ابتدای ادعای تحریف قرآن

س ٩– علمای شیعه چگونه ابتدا کم و زیاد شدن و تحریف قرآن را مطرح کردند؟

ج- این نظریه از کتاب سلیم بن قیس آغاز شد و فقط دو روایت در این خصوص ذکر کرده بود، این قضیه داشت فراموش می شد، اما شیخ شیعه علی بن ابراهیم قمی (متوفای ۳۰٧) در قرن سوم این قضیه را احیا کرد وگفت: «بخشی از قرآن ناسخ، و بعضی منسوخ است، و پاره ای از آن تحریف شده است، و قسمتی حرفی به جای حرف دیگر قرار گرفته، یا بر خلاف آن صورتی که خداوند نازل کرد قرار دارد، مانند:

﴿كُنتُمۡ خَيۡرَ أُمَّةٍ أُخۡرِجَتۡ لِلنَّاسِ تَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَتَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَتُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِۗ وَلَوۡ ءَامَنَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۚ مِّنۡهُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَأَكۡثَرُهُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ١١٠[آل عمران: ۱۱۰] گفتند: ابوعبداللهگفته: ﴿كُنتُمۡ خَيۡرَ أُمَّةٍ أُخۡرِجَتۡ لِلنَّاسِ و گفتند این آیه هم تحریف شده ﴿لَّٰكِنِ ٱللَّهُ يَشۡهَدُ بِمَآ أَنزَلَ إِلَيۡكَۖ أَنزَلَهُۥ بِعِلۡمِهِۦۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَشۡهَدُونَۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدًا١٦٦[النساء: ۱۶۶] گفتند: در اصل بعد از ﴿أَنزَلَ إِلَيۡكَۖ «في عَلِیِّ» است که حذف شده است.

و گفتند: این آیه در اصل چنین بوده:

﴿۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغۡ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَۖ «فی عَلِیِّ» وَإِن لَّمۡ تَفۡعَلۡ فَمَا بَلَّغۡتَ[المائدة: ۶٧] و نیز گفتند این آیه چنین بود: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَظَلَمُواْ «آل محمّد حقّهم» لَمۡ يَكُنِ ٱللَّهُ لِيَغۡفِرَ لَهُمۡ وَلَا لِيَهۡدِيَهُمۡ طَرِيقًا١٦٨[النساء: ۱۶۸].

و گفتند: این آیه هم در اصل چنین بود:

﴿وَسَيَعۡلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ «آل محمّد حقّهم» ﴿فِي غَمَرَٰتِ ٱلۡمَوۡتِ[الشعراء: ۲۲٧] [٧۵].

خواننده ی گرامی ملاحظه کن

بزرگان شیعه با روح و احساس از کتاب خدا بسیار فاصله دارند، بطوری که در نقل آیات قرآن اشتباه می کنند، یا عمداً بهتان و افتراء را به نام اهل بیت می سازند، بیندیش چگونه با روش غیبی بخشی از آیه ی ۲۲٧ شعراء را در کنار بخشی از آیه ٩۳ انعام قرار داده‌اند.

بعد از قُمی شاگردش محمّد بن یعقوب کلینی رازی (متوفای سال ۳۸۲هـ) آمد و اعتقاد تحریف قرآن را احیا کرد، چنان که می‌گوید: از ابی عبدالله روایت است که گفت: «قرآنی که جبرئیل بر محمّدص نازل کرده است هفده هزار آیه است» [٧۶].

همچنین از علمای شیعه محمّد بن مسعود بن عیاش سلمی معروف به عیاشی سخن از تحریف قرآن گفت، چنان که می گوید: «میسر از ابی جعفر روایت کرده که گفت: اگر قرآن کم و زیاد نمی شد حق ما بر افراد عاقل پوشیده نبود» [٧٧].

و همچنین محمّد بن حسن صفار از ابی جعفر روایت می کند که گفت: « ... اما کتاب خدا را تحریف کردند و کعبه را منهدم نمودند و عترت را به قتل رسانیدند» [٧۸].

و نیز از علمای شیعه که گفته اند قرآن تحریف شده است فرات بن ابراهیم کوفی متوفای۳۵۲هـ را می‌توان ذکر کرد. و علی بن احمد ابو القاسم کوفی در کتابش«الاستغاثه ص۲۵» گفته: قرآن تحریف شده است، و مدعی بود که این آیه حاوی نام علی بود و چنین بوده:

﴿بِئۡسَمَا ٱشۡتَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡ أَن يَكۡفُرُواْ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ «فِی علیٍّ»[البقرة: ٩۰].

یکی دیگر از آن‌ها محمّد بن ابراهیم نعمانی (متوفای۳۸۰هـ) است، از جمله از اصبغ بن نباته روایت کرده که گفت: «از علی÷ شنیدم که می گفت: گویی عجم را می بینم که در مسجد کوفه در خیمه های خود در مسجد قرآن را آنگونه که نازل شده به مردم آموزش می دهند، گفتم: ای امیرمؤمنان مگر این قرآن آنگونه نیست که نازل شد؟ گفت: خیر، نام هفتاد نفر از قریش با نام خود و پدرانشان در ان ذکر شده بودند، ولی نامشان از آن پاک شده، و نام ابولهب را تنها به منظور تحقیر رسول خداص پاک نکردند چون عموی ایشان بود» [٧٩].

و شیخ شیعه محمّد بن محمّد بن نعمان ملقب به مفید (متوفای ۴۱۳ هجری) در کتابش (اوائل المقالات ص ۵۱) می گوید: علمای شیعه بر این عقیده اجماع دارند. همچنین در کتاب خود (الارشاد ص ۳۶۵) آن را نقل کرده است. و از جمله علمای شیعه که می گوید قرآن تحریف شده است. طبرسی صاحب کتاب (الاحتجاج) است [۸۰].

هاشم بن سلیمان بحرانی کتکانی در مقدمه تفسیرش ص ۳۶ می گوید: بدان که حقیقتی که بر مبنای روایات متواتر بیان می شوند گریز ناپذیر است، و آن اینکه: بعد از پیامبرص در قرآنی که در دسترس ما قرار دارد تغییراتی پدید آورده شده است، و کسانی که بعد از پیامبرص آن را جمع آوری کرده-اند بسیاری از کلمات و آیات را حذف کرده اند [۸۱].

[٧۵] تفسیر قمی ج ۱/ ۵ و ٩ – ۱۰ و علمای شیعه در مورد این تفسیر گفته اند: اصل و اساس تفاسیر است. مقدمه تفسیر قمی ص ۱۰ . [٧۶] الکافی ج ۲ / ۶۳۴ . [٧٧] ن ک ج ۱ / ۱۳ / ۱۶۸ – ۱۶٩ و ۲۰۶ و همچنین تفسیر فرات ص ۱۸ و ۸۵ و مقدمه تفسیر البرهان ص ۳٧ و بحار الانوار ج ۲٩ / ۳۰ و ج ۸٩ / ۵۵ و تفسیر ابن مسعود معروف به عیاشی ج ۱ / ۱۳ [٧۸] بصائر الدرجات الکبری ص ۴۱۳ . [٧٩] الغیبة ص۳۱۸ ح۵ (باب ۲۱ : ما جاء فی ذکر أحوال الشیعة عند خروج القائم÷ وقبله وبعده. [۸۰] ن ک الکافی ج ۲ / ۶۳۴ . [۸۱] تفسیر مرآة الأنوار ومشکاة الأسرار ص۳۶ .