طعنه و ناسزاگویی اهل بیت از سوی شیعه

س ۱۵۰– آیا اهل بیت از ناسزاگویی و طعنه زدن علمای شیعه در امان مانده‌اند، لطفا مثال بیاورید؟

ج- خیر، بلکه علمای شیعه همه اهل بیت را جز علی بن ابی طالبس مرتد شمرده‌اند!! از ابی جعفرس روایت کرده اند که گفته است: «وقتی پیامبرص وفات یافت همه مردم به جاهلیت برگشتند جز علی و مقداد و سلمان و ابوذر ...» [٧۵۲].

و گفتند: علیس در مورد پذیرفتن اسلام تردید داشت و از رسول خداص درخواست مهلت کرد و گفته: «این دین مخالف دین پدرم است، در مورد آن می‌اندیشم» [٧۵۳].

و در بعضی از کتاب‌هایشان [٧۵۴] آمده است که سفیان بن لیلی حسن بن علیس را مذل المؤمنین نامید، چون حسن خلافت را به معاویه واگذار کرده بود.

و شیعیان حسین علیه او شوریدند و خیمه و کالاهای او را چپاول کردند، و ابن بشیر اسدی به پهلوی او خنجر زد!! و او را در حالی که زخمی بود به مداین آوردند [٧۵۵].

و در مورد جعفر بن علی گفته اند: «جعفر فاسق آشکار و شراب‌خوار است، و فرومایه‌ترین مردی است که او را دیده‌ام، حرمت و ارزش خویش را حفظ نکرده، و خود را حفظ نمی کند و سبک و بی ارزش و....است» [٧۵۶].

و محدث معروف شیعه زرارة – خداوند رسوایش کند- به ریش ابوعبدالله می‌گوزید!! [٧۵٧]، و گفت در مورد تشهّد سؤال کردم، گفت: «أشهدُ أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له،وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله» گفتم: التحیات والصلوات. گفت: التحیات و الصّلوات. وقتی بیرون رفتم گفتم: فرداد اگر با او دیدادر کردم ازاو سؤال می کنم. فردا از او در مورد تشهّد سؤال کردم، دوباره همان پاسخ قبلی را داد، گفتم: التحیات والصلوات. گفت: التحیات و الصّلوات. به خود گفتم: فردا دوباره از او سؤال می کنم، بعد سؤال کردم. در روز سوّم به ریشش گوریدم، و گفتم: هرگز رستگار نمی شود! [٧۵۸].

ای بزرگان شیعه ایا این معقول و پذیرفتنی است، آیا شرم و حیا نمی-کنید؟!

و در مورد این آیه گفته‌اند در مورد عبّاس عموی رسولص نازل شده که می‌فرماید:

﴿يَدۡعُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُۥ وَمَا لَا يَنفَعُهُۥۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلضَّلَٰلُ ٱلۡبَعِيدُ١٢[الحج: ۱۲] [٧۵٩].

یعنی: «آنان جز خدا چیزهائی را به فریاد می‌خوانند و می‌پرستند که نه زیانی می‌توانند بدیشان برسانند و نه سودی را. این، سرگشتگی فراوان، و گمراهی بسیار دور (از حق و حقیقت) است».

و کلینی حکم کفر را در مورد عبدالله بن عباسب صادر کرده است [٧۶۰].

و رهبران شیعه در مورد پسر امامشان رضا÷ شک کرده اند که آیا پسر او است یا نه، و زنش را به زنا متهم کرده‌اند، و تا قیافه شناسان را نیاوردند و در مورد حلال زاده بودنش حکم نکردند قانع نشده اند، بعد از آن امامشان رضا را تصدیق کرده‌اند! [٧۶۱].

و کلینی در کتاب فروع روایت کرده که فاطمه راضی به ازدواج با علیس نبود و گفت: سوگند به خدا به شدّت محزونم، و فقر و مستمندی ام شدّت یافت و بیماری ام طولانی گردیده است [٧۶۲].

[٧۵۲] تفسیر عیاشی ۱ / ۱٩٩، البرهان ۱ / ۳۱٩، تفسیر صافی ۱ / ۳۰۵، بحار الانوار ۲۲ / ۳۳۳ . [٧۵۳] سعد السعود ابن طاوس علی بن طاوس حسینی ت۶۶۴ ص۲۱۶. [٧۵۴] الاختصاص مفید، ص ۸۲، بحار الانوار ۱۰ / ۱۰۵ و ٧۰ / ۲۸۶ . [٧۵۵] رجال کشی، ص ۱۱۳ . [٧۵۶] اصول کافی ۱ / ۵۰۴ . [٧۵٧] رجال کشی، ص ۱۴۲ . [٧۵۸] رجال الکشی ج۲/۱۴۴ رقم ۶۳ ح۵۸ (زرارة بن أعین) . [٧۵٩] رجال کشی، ۵۲ – ۵۳ . [٧۶۰] اصول کافی ۱ / ۲۴٧ . [٧۶۱] اصول کافی ۱ / ۳۲۲ . [٧۶۲] کشف النعمة فی معرفة الائمه اربلی ۱ / ۱۴٩ – ۱۵۰ .