قسمت آخر

برادر مسلمانم: بعد از این بررسی کوتاه که در راستای شناخت عقیده شیعه امامیه انجام شده؛ بدان که در میان ما و فرقه های مخالف قرآن و سنّت ملاقات و دیدار جز بر اساس اصول و قواعد شرعی جایز نیست که در این آیه منصوص است؛ آنجا که خداوند متعال فرموده:

﴿قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ تَعَالَوۡاْ إِلَىٰ كَلِمَةٖ سَوَآءِۢ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمۡ أَلَّا نَعۡبُدَ إِلَّا ٱللَّهَ وَلَا نُشۡرِكَ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَتَّخِذَ بَعۡضُنَا بَعۡضًا أَرۡبَابٗا مِّن دُونِ ٱللَّهِۚ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُولُواْ ٱشۡهَدُواْ بِأَنَّا مُسۡلِمُونَ٦٤[آل عمران: ۶۴].

یعنی: «بگو : ای اهل کتاب ! بیائید به سوی سخن دادگرانه‌ای که میان ما و شما مشترک است (و همه آن را بر زبان می‌رانیم، بیائید بدان عمل کنیم، و آن این) که جز خداوند یگانه را نپرستیم، و چیزی را شریک او نکنیم، و برخی از ما برخی دیگر را، به جای خداوند یگانه، به خدائی نپذیرد. پس هرگاه (از این دعوت) سر بر تابند، بگوئید: گواه باشید که ما منقاد (اوامر و نواهی خدا) هستیم».

و این اصول عبارتند از: پایبندی به توحید و پرهیز از شرک ورزیدن به خدا و اطاعت از خداوند متعال در حکم و تشریع، و پیروی از خاتم پیامبران محمّدص.

بنابراین باید این آیه شعار هر مجادله و گفتگویی باشد که بین مسلمین و اهل کتاب، و بین اهل سنّت و دیگر فرقه‌های منتسب به اسلام انجام می شود، و هر تلاشی جهت محقق کردن غیر از این اصول صورت گیرد باطل است ... باطل است ... باطل است [۸۳۳].

شیعیان امروز ادعا می کنند با مسلمانان اختلافی ندارند و از مسلمین می خواهند که به کتاب‌های آن‌ها مراجعه کنند. چگونه مسلمین می توانند به کتاب‌های شیعه اعتماد کنند و از آن‌ها استفاده نمایند، حال آنکه در این کتاب‌ها روایات متعدّدی وجود دارد که کتاب خدا را ناقص و تحریف قلمداد می کنند، و به آن طعنه می زنند و می‌گویند: «کتاب خدا ناقص و تحریف شده است!. چگونه ما و شیعه می توانیم بر محور کتاب خدا جمع شویم در حالی که آن‌ها تفسیرهای انحرافی و باطنی از قرآن ارائه می‌دهند، و سپس چگونه مسلمین می‌توانند ادعاهای شیعه را باور کنند که می گویند: بعد از قرآن کتاب‌های آسمانی و الهی بر ائمه ایشان نازل شده است. چگونه ما می‌توانیم با شیعه بر محور سنّت جمع شویم که آن‌ها ادعا می کنند گفته‌های ائمه ایشان همچون کلام خدا و پیامبرش می باشد، و می-گویند: پیامبرص بخشی از شریعت را پنهان کرده و آن را به ائمه سپرده است، و به حکایات سند و امضاء و رقعه ها ایمان دارند و دین‌شان را بر اساس آن بنا می-کنند، و روایات دروغگویان و فریبکاران را می پذیرند، و به بهترین و برگزیده ترین انسان‌ها بعد از پیامبران طعنه می زنند، و همسر بزرگوار رسول ربّ العالمین را به زنا متهم کرده و بر ایشان طعنه می-زنند.

چگونه ما وشیعه به هم نزدیک می شویم در حالی که آن‌ها اجماع را قبول ندارند و عمداً با مسلمین مخالفت می ورزند، چون معتقدند که مخالفت با مسلمین راه درست و هدایت است. چگونه ما و شیعه می توانیم متحد شویم و حال آنکه آن‌ها همه مسلمین و در رأس آنان صحابه رسول خداص خصوصاً سه خلفه ی راشد و همسران پیامبرص را کافر می دانند [۸۳۴].

چگونه می توانیم به شیعه نزدیک شویم و با آن‌ها متحد شویم، حال آنکه می گویند: «خدا و پیامبر و امام ما با خدا و پیامبر و امام اهل سنّت یکی نیست، و می گویند: خدای اهل سنّت کسی است که محمّد پیامبر او می باشد، و ابوبکر خلیفه پیامبرش است، و ما چنین خدا و پیامبری را قبول نداریم، بلکه می گوییم: «خدایی که خلیفه ی پیامبرش ابوبکر است؛ خدای ما نیست، و آن پیامبر هم پیامبر ما نیست» [۸۳۵].

[۸۳۳. - ن ک الابطال للنظریه الخلد بین دین الاسلام و غیره من الادیان عتر شیخ بکر ابوزید شفا الله تعالی، ص ۲٩ . [۸۳۴] مسألة التقریب بین اهل سنت و الشیعه ناصر قفاری ج ۱ / ۳٧۵ – ۳٩۰ با اندکی تصرف . [۸۳۵] الانوار النعمانیه ج ۲ / ۲٧۸ – ۲٧٩ .