بدعت در عبادت

س٧۰- آیا علمای شیعه شعایر و اعمالی را در دین ابداع کرده اند به ادعای اینکه دارای اجر و پاداش باشند بدون اینکه در مورد آن‌ها رهنمودی از خدا ورسولش داشته باشند، لطفا چند نمونه در آن مورد ذکر کنید؟.

ج- بله، بعنوان مثال لعن و نفرین ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه و عائشه و حفصه رضی الله عنهنّ را بعد از نمازهای واجب برترین عبادت می دانند! [۲۸۴].

همچنین بر سر و صورت زدن و پاره کردن یقه لباس و پیراهن را به نام عزاداری برای حسین عبادات بزرگ می دانند [۲۸۵].

آل کاشف الغطا را در مورد مراسم عاشوراء و نمایش واقعه کربلا و کشته شدن حسین و آنچه بر سر او و خانواده‌اش آمده و گریه و زاری و فریاد و واویلا و زدن بر سر و سینه و تکرار فریاد یا حسین یا حسین.. پرسیدند؟.

آیت شیعه در پاسخ گفت:

﴿ذَٰلِكَۖ وَمَن يُعَظِّمۡ شَعَٰٓئِرَ ٱللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقۡوَى ٱلۡقُلُوبِ٣٢[الحج: ۳۲].

یعنی: «(مطلب) چنین است (که گفته شد)، و هر کس مراسم و برنامه‌های الهی را بزرگ دارد (و از جمله مناسک حجّ را گرامی‌شمارد )، بی‌گمان بزرگداشت آن‌ها نشانه پرهیزگاری دلها (و خوف و هراس از خدا) است».

تردیدی نیست که دسته‌های عزاداری و به نمایش گذاشتن آن فاجعه دردناک از بزرگترین شعائر و آیین‌های فرقه جعفریه است [۲۸۶].

و روایت کرده‌اند که ائمه ایشان رفتن شیعیان‌شان را به بهشت تضمین کرده‌اند، کلینی از ابوبصیر روایت کرده که ابا عبدالله/ (حاشا از او) گفت: «هرگاه به کوفه برگشتی مردی نزد تو خواهد آمد، به او بگو جعفر بن محمّد به تو می گوید: آنچه تو بر آن قرار داری رها کن، من به جای خدا بهشت را برایت تضمین می کنم». وقتی آن مرد در بستر مرگ قرار گرفت ابو بصیر را فراخواند و گفت: «ای ابوبصیر دوستت به ما وفادار بود، سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد، وقتی که به حج رفتم نزد اباعبدالله رفتم و اجازه ورود خواستم، وقتی وارد خانه شدم؛ هنوز هر دو پایم را وارد منزلش نکرده بودم گفت: ای ابوبصیر به وعده‌ی دوستت وفا کردیم (او را به بهشت فرستادیم)» [۲۸٧].

همچنین کشی از عبدالرحمن بن حجاج روایت کرده که گفت: «به ابی الحسن گفتم: علی بن یقطین نامه ای را برایت فرستاده و از تو درخواست دعا کرده، گفت: در مورد آخرت برایش دعا کنم؟ گفتم: بله. می گوید: آنگاه دستش را روی سینه اش گذاشت و گفت: علی بن یقطین را ضمانت کنم که آتش دوزخ به او نرسد» [۲۸۸].

توضیح:

چگونه به جای خدا قسم یاد می کنند، گویا گنجینه های رحمت الهی؛ و کلید همه چیز را در دست آن‌هاست، و آن‌ها سند عفو و محرومیّت را صادر می کنند، آیا آن‌ها در تدبیر هستی شریک خدا هستند:

﴿أَطَّلَعَ ٱلۡغَيۡبَ أَمِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحۡمَٰنِ عَهۡدٗا٧٨ كَلَّاۚ سَنَكۡتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُۥ مِنَ ٱلۡعَذَابِ مَدّٗا٧٩ وَنَرِثُهُۥ مَا يَقُولُ وَيَأۡتِينَا فَرۡدٗا٨٠ وَٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَةٗ لِّيَكُونُواْ لَهُمۡ عِزّٗا٨١ كَلَّاۚ سَيَكۡفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمۡ وَيَكُونُونَ عَلَيۡهِمۡ ضِدًّا٨٢[مريم: ٧۸-۸۲].

یعنی: «آیا او از (اَسرار) غیب آگاه شده است؟ و یا (این که در این زمینه) از پیشگاه خدای مهربان عهد و پیمانی گرفته است‌ ؟ چنین نیست که او می‌گوید. ما آنچه را که می‌گوید (علیه او) می‌نویسیم، و عذاب را بر او مستمرّ و پیاپی خواهیم داشت. و از او به ارث می‌بریم آنچه را که از آن دم می‌زند (که وجود مال و ولد است، و روز قیامت) تک و تنها پیش ما خواهد آمد. نه چنین است (که می‌اندیشند. روز قیامت) معبودهایی را که می‌پرستند، عبادت ایشان را انکار خواهند کرد، و دشمن آنان خواهند شد».

[۲۸۴] فروع الکافی ج۳/۲۲۴ (کتاب الصلاة ح۱۰ باب التعقیب بعد الصلاة والدعاء )، وسائل الشیعة ج۶/۴۶۲ ح۱ (باب استحباب لعن أعداء الدین عقیب الصلاة بأسمائهم) [۲۸۵] ـ عقائد الامامیه مبحث الکواکب الحسینیه، ج ۱ / ۲٩۸ و دایرة المعرف الاسلامیه الشیعه حسین امین ، ج ۲۱ / ۲۰۲. [۲۸۶] ـ الآیات البینات ، ص ۵ غطا. [۲۸٧] أصول الکافی ج۱/۳۶۱-۳۶۲ ح۵ (کتاب الحجة ح۵ باب مولد أبی عبد الله جعفر بن محمد÷). [۲۸۸] ـ رجال کشی، ص ۴۳۱ – ۴۳۲ و ص ۴۴٧ – ۴۴۸ و ۴۸۴، ن ک الکافی، ج ۱ / ۴٧۴ – ۴٧۵.