شب معراج

س ۴٩ – از دیدگاه علمای شیعه خداوند در شب معراج چگونه پیامبرص را مورد خطاب قرار داد؟

ج – (می گویند:) خداوند با زبان امیرمؤمنان علی بن ابی طالبس با پیامبرص سخن گفت [۲۳۲].

توضیح:

خداوند متعال در مورد خود فرموده:

﴿فَاطِرُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ جَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ أَزۡوَٰجٗا يَذۡرَؤُكُمۡ فِيهِۚ لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ١١[الشورى: ۱۱].

یعنی: «او آفریننده آسمان‌ها و زمین است . او شما را به صورت مرد و زن، و چهارپایان را به شکل نر و ماده درآورده است و بدین وسیله بر آفرینش شما می‌افزاید. هیچ چیزی همانند خدا نیست و او شنوا و بینا است».

س۵۰- آیا علمای شیعه بین خداوند و بین ائمه فرق می‌گذارند؟

ج – خیر، علمای شیعه گفته اند: «ائمه دارای حالتی روحانی برزخی اوّلی هستند که در آن حالت صفات ربوبیّت و خدایی بر آن‌ها جاری است، و در دعا به همین اشاره شده که گفت: (خدایا) میان تو و آن‌ها (ائمه) فرقی نیست جز اینکه آن‌ها بندگان مخلص تو هستند»! [۲۳۳].

توضیح:

خداوند متعال می فرماید:

﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَمۡلِكُ لَهُمۡ رِزۡقٗا مِّنَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَسۡتَطِيعُونَ٧٣ فَلَا تَضۡرِبُواْ لِلَّهِ ٱلۡأَمۡثَالَۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ٧٤[النحل: ٧۳-٧۴].

یعنی: «و چیزهائی را بجز خدا می‌پرستند که مالک کمترین رزقی در آسمان‌ها و زمین برای آنان نیستند و (در آینده هم) نمی‌توانند. پس برای خدا شبیه و نظیر قرار مدهید (و با قیاس‌های تباه و تشبیهات ناروا، پرستش بتان را توجیه و تعبیر نکنید). بی‌گمان خداوند (اعمال شما را) می‌داند و شما (سرنوشت کردار بدتان را) نمی‌دانید».

همچنین خداوند در توصیف ذات اقدس خود فرمود:

﴿فَاطِرُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ جَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ أَزۡوَٰجٗا يَذۡرَؤُكُمۡ فِيهِۚ لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ١١[الشورى: ۱۱].

یعنی: «او آفریننده آسمان‌ها و زمین است. او شما را به صورت مرد و زن، و چهارپایان را به شکل نر و ماده درآورده است و بدین وسیله بر آفرینش شمامی‌افزاید. هیچ چیزی همانند خدا نیست و او شنوا و بینا است».

[۲۳۲] ـ شرح الزیارة الجامعه الکبیره ، ج ۲ / ۱٧۸ . [۲۳۳] ـ مصابیح الانوار فی کل مشکلات الاخبار، ج ۲ حدیث ۲۲۲ عبدالله الشبر .