درد ناکترین بدعت

و یکی از دردناک‌ترین امور هواپرستی نقشه و برنامه ریزی کافرانه طرح طعن و انتقاد از سنّت و به باد استهزا و مسخره گرفتن آن است. و این دسیسه از وسیع ترین میدان های باطل است که در آن آشکارا وارد می‌شوند.

و از بدترین چیزهای این هوا پرستی ها این است که افرادی از ما که در امر بیان حقیقت کوتاهی ورزیده‌اند، و حق را پنهان می کنند، و از ارائه ی علم بُخل می ورزند، وقتی برادرانش به یاری و دفاع از سنّت برخیزند پشت آن‌ها را خالی کرده و تنها رهایشان می کنند.

امام ابن قیم/ می گوید: «کسی که می بیند حرمت های الهی هتک می شوند، و حدود خداوندی ضایع می گردند، و دینش ترک شده و مردم از سنّت پیامبرش فاصله گرفته و دور می شوند و او خونسرد و ساکت نشسته، چه خیر و چه دیانتی می تواند داشته باشد، چنین انسانی شیطان لال است همانطور کسی که باطل را بیان می کند شیطان سخنور است. و آیا جز این اشخاص چه کسی آفت و بلای دین است، کسانی که وقتی منافع و مقام‌شان محفوظ و شکم‌شان پر باشد، توجهی نمی کنند و اهمّت نمی دهند چه بر دین می گذرد، و بهترین آن‌ها کسانی هستند که وقوع توهین به دین محزون و ناراحت می شوند، ولی هر کدام از این‌ها اگر مقام و جایگاه یا مال و ثروتشان مورد تعرض قرار گیرد، از هیچ کوششی در دفاع از آن دریغ نمی کند، و هر سه مرحله ی انکار منکر(دست و زبان قلب) را به کار می گیرد، اما این افراد با وجود اینکه از چشم خدا افتاده و خوار و پست شده اند، و خداوند بر آن‌ها خشمگین است، بدون اینکه خود بفهمند در دنیا به بلای بزرگی گرفتار شده‌اند که «مرگ دل‌هاست»، چون هر چند حیات و زنده بودن قلب کامل‌تر باشد، و به دفاع از خدا و پیامبرش بیشتر در مقابل منکر به خشم می آید و بیشتر دین را یاری می کند، و به دفاع از آن به پا می خیزد [۱۳].

یکی سؤال می کند: این کتاب چه فائده ای دارد شکه جهت کشف وروشنگری در مورد اعتقاد شیعه دوازده امامی نوشته شده حال آنکه بر اثر جهانی شدن و جهان دهکده این کار پیش می رود و نه به عقب برمی گردد، مگر به اذن خدا؟.

پاسخ: قرآن و سنّت رسول خداص بر این حقیقت دلالت می کنند که همواره در میان این امّت اسلام طائفه و گروهی وجود دارد که متمسّک و پایبند به آن دین حق هستند که محمّدص بدان مبعوث شده است، همانگونه که رسول خداص می فرماید: «لا تَزَالُ مِنْ أُمَّتِي أُمَّةٌ قائمةٌ بأمرِ الله لا يَضُرُّهُم مَنْ خَذلَهُم،ولا مَنْ خَالَفَهُمْ،حتَّى يأتيَهُمْ أمرُ الله وهُم على ذلك» [۱۴]

«همواره در میان این امّت طائفه ای هست که به فرمان خدا پایبند هستند و برای دفاع و حمایت از آن قیام می کنند، و عدم پشتیبانی کسانی که از آن‌ها حمایت و پشتیبانی نمی‌کنند، و نیز مخالفت مخالفین به آن‌ها زیان نمی‌رساند، و تا فرمان خدا (قیامت یا مرگ) به سراغ آن‌ها می آید، همچنان به راهشان ادامه می دهند».

همچنین رسول خدا ص فرمود:

«إنَّ الله لا يَجْمَعُ أُمَّتي - أو قال - أُمَّةَ محمّد ص على ضَلالَةٍ،وَيَدُ الله على الجَماعةِ» [۱۵].

یعنی: «همانا خداوند متعال این امّت محمّد را بر گمراهی جمع نمی کند، و دست بر سر جماعت است».

