ریشه و اساس تأویل شیعه

س ٧– اصل و ریشه این تأویلات شیعی برای قرآن ذکر می کنند چیست، مثال بیاورید؟

ج – اولین کتابی که اینگونه تفسیرها را پایه گذاری کرد تفسیر شیخ جابر بن یزید بن حارث جعفی کوفی (متوفای ۱۲٧ هجری) بود، او به تکفیر صحابه پیامبرص معروف بود، و از هواداران مؤسّس مذهب شیعه یعنی ابن سبأ یهودی بود ..

توضیح:

عجیب اینجاست که سخن شیعه در مورد موثوق بودن و تضعیف معرفی راوی ضد و نقیض است، برخی روایات میگویند که او (جابر حارث جعفی) از کسانی است که علم اهل بیت به او بر می گردد و صفات خدایی به او می دهند و می گویند او علم غیب می دانسته و از آنچه را در شکم زنان باردار بود خبر داشت، محمّد بن حسین مظفر می گوید: «جابر تنها از امام باقر هفتاد هزار حدیث روایت کرده است» [۵۱].

و در روایت دیگری به او طعنه می زنند و او را دروغگو و فریبکار و شیّاد معرفی می‌کنند. و از زراره روایت کرده اند که گفت: «از ابا عبدالله در مورد احادیث جابر سؤال کردم؟ گفت: «جز یک دفعه او را نزد پدرم ندیدهام، و هرگز نزد من آمده است» [۵۲].

این تناقضگویی است در مورد حکم کردن بر راویان شیعه و بزرگان آنها، و از این بابت زیاد دارند!.

نکته ای مهم این که کتاب های شیعه اثنا عشری از جابر فوق الذکر روایت کرده اند که در مورد این آیه که فرموده:

﴿كَمَثَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ إِذۡ قَالَ لِلۡإِنسَٰنِ ٱكۡفُرۡ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكَ إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٦[الحشر: ۱۶].

گفته اند: شیطان عمر بن خطابس است، و نیز گفته‌اند: او بیشتر از شیطان مورد تعذیب قرار می گیرد.

ولی شیعه اثنا عشری عین این تفسیر را از جابر به ارث برده‌اند و بزرگان‌شان آن‌را در منابع اصلی و مورد اعتماد خود ذکر کرده و آن را از یکدیگر نقل کرده اند، بلکه کسی را که آیه را اینگونه تفسیر نکند تکفیر کرده‌اند، حال آنکه اصل این تفسیر یهودی است [۵۳].

و بزرگان شیعه گفته اند: ابوجعفر فرمود: «خداوند هیچ پیامبری را جز به ولایت ما و برائت از دشمنان ما مبعوث نگردانیده است، و این مصداق این آیه است که خداوندأ می فرماید:

﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَۖ فَمِنۡهُم مَّنۡ هَدَى ٱللَّهُ وَمِنۡهُم مَّنۡ حَقَّتۡ عَلَيۡهِ ٱلضَّلَٰلَةُۚ[النحل: ۳۶].

یعنی: «ما به میان هر ملّتی پیغمبری را فرستاده‌ایم که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید. خداوند گروهی از مردمان را هدایت داد ، و گروهی از ایشان گمراهی بر آنان واجب گردید».

و می گویند: منظور از گروهی از که گمراهی بر آنان واجب گردید تکذیب آل محمّد است».

مراجع قدیم شیعه امثال کلینی ﴿بِٱلۡجِبۡتِ وَٱلطَّٰغُوتِ[النساء: ۵۱] را به ابوبکر و عمرش تفسیر کرده است، آنجا که کلینی از ابا جعفر (که از این تهمت‌ها بری است) روایت کرده که گفت: «جبت و طاغوت فلان و فلان هستند» [۵۴].

مرجع عالی شیعه مجلسی می گوید: «مراد از فلان و فلان ابوبکر و عمر است» [۵۵].

همچنین امیرالمؤمنین عمر بن خطاب را به (ثانی) توصیف می کنند، و روایت کرده اند که ائمه در مورد این آیه:

﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمۡ وَلَا يَضُرُّهُمۡۗ وَكَانَ ٱلۡكَافِرُ عَلَىٰ رَبِّهِۦ ظَهِيرٗا٥٥[الفرقان: ۵۵].

گفته‌اند: مراد از کافر (ثانی) است که علیه علیس بود چون فرموده:﴿عَلَىٰ رَبِّهِۦ.

و در مورد تفسیر این آیه:

﴿۞وَقَالَ ٱللَّهُ لَا تَتَّخِذُوٓاْ إِلَٰهَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِۖ[النحل: ۵۱] گفته‌اند: «یعنی دو امام را برنگزینید، چون امام فقط یکی است» [۵۶].

