حکم کسی که تقیه نکند

س ۱۲۸- حکم تقیه نکردن نزد علمای مذهب شیعه چیست؟

ج *- علمای شیعه معتقدند کسی که تقیه نکند، مانند کسی است که نماز نمی‌خواند. از صادق÷ روایت کرده‌اند: «اگر بگویم ترک کننده تقیه مانند ترک کننده نماز است درست گفته‌ام» [۶۱٧].

*- سپس به غلو و اغراقگویی پرداخته و گفته اند: واقعاً ترک تقیه از گناهان هلاک کننده است که انسان را به قعر دوزخ می اندازد، و ترک تقیه برابر با انکار نبوّت و کفر ورزیدن به خداوند است» [۶۱۸].

*- سپس از این غلو هم فراتر رفته و گفتند: «نُه دهم دین تقیه است، و کسی که تقیه نکند دین ندارد» [۶۱٩].

*-سپس به این غلو هم افزودند و گفتند: «ترک تقیه گناهی است که نابخشودنی» [۶۲۰]، و روایت کرده اند که علی بن حسین÷ گفت: «خداوند همه گناهان مؤمن را می آمرزد و او را در دنیا و آخرت پاک می کند جز از دو گناه: ترک تقیه و ضایع کردن حقوق برادران» [۶۲۱].

و کلینی روایت کرده که ابا عبدالله گفت: «ای سلیمان شما بر دینی هستید که هر کس آن را پنهان کند خداوند به او عزّت می دهد، و هرکس آن را فاش کند و پنهان نکند خداوند او را خوار می-گرداند» [۶۲۲].

*- و در نهایت می گویند: «ترک کننده تقیه کافر است» [۶۲۳].

توضیح:

از سفیان سمط روایت است که گفت: «به ابا عبدالله÷ گفتم: فدایت شوم مردی از جانب شما می آید و حدیثی را از شما نفل می کند که برای ما نفرت برانگیزاست! ابوعبدالله گفت: «اگر موقع شب گفت روز است، و موقع روز گفت شب است نگویید دروغ گفت، چون اگر آن را به من نسبت دهد تو در واقع مرا تکذیب کرده ای» [۶۲۴].

این نصوص و بسیاری دیگر دلالت می کنند بر اینکه در میان شیعه کسانی بودند که از برخی روایات بزرگان شیعه نفرت داشته اند، ولی کورکورانه ملزم به ایمان داشتن به آن بوده اند.

و از جابر روایت کرده اند که گفت: «ابوجعفر گفت: رسول خداص فرمود: حدیث آل محمّد سخت است و مشکل و دشوار دیده می شود و جز فرشته مقرّب، یا نبی فرستاده شده، یا بنده ای که خداوند قلبش را با ایمان بیازماید به آن ایمان نمی آورد، پس هر حدیثی از آل محمّد بر شما وارد شد و قلب شما بدان متمایل شد و آن را معروف و شناخته شده تلقی کردید؛ آن را قبول کنید، و آنچه قلب شما از آن گرفته و بیزار گردید و آن را منکَر و ناشناخته تلقی کردید؛ آن را به خدا و پیامبر و عالم آل محمّد برگردانید، انسان گمراه و هلاک شده کسی است که حدیثی را برایش بخوانند که آن را تحمّل نکند می گوید: به خدا سوگند چنین نیست، چنین نیست، که انکار کردن آن همان کفر است» [۶۲۵].

[۶۱٧] من لایحضره الفقیه ۲ / ۸۰، جامع الاخبار، ص ۱۱۰، ابن بابویه قمی، وسائل الشیعه ٧ / ٩۴، السرائر ابن ادریس حلی، ص ۴٧٩، بحار الانوار ٧۵- ۴۱۲- ۴۱۴ . [۶۱۸] المکاسب المحرمة خمینی ۲ / ۱۶۲ . [۶۱٩] اصول کافی ۲ / ۲۱٧، وسائل الشیعه حر عاملی ۱۱ / ۴۶۰، بحارالانوار ٧۵ / ۴۲۳ . [۶۲۰] ن ک تفسیر حسن عسکری، ص ۱۳۰، وسائل الشیعه ۱۱ / ۴٧۴، بحارالانوار ٧۵ / ۴۱۵ . [۶۲۱] تفسیر الحسن العسکری ص۳۲۱ ح۱۶۶ (في وجوب الاهتمام بالتقية وقضاء حقوق المؤمنين) وسائل الشیعة ج۱۶/۲۲۳ ح۶ (باب وجوب الإعتناء والاهتمام بالتقية وقضاء حقوق الإخوان المؤمنين) [۶۲۲] اصول کافی ۱/ ۲۲۲ و ۲ / ۲۲۲، وسائل الشیعه ۱ / ۲۳۵، بحار الانوار ٧۲ / ٧۲، المحاسن ۱ / ۲٧۵ . [۶۲۳] الاعتقادات ابن بابویه، ص ۱۱۴ – ۱۱۵، ن ک اصول کافی ۲ / ۲۲۰ . [۶۲۴] اللوامع النورانیة ص۵۴٩-۵۵۰، بحار الأنوار ج۲/۲۱۱-۲۱۲ ح۱۴. [۶۲۵] بصائر الدرجات الکبرى ص۴۱ ح۱ أصول الکافی ج۱/۳۰۲ واللفظ له (كتاب الحجة ح۱ باب ما جاء في أن حديثهم صعب مستصعب)، الخرائج والجرائح ج۲/٧٩۲ ح۱ (الباب السادس عشر : في نوادر المعجزات)، بحار الأنوار ج۲/۱۸٩ ح۲۱.