و فرمود:

«مَا مِنْ نبيٍّ بَعَـثَـهُ الله في أُمَّةٍ قبلي إلاَّ كانَ له مِنْ أُمَّتِهِ حَوَارِيُّونَ وأَصحابٌ يَأخذُونَ بسنّتهِ،ويَقتدُونَ بأَمْرِهِ،ثُمَّ إِنَّهَا تَخلُفُ مِن بَعْدهمِ خُلُوفٌ،يقولونَ مَا لا يفعلونَ ويَفعلونَ ما لا يُؤمَرُونَ،فمَنْ جاهَدَهُمْ بيَدهِ فَهُوَ مُؤْمنٌ،ومَنْ جاهَدَهُمْ بلسانهِ فهُوَ مؤمنٌ،ومَنْ جاهدهم بقلبه فهو مؤمنٌ،وليسَ وراءَ ذلكَ مِنَ الإيمانِ حَبَّةُ خَرْدَلٍ» [۱۶].

یعنی: «هر کدام از پیامبران که قبل از من مبعوث شده اند؛ در میان امّت خود حواریّون و یاورانی داشته‌اند که سنّت و راه و روش آن‌ها را ادامه داده اند، و از دستوران آن‌ها پیروی نموده‌اند، سپس بعد از آن‌ها افراد ناخلف آمدند، چیزهایی می گویند که خود انجام نمی‌دهند، و کارهایی می کنند که به آن‌ها امر نشده اند، هرکس علیه آن‌ها با دست مبارزه و جهاد کند مؤمن است، و هرکس علیه آن‌ها با زبان جهاد کند مؤمن است، و هرکس علیه آن‌ها با قلب مخالفت ورزد مؤمن است، و در ماورای این به اندازه یک دانه خردل ایمان وجود ندارد».

انکار کردن منکر با قلب بدینصورت است که معتقد به منکر بودن آن باشد، و نسبت به آن ناخشنود باشد، وقتی که چنین احساسی داشته باشد، در قلبش ایمان وجود دارد، ولی قلبی که نه معروف را معروف و پسندیده بداند، و نه منکر را منکر و ناپسند بداند ایمان از آن رخت بربسته. بدون تردید بیان و روشنگری نسبت به حال فرقه های خارج شده از جماعت مسلمین و فاصله گرفته از سنّت و راه و روش رسول خدا ص ضروری است، تا حق و باطل با هم اشتباه نشوند، و حق و راستی برای مردم روشن و واضح باشد، و دین خداوند متعال نشر و توسعه یابد، و بر مخالفین قرآن و سنّت اقامه حجّت شود، و بر کسانی که گمراه می‌شوند اتمام حجّت شود، و آنان که راه حق را می‌پذیرند آگاهانه و با دلیل آشکار و روشن پیروی حق باشند، زیرا هرگز حق از کسی پنهان نمی‌مانند، بلکه آن‌ها پیروان فریب خورده خود را تنها با شُبُهات و توهّم گمراه می کنند، به همین علّت است که پیروان فرقه های مخالف قرآن و سنّت، یا زندیق و حق ستیز هستند، یا جاهل و نادان، بنابراین تعلیم و آموزش انسان بی آگاه لازم و ضروری است، و باید افراد زندیق و حق ستیز کشف شوند، تا شناخته شوند و مردم از آن‌ها برحذر باشند.

[۱۳] اعلام الموقعین ج ۲/ ۱۲۱ . [۱۴] بخاری ۳۶۴۱ (بابُ سؤالِ المشركينَ أنْ يُريَهُمُ النبيُّ ص آيةً،فأراهُمُ انشقاقَ القَمَر). [۱۵] رواه الترمذی ت۲٧٩ ~ ح۲۱۶٧ (باب ما جاء في لزوم الجماعة )، وصحَّحه الألبانی ~ فی المشکاة ج۳/۱۱،وأما لفظ : (لا تجتمع أمتي على ضلالة) فقد ضعَّفه العینی ت۸۵۵ ~ فی عمدة القاری ج۲/۵۲. [۱۶] رواه الإمام مسلم ح۵۰.