و در تفسیر این آیه:

﴿وَأَشۡرَقَتِ ٱلۡأَرۡضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ ٱلۡكِتَٰبُ وَجِاْيٓءَ بِٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡحَقِّ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ٦٩[الزمر: ۶٩].

می گویند: «یعنی زمین با نور(امام) روشن گردید، پس آنگاه مردم به سبب نور و روشنایی امام از نور خورشید و ماه بی نیاز می شوند» [۵٧].

و در مورد تفسیر این آیه:

﴿وَلَا تَدۡعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَۘ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ كُلُّ شَيۡءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجۡهَهُۥۚ[القصص: ۸۸] مرجع شیعه قمی و غیره به نام ائمّه (با دروغ و افتراء) این روایت را ساخته‏اند که گفته‏اند: «ما آن (وجه) هستیم که از آن طریق با خدا ارتباط می یابند» [۵۸].

توضیح:

نمونه هایی از تفسیر علمای شیعه برای قرآن ارائه می دهند و بیان گردید، در آن دوازده امام شیعه و مخالفشان ذکر شده اند، و علمای شیعه هزاران روایت برای اثبات این مطلب آورده اند و تأویلات باطنی که علمای شیعه آیات خداوند را با آن تفسیر می کنند با ابی‌عبداللهس در میان گذاشته شد و به او گفتنند: «از شما روایت شده است که مراد از شراب و قمار و انصاب و ازلام که در قرآن آمده افرادی هستند؟ گفت: «خداوند بندگانش را با چیزی خطاب نمی کند که آن را نمی دانند» [۵٩].

این گفته ابی عبداللهس در معتبر‌ترین کتاب‌های رجال در مذهب شیعه آمده است، و همه آن تحریفاتی را که علمایشان ساخته و پرداخته اند نابود می کند، و در حقیقت این تحریفات (الحاد و تحریف) کتاب الله است، و خداوند میفرماید:

﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ قُرۡءَٰنًا عَرَبِيّٗا لَّعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ٢[يوسف: ۲].

و فرموده: ﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ٩[الحجر: ٩].

[۵۱] الامام الصادق محمد حسین مظفر ص ۱۴۳ . [۵۲] مستدرک الوسائل ج ۱۲ / ۲٩٩ و بحار الانوار ۲۶۰ / ٧۰ ، و الغیبة ص ۱۶۴ واکمال الدین ابن بابویه قمی ج۲/۳۴٩ . [۵۳] ن ک کتاب کلینی که در حاشیه مراة العقول فی شرح اخبار الرسول مجلسی ج ۴ / ۴۱۶ چاپ شده است ، و تفسیر عیاشی ج ۲ / ۲۲۳ تفسیر صافی ج ۳ / ۸۴ ، و البرهان ج ۲ / ۳۰٩ و بحار الانوار ج ۳ / ۳٧۸ . [۵۴] أصول الکافی ج۱/۳۲۴-۳۲۵ (کتاب الحجة ح۸۳ باب فیه نکت ونتف من التنزیل فی الولایة ) [۵۵] بحار الأنوار ج۲۳/۳۰۶ ح۲ (باب أنهم أنوار الله ، وتأويل آيات النور فيهم÷). [۵۶] تفسیر البرهان ج ۲ / ۳٧۳ و تفسیر صافی کاشانی ج ۳ / ۱۳۴ و تفسیر نور الثقلین حویری ج ۳ / ۶۰ [۵٧] تفسیر قمی ج ۲ / ۲۵۳ و تفسیر البرهان ج ۴ / ۸٧ و تفسیر صافی ج ۴ / ۳۳۱ . [۵۸] تفسیر القمی ج۲/۱۴٧ (سورة القصص) ج۲/۳۴۵ (سورة الرحمن )،کنز الفوائد ص۲۱٩ ابی الفتح محمد بن علی کراجکی ت۴۴٩، مناقب آل أبی طالب ج۳/۳۴۳ ابی جعفر رشید الدین بن شهر آشوب مازندرانی متوفای سال ۵۸۸، تفسیر الصافی ج۵/۱۱۰ (سورة الرحمن )، بحار الأنوار ج۲۴/۱٩۲ ح٧ (باب أنهم ÷ جنب الله ووجه الله ويد الله وأمثالها )، تفسیر القرآن الکریم ص۳٧۸ عبد الله بن محمد بن رضا شُبَّر متوفای سال ۱۲۴۲ (سورة القصص). [۵٩] وسائل الشیعه حر عاملی ج ۱٧ / ۱۶٧ و رجال کشی ، ص ۲٩۱