ادعای تحریف قرآن

س ۸- اولین کسی از شیعه که گفت قرآن کم و زیاد شده چه کسی بود؟

ج - او شیخ شیعه هشام بن حکم جهمی بود که معتقد به جسم بودن خداوند بود، و ادعا می کرد که قرآن در زمان خلیفه راشد عثمان بن عفانس ساخته و پرداخته شده است، و (به ادعای او) وقتی به گفته او صحابه مرتد شدند قرآن واقعی به آسمان برده شد [۶۴].

نخستین کتاب شیعه که عقاید شیعه در مورد تحریف و کم و زیاد شدن آن نوشته شد کتاب شیخ شیعه سلیم بن قیس هلالی متوفای سال ٩۰ هجری بود، حجاج بن یوسف در صدد قتل او برآمد، ولی او متواری گشت و به أبان بن ابی عیاش پناه برد، و زمانی که مرگش فرارسید کتاب را به أبان داد، بنابراین، آن کتاب را فقط أبان از او روایت کرده است [۶۵]، و اولین کتاب شیعی بود که آشکار و هویدا شد [۶۶].

و شیح شیعه مجلسی در مورد آن می گوید: «آن کتاب یکی از اصول شیعه، و بزرگترین کتابی است که اهل علم و حافظان حدیث اهل بیت روایت کرده‌اند، و نیز از همه کتاب‌ها مقدّم تر است چون همه مطالب آن از رسول خداص و از امیرالمؤمنین علیس،...و از ابی عبدالله صادق÷ روایت شده که گفت:

«من لم يكن عنده من شيعتنا ومُحبِّينا كتاب سليم بن قيس الهلالي فليسَ عنده من أمرنا شيء، ولا يعلم من أسبابنا شيئاً,وهو أبجد الشيعة، وهو سرٌّ من أسرار آل محمّد صلى الله عليه وآله» [۶٧].

یعنی: «هر کس از شیعیان ما کتاب سلیم بن قیس را نداشته باشد چیزی از امور ما و چیزی از اسباب ما را نمی داند، و این کتاب الف بای شیعه و یکی از اسرار آل محمّد است».

آخوند شیعه کشی یادآور شده که أبان این کتاب را برای حسین بن علی خوانده، حسین÷ گفت: «سلیم راست گفته، این حدیث برای ما آشنا است» [۶۸].

با اینکه این کتاب حاوی اصل اعتقاد مراجع شیعه ی سبئی است، یعنی خدا قرار دادن علی بن ابی طالبس است، و در آن آمده که علمای شیعه وقتی علیس را صدا می زنند می گویند: «ای آخر، ای ظاهر، ای باطن و ای کسی که به همه چیز دانا هستی»!!.

و روایت می کنند که خورشید به علی گفت: «ای اول، ای آخر، ای ظاهر، ای باطن، ای کسی که به همه چیز داناست» [۶٩].

و در برخی از روایات کتاب سلیم آمده است که علی را با این القاب خوانده اند: «ای اول، ای آخر، ای ظاهر، ای باطن، ای کسی که به همه چیز داناست».

و روایت کرده اند: «امیرالمؤمنین÷ بیرون رفت و ابوبکر و عمر و جمعی از مهاجرین و انصار همراه داشت، و تا بقیع پیاده روی کرد و روی زمین نشست، وقتی که خورشید سر برآورد علی÷ گفت: سلام بر توباد ای خلق جدید و فرمانبردار خدا، بنابراین زمزمه ای را از آسمان شنیدند که جواب داد و گفت: و سلام بر تو باد ای اول،یا آخر، ای ظاهر، ای باطن، ای کسی که به همه چیز داناست. وقتی ابوبکر و عمر و مهاجرون و انصار این کلام خورشید را شنیدند، بیهوش شدند، سپس بعد از مدتی به هوش آمدند، دیدند که علیس آن جا را ترک کرده و منصرف شده، سپس همراه همه نزد رسول خداص برگشتند و گفتند: تو می گویی علی مانند ما انسان است، در حالی که خورشید به نوع خطابی که با خداوند صورت می گیرد او را مورد خطاب قرار داد» [٧۰].

