم، آن زن مدتی طولانی ایستاد، آنگاه یکی گفت: یا رسول الله اگر نیازی به او نداری او را به ازدواج من در آور، فرمود: آیا چیزی داری که به عنوان مهریه به او بدهی؟ آن مرد گفت: به جز این ازار چیز دیگری ندارم، فرمود: اگر ازارت را به او بدهی بدون ازار خواهی ماند، چیز دیگری را جستجو کن، گفت: چیز دیگری ندارم، فرمود: جستجو کن حتی اگر یک انگشتر از آهن باشد، آن مرد به جستجو پرداخت ولی چیزی نیافت، سپس رسول الله ج به او فرمود: آیا چیزی از قرآن آموخته ای؟ گفت: بله، رسول الله ج فرمودند: او را با آن مقداری از قرآن که همراه تو هست به ازدواجت در می‌آورم».

۳۱۴-«عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ س أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ج رَأَى عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ عَوْفٍ وَعَلَيْهِ رَدْعُزَعْفَرَانٍ. فَقَالَ النَّبِيُّ ج: مَهْيَمْ؟ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ تَزَوَّجْتُ امْرَأَةً، فَقَالَ: مَا أَصْدَقْتَهَا؟ قَالَ: وَزْنَ نَوَاةٍ مِنْ ذَهَبٍ، قَالَ رَسُولُ اللهِ ج: بَارَكَ اللَّهُ لَكَ، أَوْلِمْ وَلَوْ بِشَاةٍ».

واژه‌ها:

رَدْعُ زَعْفَرَانٍ: اثر زعفران، گذشته به عنوان زینت از زعفران استفاده می‌کردند.

مَهْيَمْ: تو را چه شده است؟

النَوَاة: واحد وزن است برابر با ۵ درهم، و هر درهم برابر با ۹۷۵/۲ گرم طلا می‌باشد، بنابراین یک نواه برابر با ۸۷۵/۱۴ گرم طلا می‌باشد.

أَوْلِمْ: ولیمه بده. در زبان عربی به غذایی که به مناسبت عروسی داده می‌شود ولیمه می‌گویند.

الشَاة: گوسفند.

مفهوم حدیث: «انس بن مالک س می‌فرماید: رسول الله ج عبد الرحمن بن عوف س را دید که بر او آثار زعفران دیده می‌شد، پیامبر ج به او فرمود: چه خبر است؟ گفت: یا رسول الله با زنی ازدواج کرده ام، فرمود: به او چه مهریه داده ای؟ گفت: اندازۀ یک نواه طلا، رسول الله ج فرمود: خداوند به تو برکت بدهد، ولیمه بده حتی اگر یک گوسفند باشد».