مقدمه شیخ محمّد صالح لحیدان

حمد و سپاس شایسته تقدیم به بارگاه با عظمت خداوند متعال، و سلام و درود بی پایان بر آن پیامبر بزرگوار محمّدص که آخرین و سردار همه انبیاء است، و بر آل و اصحاب کرام او تا قیامت.

برادر گرامیم شیخ عبدالرّحمن بن سعد بن علی شثری از بنده درخواست کرد که کتاب (عقاید شیعه اثنی عشریه) را مورد مطالعه قرار دهم که ایشان به شیوه سؤال و جواب تألیف کرده و از یکصد و شصت و دو سؤال و جواب تشکیل شده است، و بدنبال هر سؤال پاسخ آن هم ذکر شده است. در مورد درخواست فوق بسیار اصرار ورزید، در حالی که به ترتیب سه نفر از علمای بزرگ: شیخ عبدالله بن عبدالرّحمن جبرین، عبدالله بن محمّد غنیمان و شیخ عبدالرّحمن بن صالح محمود روی آن تقریظ و تقدیر نوشته بودند، به نظرم آن سه نفر کافی بودند، ولی مؤلّف بازهم اصرار ورزید، اگر چه لازم نمی دانستم؛ ولی درخواستش را اجابت کردم، و بیش از یکصد و سی صفحه از رساله‏اش را مورد مطالعه قرار دادم، دیدم که نویسنده- خداوندأ پاداشش عطا فرماید و کارش را مبارک گرداند- کاملاً تلاش کرده که با استناد به کتاب‌های خودشان بر آن‌ها حکم نماید، و نصوص را دقیقاً از مراجع آن‌ها نقل کرده و کارش بسیار خوب است.

من به همه کسانی که به این کتاب دسترسی یافتند توصیه می‏نمایم آن را با تدبّر بخوانند که واقعاً چیزهای بسیار عجیب و سرسام آوری در آن خواهند دید که برای اندیشمندان و اهل تفکر اعجاب برانگیز است، چون شیعه با شیوه‏ای خنده‏آور صحبت می‏کنند. وقتی از ائمه بحث به میان می‏آورند؛ آن‌ها را بالاتر از انبیاء و رسولان قرار می‏دهند، و اصلاً چیزهایی در مورد آن‌ها ذکر می‏کنند که معقول نیست.

خواننده شگفتی‌ها را در آن خواهد یافت، و هر خردمندی وقتی این‏ها را می‏خواند خواهدگفت: آیا واقعاً این‌ها عقل و فهم دارند؟!.

در مورد ولایت ائمه می گویند: از نماز و روزه و زکات و حج بالاتراست، و این در یکی از اصول مذهبشان آمده که کتاب (الکافی) است.

در مورد عید غدیر می گویند: «هر کس آن را انکار کند اسلام را انکار کرده».

ادعا می‏کنند أئمه آن‌ها نزد خدا مقام و جایگاهی دارند که نه فرشته مقرّب بدان می‏رسد و نه نبی مرسل، و این را از ضروریات دینشان به حساب می‏آورند.

و می‏گویند: امام مقام محمود و درجه‏ای چنان رفیع و خلافت تکوینی دارد که همه ذرّات هستی در مقابل سیطره آن متواضع است.

آن نفوذ و مقام محمود در موقع جنگ‌هایشان کجاست که مانع گرفتاری و شکست آن‌ها باشد.

و از جمله ادعا می کنند که: «فقیه شیعه به منزله موسی و هارونإ است» شاید تمثیل آن‌ها به موسی و هارون به این سبب باشد که مذهب شیعه پیوند محکمی با ابن سبأ یهودی دارد- خدا دانا‌ترین است.

من نمی خواهم به گمراهی و یاوه‏هایی اشاره کنم که مؤلف در این کتاب نقل کرده، بلکه می‏خواهم شیعه و سنّی آن را بخوانند، چون هدف این است که حق و نشانه‏های آن شناخته شود، و باطل و گمراهی‏ها و زشتی رسوایی‏های آن مفتضح گردد.

من دوست دارم هر شیعه‏ای که خواهان حق و حقیقت است به بیان حق و حقیقت رهنمود گردد، و هر کس بر راه استوار است از لغزشگاه و پرتگاه استوار بر حذر باشد.

بنده به تأکید توصیه می‏کنم به دانشجویان و کسانی که به عزّت اسلام علاقمند هستند این کتاب را بخوانند تا بدانند شیعه و سنّی چقدر از هم فاصله دارند.

علاوه بر این می‏کوشیم حق را بیان کنیم، و لازم است اهل علم این روشنگری را برعهده گیرند، تا فرزندان اهل سنّت بدانند علمای شیعه در مورد قرآن، صحابه، قرآن و وحی آسمانی که معتقداند هنوز هم قطع نشده چه می‏گویند.

بدون شک امّت اسلام نیاز مبرم دارد بر راه و روش روشن جمع شوند و به قرآن و سنّت صحیح مراجعه کنند و ولاء کسانی را داشته باشند که رسول خداص به بهترین قرن بودن آن‌ها شهادت داده است. به این امید که اهل علم در بین راه هدایت و ارشاد و راهنمایی کردن به آن و نیز پاکسازی و جدا سازی آن از راه انحراف و گمراهی و برحذر داشتن دیگران از آن تلاش لازم را مبذول دارند.

همچنین هر جوان شیعه ای را نصیحت می کنم که این کتاب را بخوانند تا خوب بدانند عقل علمای شیعه چگونه است، شاید این سبب اصلاح و در پیش گرفتن راه خدا باشد، راهی که خود در باره اش فرموده:

﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا فَٱتَّبِعُوهُۖ وَلَا تَتَّبِعُواْ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمۡ عَن سَبِيلِهِۦۚ ذَٰلِكُمۡ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ١٥٣[الأنعام: ۱۵۳]

و رسول گرامی اسلام (جهت تمثیل و تبیین این موضوع) خط راستی را کشید؛ سپس از سمت راست و چپ آن چند خط راست دیگر ترسیم کرد و با اشاره به خط راست فرمود: «این راه راست خداست و در مورد خط‌های اطراف فرمود: «این هم راهچه هستند، روی هر کدام شیطانی است که بسوی آن دعوت می-کند».

از خداوند متعال خواهانم با آنچه به ما آموخت ما را سودمند گرداند، و نعمت‌هایش را برای ما مبارک و با برکت گرداند، و این کتاب را مفید گرداند و در بین مردم منتشر گردد تا اهل حق بدانند باطل گرایان چه چیزهایی مخفی کرده اند، و خردمندان و حقگرایان پیرو مذهب اثنی عشریه به حق رهنمود شوند، و دست از هواهای نفسانی بردارند، و با شناخت حق از آن پیروی کنند، از خداوند متعال طلب کمک می کنم و بسوی او باز می گردم.

وصلی الله علی نبيّنا محمّد و علی آله و صحابته و من اهتدی بهداهم.

صالح بن محمّد لحیدان

۱٧/٧/۱۴۲۸هـ ق