یک تعارض:

روایت کرده اند: «سپس بعد از مدتی به هوش آمدند» [٧۱] این اعتقاد را در کتابهای اساسی و مراجع معتمد خود ثبت کرده‌اند.

و نیز روایت کرده اند: خداوند عزوجل (به دروغ شیعه) در مورد علی فرمود: «ای محمّد: علی اوّل است، و علی آخر است، و علی به همه چیز داناست»، در پاسخ رسول خدا گفت: ای پروردگار آیا چنین کسی با این اوصاف تو نیستی؟ فرمود: ای محمّد علی اوّل، و علی آخر، و علی ظاهر و علی باطن است ...» [٧۲]. آیت بزرگ شیعه عبدالحسین عاملی آشکارا این را بیان کرده و می گوید:

أبـَا حَـسَـنٍ أنـتَ عـيـنُ الإلــهِ
وعـنـوانُ قـدرتـه الـسـامـيـة
وأنتَ المـحـيـطُ بعـلـم الغـيـوبِ
فـﻫل عـنــدكَ تـعـزبُ من خافية
وأنتَ مُـدَبِّــرُ رَحَــى الـكائـناتِ
وعـلَّـة إيـجـادﻫـا الـبـاقــية
لَكَ الأمرُ إنْ شئـتَ تُنــجي غـــداً
وإنْ شـئـتَ تسفعُ بالـنـاصـيـة [٧۳]

یعنی: «ای اباالحسن تو عین خدایی، و عنوان قدرت والای خدایی.

و تو بر علم غیب احاطه کرده ای، آیا هیچ چیز پنهانی نزد تو مخفی است.

تو تدبیر کننده آسیاب جهان، و علّت جاویدان بوجود آوردن آن هستی.

فرمان از آن توست، اگر بخواهی فردا نجات می دهی، و اگر بخواهی موی پیشانی را می‌گیری و کشان کشان به دوزخ می‌بری [٧۴]».

[۶۴] التنبیه و الرد ، ص ۲۵ ابی الحسین ملطی . [۶۵] رجال الحلی ، ص ۸۲ – ۸۳ و رجال کشی ، ص ۱۶٧ ، و الرجال برقی ، ص ۳ – ۴ ، الفهرست ابن ندیم ، ص ۲۱٩ . [۶۶] الذریعه آقا بزرگ تهرانی ، ج ۲ / ۱۵۲ ، و الفهرست ابن ندیم ص ۲۱٩ . [۶٧] الذریعة إلى تصانیف الشیعة ج۲/۱۵۲ رقم ۵٩۰ . [۶۸] بحار الانوار ج ۱ / ۱۵۶ – ۱۵۸ . [۶٩] کتاب سلیم ص ۳۸ و بحار الانوار ج ۴۱ / ۱٧٩ و ۱۸۱ ، و الفضائل شاذان بن جبرئیل قمی ص ۶٩ . [٧۰] کتاب سلیم بن قیس ص۴۵۳-۴۵۴ (أمیرُ المؤمنین ÷ یکلِّمُ الشمسَ بأمر النبی صلى الله علیه وآله. [٧۱] الفضائل ص۶٩ لشاذان بن جبرئیل القمی ت۶۶۰ تقریباً (خبر کلام الشمس معه÷) . [٧۲] بصائر الدرجات الکبرى ص۵۳۴ ح۳۶ (باب النوادر فی الأئمة وأعاجیبهم ). [٧۳] دیوان شعراء الحسین الجزء الأول من القسم الثانی الخاص بالأدب العربی ص۴۸ نشره : محمد باقر الأروانی، وینظر : مقتبس الأثر ومجدد ما دثر ج۱/۱۵۳ لمحمد الحائری، أعیان الشیعة ج۵/۲۱٩ لمحسن بن الأمین العاملی متوفای سال ۱۳٧۲ . [٧۴] دیوان شعراء الحسین الجزء الأول من القسم الثانی الخاص بالأدب العربی ص۴۸ نشره : محمد باقر الأروانی، وینظر : مقتبس الأثر و مجدد ما دثر ج۱/۱۵۳ لمحمد الحائری، أعیان الشیعة ج۵/۲۱٩ لمحسن بن الأمین العاملی متوفای سال ۱۳٧۲ .