بداء مورد اتفاق همه علمای شیعه است

و اتفاق کرده‌اند که خداوند را به بداء (متوجه شدن ناگهانی) توصیف کنند [۶۵۸].

و به امام ابی الحسن نسبت داده اند که گفته است: «در مورد ابی جعفر برای خداوند چیزی آشکار گردید که آن را نمی دانست»!! [۶۵٩].

توضیح:

ای علمای شیعه!

﴿مَّا لَكُمۡ لَا تَرۡجُونَ لِلَّهِ وَقَارٗا١٣ وَقَدۡ خَلَقَكُمۡ أَطۡوَارًا١٤ أَلَمۡ تَرَوۡاْ كَيۡفَ خَلَقَ ٱللَّهُ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗا١٥ وَجَعَلَ ٱلۡقَمَرَ فِيهِنَّ نُورٗا وَجَعَلَ ٱلشَّمۡسَ سِرَاجٗا١٦ وَٱللَّهُ أَنۢبَتَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ نَبَاتٗا١٧ ثُمَّ يُعِيدُكُمۡ فِيهَا وَيُخۡرِجُكُمۡ إِخۡرَاجٗا١٨ وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ بِسَاطٗا١٩ لِّتَسۡلُكُواْ مِنۡهَا سُبُلٗا فِجَاجٗا٢٠[نوح: ۱۳-۲۰].

یعنی: «شما را چه می‌شود که برای خدا عظمت و شکوهی قائل نیستید؟ در حالی که خدا شما را در مراحل مختلف خلقت به گونه‌های گوناگونی آفریده است، مگر نمی‌بینید که خداوند چگونه هفت آسمان را یکی بالای دیگر آفریده است‌ ؟ و ماه را در میان آن‌ها تابان، و خورشید را چراغ (درخشان) کرده است‌ ؟ خدا است که شما را از زمین به گونه شگفتی آفریده است . سپس شما را به همان زمین بر می‌گرداند، و بعد شما را به گونه شگفتی (زنده می‌گرداند و) از زمین بیرون می‌آورد . خداوند زمین را برای شما گسترده و فراخ کرده است . تا از جاده‌های وسیع آن بگذرید».

﴿وَمَا قَدَرُواْ ٱللَّهَ حَقَّ قَدۡرِهِۦ وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٦٧[الزمر: ۶٧].

یعنی: «آنان آن گونه که شایسته است خدا را نشناخته‌اند (این است که تو را به شرک می‌خوانند. خدا آن کسی است که) در روز قیامت سراسر کره زمین یکباره در مشت او قرار دارد و آسمان‌ها با دست راست او در هم پیچیده می‌شود . خدا پاک و منزّه از شرک آنان (و دورِ دور از انبازهای ایشان و فراتر از اندیشه انسان) است».

این عقیده شما که می گویید: با هیچ عبادتی همچون بداء پرستش نشده ...مستلزم آن است که خداوند را به جهالت و نادانی (پناه بر خدا از کفر) توصیف می کنید، و شما علمای شیعه در مورد ائمه به دروغ روایت ساخته‌اید که ابا عبدالله گفته: امام هرگاه بخواهد چیزی را بداند می داند [۶۶۰]!!.

[۶۵۸] اوائل المقالات مفید، ص۴۶ و ۵۱ . [۶۵٩] اوائل المقالات مفید، ص ۴۶ و ۵۱ . [۶۶۰] اصول کافی کتاب الحجة ۱ / ۲۵۸ .