شرط قبول عمل از دیدگاه شیعه

س۳۳- شرط قبولی عمل انسان در دیدگاه بزرگان شیعه چیست؟

ج- شیعه معتقدند که اصل و اساس پذیرفته شدن عمل ایمان داشتن به امامت ائمه است [۱۸۵].

و روایت کرده اند: «هرکس به ولایت امیرالمؤمنین اعتراف نکند عملش باطل است» [۱۸۶]. چون خداوند علیس را به عنوان پرچمی میان خود و آفریدگانش منصوب کرده است، هر کسی او را بشناسد مؤمن، و هر کسی او را نشناسد کافر است، فریده‌هایش نصب کرده است آاآ او هر کسی نسبت به او جاهل باشد گمراه است و هر کس با او چیزی امام قرار دهد مشرک است، و هر کسی ولایت او را بپذیرد به بهشت می‌رود» [۱۸٧].

توضیح:

بزرگان شیعه چه پاسخی برای این روایت دارند که از علی بن ابی طالبس نقل کرده‌اند گفت: «از رسول خداص شنیدم وقتی این آیه نازل شد:

﴿ذَٰلِكَ ٱلَّذِي يُبَشِّرُ ٱللَّهُ عِبَادَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِۗ قُل لَّآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا إِلَّا ٱلۡمَوَدَّةَ فِي ٱلۡقُرۡبَىٰۗ وَمَن يَقۡتَرِفۡ حَسَنَةٗ نَّزِدۡ لَهُۥ فِيهَا حُسۡنًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ شَكُورٌ٢٣[الشورى: ۲۳] در آن موقع جبرئیل گفت: ای محمّد هر دینی اصل و ارکان و فروع و بنیانی دارد، و قطعاً اصل و اساس این دین گفتن لا اله الاّ الله، و فرع آن محبّت و داشتن و ولایت اهل بیت است در هر آنچه موافق حق است» [۱۸۸].

همچنین گناه کسانی چیست که در امت‌های پیشین مرده اند و علی و اهل بیتش را نمی-دانسته‌اند؟!.

س۳۴- آیا بزرگان شیعه معتقد به وجود واسطه بین خدا و خلق هستند، و آن واسطه کیست؟

ج- بله، بزرگان شیعه معتقدند ائمّه واسطه بین خدا و خلق هستند. بنابراین مجلسی بابی با این عنوان آورده است: (باب در مورد اینکه مردم جز بوسیله ائمه هدایت نشوند، و ائمه بین خدا و بندگانش وسیله و واسطه هستند، و هیچ کسی به بهشت نرود مگر کسی که آن‌ها را شناخته باشد).

و در این باب آمده است: «رسول خداص به علی گفت: سه چیز هست من سوگند یاد می کنم که حق اند: تو و اوصیای بعد از تو وسیله شناخت و معرفت هستید، خداوند جز بوسیله شما شناخته نمی شود، و هیچ کسی به بهشت نرود مگر کسانی که شما را می‌شناسند و شما آن‌ها را می شناسید، و هیچ کسی به دوزخ نمی رود مگر کسانی که شما را نمی-شناسد و شما آن‌ها را نمی شناسید». و نیز مجلسی گفته: «پس ائمه حجاب (دربان) پروردگار و بین خدا و بندگانش واسطه هستند» [۱۸٩].

توضیح:

این عقیده شیعه اعتقاد بت پرستان را به یاد ما می اندازد که خداوند درمورد آن‌ها فرموده:

﴿أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ٣[الزمر: ۳].

یعنی: «هان! تنها طاعت و عبادت خالصانه برای خدا است و بس، کسانی که جز خدا سرپرستان و یاوران دیگری را برمی‌گیرند (و بدانان تقرّب و توسّل می‌جویند، می‌گویند:) ما آنان را پرستش نمی‌کنیم مگر بدان خاطر که ما را به خداوند نزدیک گردانند. خداوند روز قیامت میان ایشان (و مؤمنان) درباره چیزی که در آن اختلاف دارند داوری خواهد کرد. خداوند دروغگوی کفر پیشه را (به سوی حق) هدایت و رهنمود نمی‌کند».

[۱۸۵] بحار الانوار، ج ۲٧ / ۱۶۶ – ۲۰۲ . [۱۸۶] بحار الأنوار ج۲٧/۱۶۶ (باب أنه لا تُقبل الأعمال إلاَّ بالولاية) . [۱۸٧] أصول الکافی ج۱/۳۳۱-۳۳۲ (کتاب الحجة ح٧ باب فيه نتف وجوامع من الرواية في الولاية) . [۱۸۸] تفسیر فرات ص۳٩٧ ح۵۲۸، بحار الأنوار ج۲۳/۲۴٧ ح۱٩ [۱۸٩] بحار الانوار ، مجلسی ج ۲۳ / ٩٧ – ٩٩ .