موضع شیعه در مورد روایات صحابهش

س ۲۱ – موضع علمای مذهب شیعه در مورد روایات صحابه چیست؟

ج – شیخ شیعه آل کاشف الغطاء می گوید: «شیعه فقط روایاتی را سنّت و صحیح می‌دانند که اهل بیت از جدشان روایت کرده باشند. اما احادیث کسانی همچون ابوهریره و سمره بن جندب و غیره نزد امامیه به اندازه پشه ای ارزش ندارند» [۱۴۳].

بنابراین یکی از اصول عقاید شیعه این است که: «هر آنچه از طریق غیر ائمه روایت شده باطل است» [۱۴۴].

و حسن بن فرحان مالکی (که یکی از خدمت‌گزاران مذهب شیعه است) می گوید: «فقط روایات آن دسته از صحابه پذیرفته می شود که قبل از صلح حدیبیه ایمان آورده اند» [۱۴۵].

مطالب کمر شکن:

علمای شیعه نپذیرفتن روایات صحابه را اینگونه توجیه می‌کنند که چون صحابه امامت یکی از ائمه یعنی علی بن ابی طالبس را (به گفته آن‌ها) نپذیرفته و رد کرده‌اند، روایت‌شان مورد قبول نیست.اما سؤال این است که چرا آن‌ها روایات کسانی را می‌پزیرند که امامت بسیاری از ائمه ایشان را نپذیرفته و رد کرده‌اند !!؟.

چرا علمای شیعه چنان که حُر عاملی تاکید می کند به روایات فرقه ی فطحیه [۱۴۶]، امثال عبدالله بن بکیر، و واقفه [۱۴٧]، امثال سماعه بن مهران، و روایات ناووسیه [۱۴۸]، و غیره عمل می‌کنند، اما با وجود این علمای شیعه بعضی از راویان این فرقه‌ها را که بسیاری از ائمه را قبول ندارند ثقه و مورد اعتماد قرار داده‌اند.

(کشی شیعه) در مورد بعضی از رجال فرقه فطحیه همچون محمّد بن ولید خزاز و معاویه بن حکیم و مصدّق بن صدقه و محمّد بن سالم بن عبدالحمید می گوید: «همه این‌ها فطحیه هستند و آن‌ها از جمله علما و فقها بزرگ و عادل می‌باشند»!!.

و مجلسی خبر داده که فرقه ی شیعه به مرویات آن‌ها عمل می کنند، آنجا که گفته: «به خاطر آنچه گفتم این طایفه به اخبار و روایات فطحیه مثل عبدالله بن بکیر و غیره، و اخبار واقفه مثل سماعه بن مهران و غیره عمل کرده‌اند» [۱۴٩].

و نیز کشی و برادرش در مورد بعضی از سران واقفه از علمای شیعه اعتراض کرده اند، چون امام معصومشان گفته است: «واقف از حق برگشته است و بر معصیّت و گناه قرار دارد، اگر بر آن بمیرد جهنم جایگاه اوست و بد جایگاه و سرنوشتی است».

و می گوید: «واقفی ها حیران و سرگشته زندگی می کنند،و کافر و زندیق می-میرند».

و می‌گویند: «آن‌ها کافر مشرک و زندیق هستند» [۱۵۰].

مطالب کمر شکن برای علمای شیعه:

علمای شیعه خود از ابی حازم روایت است که گفت: «به ابی عبدالله گفتم مرا از اصحاب پیامبرص خبر بده که آیا بر محمّد راست گفته‌اند، یا بر او دروغ بسته‌اند؟ گفت: راست گفته‌اند» [۱۵۱].

الله اکبر ﴿وَقُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَزَهَقَ ٱلۡبَٰطِلُۚ إِنَّ ٱلۡبَٰطِلَ كَانَ زَهُوقٗا٨١[الإسراء: ۸۱].

[۱۴۳] اصل الشیعه و اصولها ص ٧٩ . [۱۴۴] اصول الکافی کلینی ج ۱ / ۳٩٩ . [۱۴۵] الصحابه بین الصحبه اللغویه و صحبة الشرعیه، ص ۲۵ . [۱۴۶] آن‌ها پیروان عبدالله بن جعفر بن محمد صادق هستند و آن‌ها را به خاطر این فطحیه می‌گویند که عبد الله سرش پهن بود. و نوبختی می‌گوید : بیشتر علما و فقهای شیعه به این فرقه گرایش دارند ، و عبدالله فقط هفتاد روز زنده ماند آنگاه آن‌ها از اعتقاد به امامت او برگشتند . (ن ک مسائل الامامة عبدالله الناشی الاکبر ص ۴۶، و فرق الشیعه نوبختی، ص ٧٧ – ٧۸، الحور العین نشوان حمیری ، ص ۱۶۳ – ۱۶۴. [۱۴٧] واقفه کسانی هستند که برای امام هفتم موسی بن جعفر توقف کرده‌اند و بعد از او به امامت کسی قائل نشده‌اند چون آن‌ها ادعا می‌کنند که موسی بن جعفر وفات نیافته و زنده است و منتظر ظهور و خروج او هستند (ن ک المقالات و الفرق قمی ، ص ٩۳ و مسائل الامامة ، ص ۴٧) [۱۴۸] آن‌ها پیروان فردی به نام ناووس هستند آن‌ها می‌گفتند : که امام ششم جعفر بن محمد نمرده است و زنده است و ظهور می‌کند و حکومت را به دست می‌گیرد. (ن ک المقالات و الفرق ، ص ۸۰ ، و فرق الشیعه ، ص ۶٧ و الزینة رازی ص ۲۸۶ و الحور العین ، ص ۱۶۲) . [۱۴٩] بحار الأنوار ج۲/۲۵۳ ح٧۲ (باب علل اختلاف الأخبار.... [۱۵۰] رجال کشی ص ۴۵۶ ، ۵۶٧ ، ۶۱۶ محمد بن عمر کشی متوفای ۳۵۰ هجری . [۱۵۱] اصول الکافی ج ۱ / ۶۵ .